درس ساختمان دادهها
نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۱۲/۲۵ – 9:30 ق.ظ - 1,331 بازدیدامتحان درس ساختمان دادهها و الگوریتم در دانشگاه اورهوس، سادهتر از آن چیزی است که من انتظار داشتم. در این هفته با اینکه خیلی سرم شلوغ بود و باید برای یکی از امتحانات درس میخواندم، تقاضای Gerth را رد نکردم و قرار بر این شد که به همراه یکدیگر، سوالات امتحان درس ساختمان دادهها را طراحی کنیم و سپس من آنها را بوسیله Latex درست کنم. البته کار سختی نبود، چون Gerth تنها تغییرات کوچکی در سوالات سال گذشته میداد و سوالات جدید را میساخت. یادم میآید که وقتی در جهاد درس میدادم، هم وقت زیادی را برای طراحی سوالات امتحان و هم برای تصحیح ورقهها صرف میکردم. اما Gerth با اینکه ۱۶۰ دانشجو در کلاس دارد، کمتر از من برای امتحان این درس وقت میگذارد. او ۲۵ سوال طراحی میکند که اغلب آنها هم چهار جوابی و یا حتی دو جوابی هستند و با تغییرات کوچکی بر روی سوالات سال پیش ساخته میشوند. بنابراین نه تنها وقت زیادی برای طراحی سوالات لازم نیست بلکه تصحیح ورقهها نیز در وقت کمی انجام میشود. با او بر سر اینکه چرا امتحان را اینقدر ساده و به خصوص چهارجوابی میگیرد بحث کردم و او در جواب گفت که چون تعداد دانشجویان زیاد است، باید امتحان طوری باشد که تصحیح ورقهها، وقت زیادی از او نگیرد. البته ۱۲ دانشجوی دکترا که معلم حل تمرین (TA) این درس میباشند به اندازه کافی با دانشجویان کار میکنند و تمرینهایشان را تصحیح میکنند. وقتی از Gerth در مورد اینکه آیا به عنوان معلم درس در سر جلسه امتحان حاضر میشود یا نه، سوال کردم و او گفت که یک بار این کار را کرده است و برای هفت پشتش بس است.
چندین نکته جالبی که در مورد شیوه تدریس Gerth برای این درس دیدم را در زیر مینویسم:
- هیچگونه تمرین یا پروژه برنامهنویسی و پیادهسازی از دانشجویان خواسته نمیشود و همه تمرینها که البته تعدادشان هم بسیار زیاد است، تئوری هستند زیرا در درس برنامهنویسی سال اول، به انداره کافی برنامهنویسی یاد میگیرند.
- ساختمان دادهها از روی کتاب معروف CLRS تدریس میشود و تقریباً ۷۰% کتاب که واقعاً حجم انبوهی است، پوشش داده میشود.
- برای پاسخ دادن به سوالات امتحان نیازی به ضریب هوشی بالا نیست، زیرا سوالاتِ معماگونه در آنها دیده نمیشود و تنها از همان الگوریتمهای موجود در کتاب و مسائل تئوریک درس، پرسش میشود.
فرستاده شده در درس خواندن،علوم کامپیوتر | ۴ نظر
آزمون چهار گزینهای
نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۱۲/۱۷ – 11:26 ب.ظ - 768 بازدیدهمیشه در یک آزمون چهار گزینهای، هستند افرادی که به تعدادی از سوالات، شانسی جواب میدهند و نمره لازم برای قبولی در آزمون را بدست میآورند. طراحان اینگونه آزمونها همیشه در پی آن هستند تا احتمال قبولی چنین افرادی را پایین بیاورند. برخی از فاکتورهایی که در مناسب بودن یک امتحان موثر هستند عبارتند از تعداد سوالات، نمره لازم برای قبولی، تعداد کل شرکتکنندگان، تعداد شرکتکنندگانی که پاسخهای شانسی میدهند و البته تعداد سوالاتی که این شرکتکنندگان به آنها پاسخ شانسی میدهند. اما نه تنها برخی از این عوامل قابل پیشبینی نیستند، بلکه به سختی میتوان یک تقریب مناسب از آنها بدست آورد. اما در هر صورت، این مسئله جزء مسائل مهمی است که محققین بر روی آن کار میکنند و بعد از آنکه اطلاعات نسبتاً کافی در مورد فاکتورهای تاثیرگذار در مسئله، جمعآوری کردند، شروع به تحلیل آن میکنند تا میزان قبولی شانسی در آزمون (یا همان خطای در آزمون) را بسنجند.
