نکاتی درباره چگونگی تحقیق
نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۹/۰۲/۱۸ – 4:30 ب.ظ - 226 بازدیددر طی این دو سال که از شروع دوره دکترای من میگذرد تعدادی از روشهای تحقیق را که محققین به کار میبرند دیدهام. با بعضی از محققین که در موضوع کاری خود جزء بهترینها محسوب میشوند، در این باره صحبت کردهام و تلاش کردهام تا از آنها بپرسم چگونه روشی خوب است. البته این درست است که مناسب بودن یک روش به آدمی که آن روش را بکار میبرد نیز بستگی دارد اما برخی نکاتی که در اینجا میآورم میتوانند کمک بسیاری در پیدا کردن یک راه مناسب برای هر فرد باشند. برخی از این نکات تنها به تحقیقاتی که در زمینههای تئوری انجام میشوند مرتبط هستند.
- تحقیق از سه قدم تشکیل میشود:
۱- نوشتن مسئله بر روی کاغذ
۲- مطالعه و تفکر بسیار سخت و طاقتفرسا درباره مسئله
۳- نوشتن جواب بر روی کاغذ
- مسئله باید به طور ۱) دقیق ۲) واضح و ۳) با ذکر جزئیات تعریف شود (خیلی از اتلاف وقتها در حل مسئله به خاطر رعایت نکردن همین موضوع است).
- در ابتدا تلاش کنید سادهترین حالت خاص از مسئله را حل کنید.
- دانستههای قبلی را که ممکن است به حل مسئله کمک کنند یادداشت کنید و آنها را مرور کنید.
- سعی کنید بین دانستههای قبلی ارتباط برقرار کنید. اغلب راهحلها از طریق برقرار کردن اینگونه ارتباطات شکل میگیرند.
- برای حل کردن یک مسئله لازم است که در آن موضوع متخصص شوید. برای متخصص شدن دو چیز لازم هستند: ۱) مسئله برایتان مهم باشد در حدی که از حل نشدنش نگران شوید. ۲) در حول موضوع مسئله به اندازه بسیار زیادی مطالعه کنید.
- قبل از خواندن تکنیکهای استفاده شده در یک مقاله، سعی کنید خودتان نتیجهای که در آن مقاله آمده است را بدست آورید. اگر نتوانستید، خواندن تنها بخش کوچکی از مقاله برای کمک کردن به شما در بدست آوردن آن نتیجه کافی است. هیچ لزومی ندارد که حتماً مقاله بخوانید و یا کل یک مقاله را مطالعه کنید. بسیاری از محققین بزرگ هیچ مقالهای نمیخوانند.
- هرگاه در حل مسئله به بن بست خوردید آرامش خود را حفظ کنید و به یک پیادهروی یا دوچرخهسواری بروید. همچنین به مدت کوتاهی (مثلاً چند روز) تمام افکار خود درباره مسئله را به کنار بگذارید.
- گاهی اوقات سعی کنید تمام راهحلهایی را که دیگران در گذشته دادهاند فراموش کنید و با ذهنی باز به سراغ حل مسئله بروید.
- هرگاه در حین فکر کردن، ایدههای متعددی به ذهنتان میرسند، آنها را یادداشت کنید تا فراموششان نکنید و سپس یکی یکی هر کدام را بررسی کنید.
- با خودتان درباره مسئله صحبت کنید.
- هر از چند گاهی یک مقاله که لزوماً هم در آن تخصصی ندارید را به طور دقیق بخوانید به شکلی که متوجه شوید که در واقع نویسندگان مقاله چه کردهاند.
- هر از چند گاهی با دیگر محققینی که با آنها علائق مشترک دارید به بحث بنشینید.
- یک شبکه انسانی از دوستان محقق برای خود بوجود آورید.
- همیشه به یادتان باشد که چیزهایی در حافظهتان وجود دارند که اگر با هم ترکیب شوند به نتایج خوبی منجر میشوند.
- بدن و فکر انسان برای خوب کار کردن مجموعهای از نیازمندیها دارند که باید برآورده شوند. از جمله: اخلاقی زندگی کنید؛ دیگران را دوست داشته باشید و به آنها احترام بگذارید؛ حقایق را بپذیرید؛ اعتماد به نفس داشته باشید؛ روابط صمیمانه دوستی، خانوادگی و جنسی داشته باشید؛ برای سلامتی، شغل، خانواده و املاک خود ایمنی ایجاد کنید؛ و در نهایت خوب تنفس کنید، خوب بخورید و بیاشامید، رابطه جنسی خوبی داشته باشید، خوب بخوابید و به طور مناسب به توالت بروید (برای اطلاعات بیشتر به نمودار نیازمندیهای Maslow نگاه کنید).
