سؤالاتی مهم
نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۸/۰۶/۲۰ – 7:46 ب.ظ - 617 بازدیددر این صفحه، سوالات مهمی را که در زندگیام به آنها برخورد کردهام و همیشه ذهنم را مشغول کردهاند مینویسم تا شاید نظرات خوانندگان بلاگ بتوانند در یافتن پاسخی برای آنها یاریام کنند. همچنین خوانندگان میتوانند سوالات جدیدی را برای اضافه شدن به این لیست مطرح نمایند. تلاش میکنم برای هر سوال، پاسخی که تا به حال ذهنم به آن راه یافته است را بنویسم.
—————————————————————————————————
۱- جمعآوری ثروت در زندگی، تا چه حدی خوب است؟ تا این حد که بهترین خانه، اتوموبیل و لپتاپ را بخریم؟ در انتخاب شغل، تا چه حدی باید، میزان درآمد آن را در نظر گرفت و تا چه حدی میزان علاقه را؟
۲- آیا ترک وطن و زندگی در کشوری مرفهتر، خوب است؟ به راستی وظیفه ما در قبال وطنمان و یا هموطنانمان چیست؟ جانمان را فدا کنیم؟ ثروتمان را وقف کنیم؟ چه قدر از وقتمان را برایش در نظر بگیریم؟ آیا خوب است که آدمی برای رسیدن به اهداف شخصی زندگیاش، پدرو مادر خود را ترک کند و به دیار دیگری برود؟
۳- در مواقعی که عشق و علاقه به یک انسان دیگر، وجود آدمی را فرا میگیرد، آیا درست است که زندگی خود و اهدافش را فدای رسیدن به محبوبش کند؟
۴- اگر بپذیریم که اعمالی که در دین به آنها توصیه شده است، اعمال خوبی هستند، آیا این خوبی به دلیل خود آن اعمال و تاثیرات خوبی که بر آدمی دارند میباشد و یا به خاطر اینکه خداوند به انجام آنها توصیه فرموده است تا بندگان مطیعش را از دیگران متمایز کند؟
۵- وجود رابطه پیش از ازدواج بین یک دختر و یک پسر، در چه حدی و به چه شکلی خوب است؟ در صورتی که مهر و علاقهای شدید بوجود بیاید و یا در هر صورت؟ صحبت کردن، نگاه کردن، دست یکدیگر را گرفتن، همدیگر را در آغوش گرفتن و یا داشتن رابطه جنسی؟
۶- آیا استفاده رایگان از نرمافزارهای پولی، کار درستی است؟
۷- دروغ گفتن در چه مواقعی جایز است؟
۸- آیا علم آنقدر با ارزش است که آدمی بخش بزرگی از عمر خود را صرف پیشرفت آن کند؟ وقتی نتیجه کاربردی برخی تحقیقات علمی به درستی مشخص نیست، آیا نباید از انجام آنها جلوگیری کرد؟ آیا برخی پیشرفتهای علمی، مانند کامپیوتری کردن همه زندگی انسان، بر ضد بشریت نیستند؟
۹- آیا مطالعه درباره سیاست، دین، فلسفه و اخلاق به عنوان یک سرگرمی فایدهای دارد (با توجه به اینکه در کشورهایی مانند ایران که از غافله توسعه عقب هستند در مقایسه با کشورهای پیشرفتهای مانند دانمارک، درصد بیشتری از مردم به این مسائل روی میآورند)؟ اگر فایدهمند است، به چه میزان؟ مثلاً آیا خوب است که چندین ساعت از روز را صرف مطالعه سخنان سیاستمداران کنیم؟
۱۰- چه میزان تفریح در زندگی خوب است؟ آیا مثلاً صرف کردن تنها سه ساعت از شبانه روز برای تفریح و بودن با پدر و مادر و همسر و دوستان کافی است؟
۱۱- چند ساعت خواب در شبانه روز کافی است؟ آیا باید به حرف پزشکان گوش داد و زیاد خوابید و یا مانند آدمهای سختکوش، تنها چهار ساعت در روز خوابید؟
۱۲- آیا بهتر است که انسان به جای خواندن کتاب، برای جلوگیری از اتلاف وقت، فیلم ببیند؟ آیا بهتر است که انسان به جای خواندن مقالههای علمی، برای جلوگیری از اتلاف وقت، با خود دانشمندان به مباحثه بپردازد؟
۱۳- آیا فراماسونری وجود دارد؟
۱۴- آیا خوب است که انسان، طوری رفتار کند که دیگران به راحتی به شخصیت وی پی ببرند؟
توسط محسن در اردیبهشت ۱۹, ۱۳۸۹ | پاسخ
۱-من به شخصه یک خانه نقلی و یک اتومبیل شخصی و یک کار دائم با حقوق معمولی(کارمندی) داشته باشم راضی ام.چون با وجود این چیزها که پایه و اساس هم هستند می توانم به شغلی که علاقــــــــــه دارم بدون دغدغه و استرس بپردازم.