در پروژهای که برای درس الگوریتمهای تصادفی انجام دادم، در یک آزمون با n سوال که R تا از شرکتکنندگان آن به (۳n/5) از سوالات، پاسخ شانسی میدهند و آزمون مناسب، آزمونی است که حداکثر ۵% از این R شرکتکننده قبول شوند، نتایج زیر را بدست آوردم.
- برای اینکه احتمال قبولی شانسی یک شرکتکننده، کمتر از ۵% باشد، تعداد سوالات باید حداقل ۱۸۵ باشد.
- اگر یک برنامه کامپیوتری برای تشخیص مناسب بودن یک آزمون ساخته شود، به طوریکه این برنامه، آزمونی را مناسب بداند که حداکثر ۰٫۰۴R از شرکتکنندگان در آن قبول شوند، در آن صورت اگر R>=2996 باشد، احتمال خطای این برنامه کامپیوتری به کمتر از ۰٫۰۵ کاهش مییابد.
در برنامهای که برای یافتن یک n مناسب نوشتم، اگر R>=8186 باشد، احتمال خطای برنامه یعنی احتمال اینکه n یافت شده متعلق به یک آزمون مناسب نباشد، تنها ۵% است.
در اغلب این تحلیلها، از یک قضیه مهم در الگوریتمهای تصادفی استفاده شد با نام Chernoff Bound. با استفاده از این قضیه میتوان تعیین کرد که یک متغیر، حداکثر با چه احتمالی از مقدار میانگین خود فاصله میگیرد.
————————–
منابع:
۱- تعریف پروژه درس الگوریتمهای تصادفی
۲- گزارش من برای پروژه
فرستاده شده در علوم کامپیوتر | ۳ نظر
Robert Tarjan
نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۱۱/۳۰ – 11:23 ب.ظ - 2,639 بازدیدRobert Tarjan که هم اکنون شصت و یک سال دارد و در شرکت HP و در زمینه شناخت جهتگیریهای تکنولوژی و قویتر کردن بخش تحقیقات، فعالیت میکند، در سال ۱۹۶۹، لیسانس ریاضی گرفته و در ۱۹۷۱ فوق لیسانس علوم کامپیوتر را به پایان رسانده و یک سال بعد در ۱۹۷۲، مدرک دکترای خود را از دانشگاه استنفورد، در رشته علوم کامپیوتر گرفته است. پس از آن در چندین دانشگاه و شرکت آمریکایی، به تدریس و تحقیق مشغول بوده و هم اکنون هم علاوه بر شرکت HP، در دانشگاه Princeton، به عنوان محقق فعالیت میکند. او تا به حال، نزدیک به ۲۰۰ فصل کتاب(۱) و مقاله علمی منتشر کرده است و به خاطر کارهایش در زمینه طراحی الگوریتم و ساختمان دادهها در نظریه گراف و درختها، در میان دانشمندان رشته علوم کامپیوتر، شهرت فراوانی دارد. وی به ترتیب در سالهای ۱۹۸۳، ۱۹۸۴، ۱۹۸۶، ۱۹۹۹ و ۲۰۰۴، موفق به دریافت جوایز Nevanlinna و NAS و Turing و Paris Kanellakis و Blaise Pascal Medal شده است.