- قبل از خواب، در رختخواب خود کمی به مسئله فکر کنید.

منبع عکس: Study Hacks
فرستاده شده در تحقیق، درس خواندن | یک نظر
سوالاتی مهم
نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۹/۰۲/۱۱ – 1:30 ب.ظ - 149 بازدیدقصد دارم در صفحه سوالاتی مهم، سوالات مهمی را که در زندگیام به آنها برخورد کردهام و همیشه ذهنم را مشغول کردهاند بنویسم تا شاید نظرات خوانندگان بلاگ بتوانند در یافتن پاسخی برای آنها یاریام کنند. همچنین خوانندگان میتوانند سوالات جدیدی را برای اضافه شدن به این لیست مطرح نمایند. تلاش میکنم برای هر سوال، پاسخی که تا به حال ذهنم به آن راه یافته است را بنویسم.

منبع عکس: Examiner.com
فرستاده شده در اخلاق، ادامه تحصيل در خارج، جامعه، درس خواندن، دين، زیستشناسی، سياست، علوم کامپیوتر، عمومي، فلسفه، فیزیک | بدون نظر
پذیرفته نشدن مقاله
نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۹/۰۲/۱۰ – 10:34 ق.ظ - 226 بازدیدپذیرفته نشدن مقالهات در یک کنفرانس اصلاً حس خوبی نیست. به خصوص اگر در سال آخر دکترا باشی و دربهدر به دنبال publication. وقتی در ماه فوریه برای فرصت مطالعاتی به انگلیس رفته بودم، با Gerth تصمیم گرفتیم نتایجی را که برای مسئله RMQ بدست آورده بودیم، در یک مقاله بنویسیم و به کنفرانس ICALP10 بفرستیم. از آنجا که اغلب این نتایج را قبلا در یک progress report سی صفحهای نوشته بودم، تبدیل کردن آنها به یک مقاله دوازده صفحهای وقت زیادی از من نگرفت. اما با وجود آنکه با Gerth از طریق skype در تماس بودم و آخرین نسخههای ویرایش شده را برایش میفرستادم، مقاله در کنفرانس پذیرفته نشد. پاسخ reviewer-ها که از طریق سیستم EasyChair به دست رئیس کنفرانس رسیده بود برای ما ارسال شد و حاوی توضیحاتی در مورد تعداد زیاد اشتباهات نوشتاری و نامفهوم بودن متن بود. دو روز بعد از آن تصمیم گرفتیم که مقاله را دوباره ویرایش کنیم و در چهار روز وقت باقیمانده برای کنفرانس ESA10 ارسال کنیم. این بار که در اورهوس بودم و بهتر میتوانستم سوالاتم را از Gerth بپرسم، مقاله بهتری نوشتم. در حدود نیمی از مقاله را بازنویسی کردم. اما باز هم Gerth وقت کمی اختصاص داد و یک بخش از مقاله را اصلا نخواند و گمان میکنم همان بخش بدترین بخش مقاله از نظر نوشتاری باشد. به هر حال مقاله ارسال شد و ما هم باید دو ماهی را در انتظار پذیرشش باشیم. برخی نکاتی که در نوشتن این مقاله به طور مکرر با آنها برخورد کردم را در زیر مینویسم:
- مقاله را باید استاد راهنما بخواند و باید از او خواست تا نظراتش را یادداشت کند تا نه تنها بتوانیم اشتباهات خود را اصلاح کنیم بلکه اصول مقاله نوشتن را نیز بیاموزیم. وقتی مقاله را بازنویسی کردم، با لذتی تمام گمان میکردم که دیگر این مقاله را بهتر از این نمیشود نوشت. اما پس از آنکه Gerth اشتباهاتم را متذکر شد، متوجه شدم که مقاله نوشتن کار آسانی نیست.
- در بخشی که مربوط به معرفی یک ساختمان دادهها میشود، ابتدا باید توضیح داد که ساختمان دادهها حاوی چه چیزهایی است وچگونه به حل مسئله کمک میکند و در انتها چگونگی ساختن این ساختمان دادهها توضیح داده شود.
- اغلب خوانندگان مقالهها به دنبال Intuition (شهود) میگردند. بنابراین باید هر بخش را با توضیحاتی غیر فنی که ایده اصلی آن بخش را بیان میکنند آغاز کرد. تعاریف باید به صورت دقیق و غیر مبهم بیان شوند چرا که بقیه بخشهای مقاله همگی بر اساس این تعاریف بیان میشوند.