۲-زندگی در کشوری مرفه تر بستگی به خود فرد دارد.هر جا که می داند آرامش روحی دارد زندگی در آنجا خوب است.چون به دنبال این آرامش می توانی به کارهای دیگرت بپردازی حال می خواهد یک روستای دور افتاده باشد یا مدرنترین شهر با امکانات فوق تفریحی وقتی آرامش روحی نداری و نمی توانی لذت واقعی را ببری باید فکری به حال خود بکنی.
۳-در مورد عشق هم اینکه زندگی و اهدافش را فدای او کند کاره منطقی و درستی نیست.با رسیدن به محبوبش و فراموش کردن از اهدافش در زندگی، باید دست محبوبش را بگیرد و برود در مکانی عشقولانه و فقیرانه! زندگی از خودشان در کنند.این یک قانون است که برای بدست اوردن چیزی در این دنیا باید از چیزهایی گذشت.بهترین حالت این عشق هم این است که بتوانی از آن استفاده کنی و آن انگیزه ای شود برای رسیدن به اهدافت در زندگی که اینگونه افراد کمتر پیدا می شوند که از عشق به کمال مطلوب برسند.
۴-اعمالی که در دین توصیه شده است به نفع خود انسان است هم در این دنیا و هم در آخرت اگر اعتقادی باشد.چه بسا با تک تک سلول های وجودم آرامشی را که در نماز به خصوص صبح پیدا می کنم در هیچ چیز دیگر پیدا نکرده ام.ولی صد افسوس که قدر این نعمت را کمتر می دانم.
۵-وجود رابطه قبل از ازدواج هم خوب است اما حد و مرز دارد.من به شخصه ازدواج های سنتی را قبول ندارم که دختر و پسری که هرگز همدیگر را ندیده اند در عرض یکی دو هفته هم آشنا می شوند و هم محرم هم می شوند.به نظرم مدتی رابطه قبل از ازدواج البته با اطلاع پدر و مادر دو طرف می تواند خیلی در زندگی مشترک دو طرف که در آینده شکل می گیرد موثر باشد.
۶-استفاده ی رایگان از نرم افزا رهای پولی کار جالب و درستی نیست.ما که در یک کشور اسلامی زندگی می کنیم باید مراجع هم نظرات خود را در این مورد اعلام کنند تا کم کم فرهنگ استفاده صحیح از این امکانات همه گیر شود.
۷-بحث دروغ خیلی مفصل است.انسان باید خودش شرایط را بسنجد و صلاح دیگران را که باید در یک موقعیت دروغ گفت یا راست.
۸-در مورد ارزش علم هم بستگی به علاقه خوده فرد دارد و هیچ اجباری نیست.
۹-برای ما که کامپیوتری هستیم مطالعه چیزی دیگر مفیدتر خواهد بود.دین و فلسفه و اخلاق را باید گذاشت برای اهلش.البته مطالعه اخلاق خوب است ان هم برای کسی که بد اخلاق است نه برای ما دکتر جان!باید از مطالعه این کتب راه درست را انتخاب کرد و و زیاد دنبالش نرفت.
۱۰-اگر امکانش باشد هر چه تفریح بیشتر باشد برای خود و نزدیکان درجه اول بهتر است.مخصوصا با همسر و پدر و مادر که ارکان اصلی در این باره هستند.
۱۱-هر وقت دیگر مخت از خستگی کار نکرد خواب بهترین توصیه است.
۱۲-مهم این است که از آن یک یا دو ساعت تماشای فیلم یا مطالعه کتاب چیزه تازه ای یاد بگیری.اگر دانشمندان در همه جا در دسترس بودند که خیلی عالی بود ولی نیستند که مقاله های علمی جای آن را گرفته است.
۱۳-نمی دانم.
۱۴-این خوب نیست که انسان طوری رفتار کند که دیگران به راحتی به شخصیت وی پی ببرند.اگر انسان مغرور هم نیست و در کل آدم مهربان و خوبیست در بعضی مواقع لازم است که مغرور باشد و بسیار جدی! و به طور کلی با هر کسی باید مثله خودش رفتار کرد این قانونی است در روابط عمومی موفق.
-=-=-=-=-=-=-
دوست داشتم هر کدوم رو خیلی بیشتر جواب بدم ولی وقتش نیست.خلاصه نویسی هم خودش خیلی خوبه.
موفق باشید و چاکریم.