رابرت، خود را شیفته یافتن پاسخهایی هوشمندانه و ساده، برای مسائل و معماهای گوناگون میداند و معتقد است، برای حل مسائل پیچیده و یافتن ایدههایی نو، باید خود را غرق در تفکر کرد. همانگونه که یک بیماری، تمام وجود یک بیمار را در بر میگیرد، یک معما نیز باید تمام وجود یک محقق را پر کند، به طوریکه شبها، خواب مسئلههایش را ببیند و هنگام قدم زدن، به آنها فکر کند. یک ریاضیدان باید روزها و ماهها، به مسئله خود فکر کند و ناگهان برای مدتی کوتاه، آن را به طور کامل کنار بگذارد و سپس، بررسی آن را دوباره از سر گیرد و در همین لحظه از سرگیری است که ایدههای تازه شکل میگیرند و هیجانی زیبا در او بوجود میآورند. رابرت معتقد است که در ۹۰ درصد مواقع، ایدهها به پاسخی صحیح، منتهی نمیشوند، اما از همان ایدههای نادرست، به طور کاملا غیراختیاری و بدون آنکه خود محقق متوجه باشد، ایدههای صحیح شکل میگیرند و بر سرش فرو میآیند.
یکی از فعالیتهایی که ذهن رابرت را شدیداً مشغول میکند، تبدیل الگوریتمهای پیچیده به الگوریتمهایی ساده است، چرا که معتقد است، هر چه الگوریتم سادهتر باشد، تعداد افرادی که علاقهمند میشوند تا به سراغ پیادهسازی(۲) آن بروند نیز بیشتر میشود و همچنین در اغلب مواقع میتوان ایدههای به کار رفته در الگوریتمهای ساده را، عمومیت بخشید و از آنها در حل مسائل گوناگون و حتی در علوم دیگر نیز استفاده کرد.
رابرت که در سنین کودکی، علاقه شدیدی به حل معماها و بازیهایی مثل شطرنج و Checkers داشته است، در دوران دبستان، معلم ریاضی مدرسهشان، چنان انگیزهای در ذهن او بوجود میآورد که از همان زمان، شیفته ریاضیات میشود. وی میگوید، شاید مهمترین چیز در تربیت ذهنی کودکان، تشویق آنها به مطالعه باشد. باید آنها را تشویق کرد که بیشتر بخوانند. باید با آنها طوری رفتار کرد که منجر به تفکر بیشتر در آنها شود. وسایلی مانند تلوزیون، با آنکه اطلاعات کودکان را افزایش میدهند، اما آنها را تبدیل به افرادی میکنند که بدون خلاقیت و تفکر، در انتظار وارد کردن همه دانشها به مغزشان هستند. رابرت به آموزش و تدریس، بسیار علاقه دارد و معتقد است، بهترین راه برای درک عمیق ایدهها، آن است که آنها را برای افراد دیگر توضیح دهیم، چرا که در حین همین توضیحات است که ایرادهای احتمالی ایدهها کشف میشوند. همچنین علاقه شدید دانشآموزان و دانشجویان به یادگیری، هیجان انگیزانندهای را در معلم بوجود میآورد.
رابرت در مصاحبهای که در سال ۲۰۰۴ داشته است، سه تکنولوژی آینده را فناوری اطلاعات، بیوتکنولوژی و نانوتکنولوژی دانسته است.
——————–
(۱): فصل کتاب: Book Chapter
(2): پیادهسازی: Implementation که عبارت است از تبدیل یک الگوریتم به یک برنامه کامپوتری
——————–
منابع:
2- HP-Interview With Robert Tarjan
فرستاده شده در علوم کامپیوتر،مشاهیر | یک نظر
ادامه تحصیل-جستجو به دنبال دانشگاه
نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۱۱/۲۸ – 12:06 ق.ظ - 15,804 بازدیددر کشور دانمارک، بیش از بیست دانشگاه و در قارههای اروپا و آمریکا، چند هزار دانشگاه وجود دارند. برخی از این دانشگاهها، تنها دورههای فوقدیپلم و لیسانس را برگزار میکنند و برخی دیگر تا سطح دکترا را هم پوشش میدهند و جزء مراکز تحقیقاتی محسوب میشوند. بعضی از این دانشگاهها، رایگان میباشند و برخی دیگر دارای هزینههای بالایی برای تحصیل هستند. بعضی از آنها، بودجههای بالایی برای مخارج خود دارند و از بنگاههای اقتصادی مختلف و یا از دولت، مبالغ سنگینی را برای امور خود دریافت میکنند.
تعدادی از عواملی که در بالاتر بودن کیفیت کاری یک دانشگاه، مهم قلمداد میشوند، عبارتند از:
- نظر محققین سراسر دنیا درباره آن دانشگاه.
- تعداد محققین مشغول به کار یا بازنشستهای که موفق به دریافت جایزه نوبل و یا مدال فیلدز شدهاند.
- تعداد مقالاتی که به تعداد فراوان، به آنها ارجاع شده است.
- نسبت تعداد استاد به دانشجو
- نسبت تعداد و کیفیت مقالات به تعداد محققین.
- تعداد دانشجویان، اساتید و محققین خارجی (بینالمللی بودن دانشگاه)
موسسههای خصوصی و یا دولتی هستند که بر اساس چنین فاکتورهایی، اقدام به رتبهبندی دانشگاهها در مناطق جغرافیایی مختلف دنیا میکنند و هر چند که به گواهی خودشان، نمیتوان به طور کامل به این رتبهبندیها، اطمینان کرد، اما تا حدی، میتوان به کیفیت آکادمیک دانشگاهها پی برد.
سال گذشته که من تصمیم گرفته بودم برای چند دانشگاه اروپایی، درخواست پذیرش بفرستم، لیست پنجاه دانشگاه برتر اروپا را در رتبهبندی دانشگاه شانگهای باز کردم و از ابتدای لیست، شروع به بررسی دانشگاهها کردم. در وبسایت هر دانشگاه، بخشی وجود دارد که به معرفی جایگاههای خالی میپردازد. این بخش، تحت نام Vacancy و یا Open Positions قرار دارد و یا به عنوان بخشی از اخبار دانشگاه قرار میگیرد. وقتی پروژهای به تصویب دانشگاه میرسد و بودجهای برای انجام دادن آن اختصاص مییابد و یا وقتی یکی از اساتید، تصمیم به استخدام یک دانشجوی دکترا میگیرد، اطلاعیهای در وبسایت دانشگاه ثبت میشود که در واقع توضیحی است در رابطه با موضوع تحقیق دوره دکترا، استاد راهنما، حقوقی که به طور ماهیانه به دانشجو داده میشود و البته درباره شرایطی که دانشجو باید داشته باشد و مدارکی که باید ارسال کند. معمولاً هم یک آدرس ایمیل در آن اطلاعیه ذکر میشود که متقاضیان میتوانند سوالات خود را به آن آدرس بفرستند. برخی از دانشگاهها نیز، در قسمتی از وبسایت خود، فرمهایی را قرار دادهاند که متقاضیان میبایست اطلاعات لازم را به صورت آنلاین، در آن فرمها پر کنند و مدارک لازم را نیز به فرمها متصل کنند.
و در آخر چند نکته:
- بررسی مداوم جایگاهای خالی در وبسایت دانشگاههای مختلف، بسیار مهم است. در دانشگاهای بزرگ اروپا، هر هفته، تعدادی جایگاه خالی بر روی وبسایتشان قرار میگیرد.
- میتوان با عضویت در وبسایتهایی مانند International Scholarship Resources که به جمعآوری جایگاهای خالی در دانشگاهای مختلف میپردازند، از طریق ایمیل، از آخرین جایگاهها مطلع شد. اما باید توجه کرد که این وبسایتها، تمام دانشگاهها را مورد بررسی قرار نمیدهند.
- آنقدر تعداد دانشگاه در این دنیا زیاد است و آنقدر، تحقیق و پژوهش، اهمیت پیدا کردهاند که بالاخره هر فرد علاقهمندی میتواند دانشگاهی را برای ادامه تحصیل پیدا کند.
- و چند نکته از IranIndia.com درباره ادامه تحصیل
فرستاده شده در ادامه تحصيل در خارج | ۲۱۴ نظر
ایران کجاست؟
نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۱۱/۱۷ – 8:50 ب.ظ - 824 بازدیدتا وقتی در ایران زندگی میکنیم، گمان میکنیم تمام مردم دنیا، نه تنها ما را میشناسند بلکه با تمام وجود خود اعتراف میکنند که ایرانی جماعت، از هوش، استعداد و تواناییهای فراوانی برخوردار است. بعد از آن هم، این خوشبینی غیر واقعی را با ذکر تاریخ و تمدن درخشان ایرانی و با آوردن نام چند دانشمند بزرگ و چیزهایی دیگر از این قبیل، بدیهی جلوه میدهیم. غافل از اینکه، بسیاری از مردمان مغرب زمین (چه برسد به مشرق زمین)، نه تنها گمان میکنند که ایرانیها نیز به زبان عربی حرف میزنند و نه تنها در بسیاری مواقع، تصور میکنند که ایران، همان عراق است بلکه بسیاری از آنها حتی نامی از کشور ایران هم نشنیدهاند. ما چه قدر خوش خیالیم که فکر میکنیم، تمام دنیای غرب، دست به دست هم دادهاند تا نکند ایرانیها از هوش سرشار خود استفاده کنند و دنیا را به تصرف خود درآورند. اینها اگر خیلی به ما، اهمیت دهند، در قسمتی از اخبار تلوزیونهایشان، صحنههایی از هوا کردن ماهواره توسط ایرانیها را نشان میدهند. البته خوب، حق هم دارند. در دنیای به این بزرگی با این همه تنوع فرهنگی و با انواع و اقسام خبرهای گوناگون، دیگر جایی برای یک ملتِ جهان سومیِ دور از دنیای متمدن نمیماند. اما دیگر نمیتوان این حق را به ایرانیهایی داد که در کشورهای خارجی زندگی میکنند، به زبان فارسی سخن میگویند ولی موقعیت جغرافیایی ایران را در کره زمین نمیدانند. حال شما قضاوت کنید، چگونه میتوان پذیرفت که نژاد ایرانی، نژادی هوشمند و استثنایی است:
فرستاده شده در جامعه | ۵ نظر
خوابگاه
نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۱۱/۱۱ – 11:19 ب.ظ - 900 بازدیدشهر اورهوس که بیش از چهل هزار دانشجو در آن زندگی میکنند، دارای بیش از ده خوابگاه دانشجویی نیز میباشد. هیچیک از خوابگاههایی که در شهر هستند، رایگان نمیباشند و حتی دانشجویان دوره لیسانس نیز باید برای اقامت در اتاقها، اجاره ماهیانه بپردازند و به همین دلیل است که اغلب دانشجویان در کنار درس خواندن، ناچار به انجام کارهای پارهوقت میشوند. از فروشندگی و صندوقداری در فروشگاهها گرفته تا تمییز کردن خانهها و کارخانهها. برخی دانشجویان و به خصوص آنهایی که در دوره فوق لیسانس و دکترا تحصیل میکنند، اجاره بیشتر یک آپارتمان را به شلوغی و سر و صدای خوابگاهها ترجیح میدهند و یک آپارتمان تقریباً پنجاه متری را، یک نفره یا دو نفره اجاره میکنند. خوابگاهی که من در آن ساکن هستم، بزرگترین خوابگاه شهر است و بیش از هزار دانشجو در آن ساکن هستند. هر یک از ساختمانها دو طبقه دارند و در هر طبقه نیز شش اتاق یک نفرۀ پانزده متری قرار دارد که هر کدامشان حاوی توالت و حمام نیز میباشند. در طبقه اول ساختمان و در کنار اتاقها، یک هال شصت متری و یک آشپزخانه بیست متری قرار دارند که اغلب وسایل لازم برای زندگی را دارند و تمام این وسایل هم به صورت مشترک استفاده میشوند. بنابراین دانشجویان، نیازی به خرید وسایلی که در آشپزخانه و یا اتاقشان قرار دهند، ندارند، هرچند که من، بسیاری از این وسایل را برای خودم خریدم تا هم استفاده از آنها برایم راحتتر شود و هم از شر کثیفکاریهای این دانشجویان خلاص شوم.
سیستم پرداخت اجاره در دانمارک به این صورت است که به اندازه یک ماه اجاره خانه را به عنوان پول پیش و اجاره هر یک از ماهها را در ابتدای آن ماه میگیرند.
یکی از جالبترین قوانینی که در خوابگاه ما وجود دارد، این است که هر هفته، مسئولیت تمیز کردن آشپزخانه، هال و راهپلهها بر عهده سه نفر از دوازده عضو خانه است و این نوبتبندی از قبل توسط مسئولین خوابگاه انجام گرفته است و هر هفته نیز برای اطمینان از پاکیزگی خانه، آن را مورد بازبینی قرار میدهند و در صورت کثیف بودن، مبلغ زیادی را بابت جریمه، از فرد خاطی میگیرند که متأسفانه، این مجازات، یک بار گریبان من را هم گرفت. از چند ماه پیش از آغاز سال نو، مسئولین خوابگاه، فرصتی دو ماهه را تعیین کردند تا تمام دوازده همسایه، با همکاری یکدیگر، خانهتکانی کنند و در واقع، این خانهتکانی فرصت خوبی است تا تمام اعضای خانه، دور هم جمع شوند و دو روز را به نظافت مشغول شوند و با یکدیگر آشنایی بیشتری پیدا کنند.
جدای از تمام دردسرها، کثیفیها، سر و صدا و شلوغیها، بیادبیها و احیاناً وجود سگها و گربههای خانگی، زندگی در چنین خوابگاههایی، نه تنها موجب آشنایی با افراد مختلف از ملیتهای مختلف و با فرهنگهای مختلف میشود که آدمی را در برخورد با ناملایمات و اختلاف سلیقهها، صبورتر میکند. نه تنها دانشجویان، دور از خانواده و به صورتی مستقل، زندگی مجردی را تجربه میکنند که در کنار دیگر افراد و هم و سن و سالهایشان، زندگی اجتماعی را نیز میآموزند. نه تنها آخر هفتههای خود را در کافهها و دیسکوها و کلابها، به مست کردن و رقصیدن و داد کشیدن میگذرانند بلکه در کنار خود، آدمهایی را نیز میبینند که به شیوه دیگری زندگی میکنند و از پس تمام این تجارب، آدمهایی سر بر میآورند که نگاه منطقیتر و عقلانیتری به زندگی و به دنیای پیرامون خود دارند.
فرستاده شده در يادداشتهاي دانمارك | ۹ نظر
به یاد دوران کودکی
نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۱۱/۰۲ – 1:43 ب.ظ - 1,333 بازدیدمدتها قبل از دانشگاه، قبل از آنکه با کارتونهای زیبای تلویزیون مانند بچههای کوه آلپ خو کنم و حتی پیش از ورود به مدرسه و آغاز به خواندن و نوشتن، مونس و همدم دوران ۳-۴ سالگیام، کتابهای داستانی بودند که هنوز شیرینی اشعارشان بر زبانم است و گرمی حکایتهایشان در ذهنم. چه قدر خوب بود اگر فرصتی دست میداد تا فارغ از همه دغدغههای زندگی، چندی را دوباره به خواندن و بررسی همان کتابها بپردازم و بیندیشم که تا چه حد، آن داستانها و اشکال رنگارنگ، در زندگی من و در طریقه نگاهم به دنیا تاثیر گذاشتهاند. یکی از آنها، کتابی بود با نام خروس زری پیرهن پری، داستانی از احمد شاملو و به همراه نواری که نواهایش، بخش بزرگی از خاطرات دوران کودکیام است. آیا هنوز کودکان این مرز و بوم، داستانهایی به این زیبایی را با صداهایی به آن طراوت میشنوند؟ آیا هنوز هستند افرادی که با وجود سختیها، مشغلهها و سرعت بالای زندگی، لحظاتی را آرام بگیرند و آثاری آموزنده و زیبا را برای نسلهای نونهال این مملکت خلق کنند؟ و آیا هنوز در کنار این فضای پرتنش و پرهیاهو و خشن، کودکی کتابخوان یافت میشود که بتوان دست او را گرفت و به یک کتابفروشی رفت و برایش کتابی خرید؟ یادش به خیر، خیابان قصرالدشت، نرسیده به بابائیان، کتابفروشی خیام.
قسمتهایی از نوار صدای داستان “خروس زری پیرهن پری”
بچههای کوه آلپ (آنت و لوسین)
فرستاده شده در اخلاق،عمومي،هنر | ۹ نظر
کنسرت کریسمس و شهر قدیمی
نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۱۰/۳۰ – 8:01 ب.ظ - 549 بازدیدچند وقت پیش وقتی از Gerth، پرسیدم که برای کریسمس چه چیزهای دیدنی در اورهوس وجود دارند، او هم دو چیز را معرفی کرد. اول کنسرت موسیقی سنتی کریسمس که سالی یکبار و آنهم در کاتدرال* اورهوس برگزار میشود و دوم موزهای که گمان میکنم آثار بازمانده از شهر قدیمی اورهوس میباشد. در دانمارک، هنرهایی از قبیل موسیقی، نمایش و معماری، بسیار مورد توجه هستند و در این میان، اورهوس بیش از باقی شهرها، هم گروههای موسیقی دارد و هم کنسرتهای مختلفی را هر هفته برگزار میکند. ماه گذشته، گروه مشهور Eagles، از آمریکا به اینجا آمده بودند تا برنامهای را اجرا کنند. خلاصه، بلیط بیست هزار تومانی کنسرت کریسمس را از طریق وبسایت BILLETnet خریدم و بیست دقیقه، قبل از شروع مراسم در کلیسا حاضر شدم. اما نه تنها، تمام صندلیهای جلوی سالن، پر شده بودند بلکه اغلب صندلیهای دیگر که در قسمتهای نامناسب سالن هم بودند و ستونهای عظیم کلیسا، کاملاً جلوی دیدشان را میگرفتند هم اشغال شده بودند. به ناچار در قسمتی نشستم که از آنجا حتی، یک نفر از پنجاه نوازنده هم قابل رویت نبودند. هر چند که آن موسیقی، از نواهای زیبای گروه کر تشکیل شده بود و بر دیوارها و سقف کلیسا، نگارهها، مجسمهها و رنگهای بسیار زیبا و تفکربرانگیزی نقش بسته بودند، اما با این حال به خاطر طراحی نامناسب صندلیهای کلیسا، از رفتن به آنجا پشیمان شده بودم. کار به جایی رسیده بود که کله من از شدت خوابآلودگی، دائماً به سمت چپ و راست منحرف میشد و من را به یاد آن کمدی Mr. Bean در کلیسا میانداخت. اما مگر میشد در وسط آن جمعیت که در کلیسا جمع شدهاند و اشعار مذهبی میخوانند، لبخندی به لب زد. نیم ساعتی، به اطراف نگاه میکردم و انتظار میکشیدم که یک اتفاقی بیفتد. ناگهان فردی از وسط جمعیت برخاست و به سمت درب خروجی کلیسا رفت. من که ذوق زده شده بودم، تازه فهمیدم، پس میشود در وسط مراسم هم، سالن را ترک کرد و طبیعتاً، بعد از آن با چهرهای کاملاً جدی که نشان از شدت رضایت از برنامه باشد، سالن را ترک کردم.
از آن بدتر، موزه Den Gamle By یا همان شهر قدیمی بود که گشتی یک ساعته در داخل خانهها و کارگاههای قدیمیاش و آنهم به همراه رضا، کافی بود که نه تنها تمام قسمتهای آن را ببینیم و بر این ندید و بدید بودن این مردم بخندیم، که موبایل به دست از بعضی قسمتهای آن هم فیلم بگیریم و در داخل فیلم، حرکات طنزآمیز انجام دهیم. اما متأسفانه، تمام شدن ناگهانی باتری موبایل، موجب شد آن اثر هنری به زبالهدان تاریخ سپرده شود. تو هم با این پیشنهاداتت Gerth!.
منبع عکسهای کلیسا: Århus Domkirken
منبع عکسهای موزه: DenGambleBy
فرستاده شده در يادداشتهاي دانمارك | یک نظر