- مهمترین بخش مقاله Introduction میباشد و باید در خوب نوشتن آن بسیار تلاش کرد. به این علت که ۱) این بخش پیش و بیش از بقیه بخشها مطالعه میشود. ۲) ایده اصلی مقاله را به طور مختصر و مفید بیان میکند. ۳) پیشرفتی را که در مسئله مورد بررسی صورت گرفته است نشان میدهد (مقایسه با مقالههای قبلی). ۴) کاربردها و فواید مسئله مورد بررسی را بیان میکند.
- تا جای ممکن باید از اختراع اصطلاحات جدید پرهیز کرد. زیرا خواندن مقاله را مشکل میکنند.
- قرار دادن comma (,) و semicolon (;) در جاهای مناسبی از متن بسیار اهمیت دارد (توضیحات بیشتر).
- اگر فاعل یک جمله، نویسنده یکی از مقالههای قبلی باشد، زمان فعل گذشته میشود و اگر فاعل، خود آن مقاله و یا نتیجه آن مقاله باشد، زمان فعل حال میشود.
- محقق با نوشتن مقاله، نتایج تحقیقات خود را به دیگران (محققین دیگر) میفروشد. بنابراین برای اینکه این کالا به خوبی به فروش برسد، نه تنها باید خودش دارای ارزش بالایی باشد بلکه باید در مقاله نیز آن را به خوبی تبلیغ کرد. برای این کار باید دانست که ۱) در حال حاضر چه تحقیقاتی دارای خریدار بیشتری هستند و ۲) چگونه میتوان بدون دروغگویی و اغراق یک تبلیغ خوبی از کار ارائه کرد.
- باید در تحسین خود بسیار محتاط بود. به عنوان مثال اگر گوشهای از نتایج، برگرفته از کارهای دیگران است، نباید کل نتایج را کار خودمان معرفی کنیم.
فرستاده شده در ادامه تحصيل در خارج، درس خواندن، علوم کامپیوتر | یک نظر
دو روز در Retreat
نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۹/۰۱/۲۴ – 9:28 ب.ظ - 186 بازدیدیکی از سنتهای پسندیده در دپارتمان علوم کامپیوتر این است که سالی یکبار، دانشجویان دکترا به همراه اساتید و برخی کارمندان به یک اقامتگاه در یکی از شهرهای کوچک دانمارک سفر می کنند. این سفر، مانند بقیه فعالیتهای دانمارکیها، تفریح، کار و درس را همگی با هم دارد. در ماه گذشته، به این اقامتگاه که Retreat نامیده شده است رفیتم. بعد از گزارشهای یک دقیقه ای دانشجویان از تحقیقاتشان، به چند سخنرانی از اساتید که درباره روشهای تحقیق و تدریس بودند گوش دادیم. در کنار این بخشهای علمی، خوردن غذا، بازی و ورزش از پراهمیتترین بخشهای این برنامه محسوب میشدند. همه با هم، استاد و دانشجو، پیر و جوان، زن و مرد، دانمارکی و غیر دانمارکی میگویند و میخورند و مینوشند و لبخند میزنند و برخی هم شب را با خوشی و گاه هم با سرخوشی به صبح میرسانند.

در اطراف محل retreat
فرستاده شده در درس خواندن، يادداشتهاي دانمارك | یک نظر
آماری از دانشگاه اورهوس
نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۸/۰۱/۲۳ – 12:55 ب.ظ - 593 بازدیددانشگاه اورهوس که در لیست The Times Higher Education، در رتبه ۸۱ جهانی قرار دارد، دومین دانشگاه دانمارک محسوب میشود. تعداد دانشجویانش ۳۵۰۰۰ و تعداد کارکنانش ۸۵۰۰ نفر میباشد که تقریباً نیمی از آنها، اساتید دانشگاه میباشند. دانشگاه از ۶ دانشکده علوم انسانی، علوم بهداشتی، علوم اجتماعی، الهیات، علوم و علوم کشاورزی تشکیل شده است و علاوه بر اینها، دو پردیس اقتصاد و علوم آموزشی بعلاوۀ موسسه ملی تحقیقات محیطی را شامل میشود. تعداد دانشجویانی که دوره لیسانس را در سال ۲۰۰۸ آغاز کردهاند به شرح زیر است که در مجموع ۵۱۳۳ نفر میباشند:
| علوم انسانی | ۱۱۵۹ |
| علوم بهداشتی | ۴۹۳ |
| علوم اجتماعی | ۱۲۹۷ |
| الهیات | ۱۳۹ |
| علوم | ۷۹۲ |
| پردیس اقتصاد | ۱۲۵۳ |
همچنین در دوره فوق لیسانس، ۳۳۶۵ نفر در سال ۲۰۰۸ آغاز به کار کردهاند که به شرح جدول زیر میباشد:
| علوم انسانی | ۷۰۹ |
| علوم بهداشتی | ۸۸ |
| علوم اجتماعی | ۷۰۰ |
| الهیات | ۴۲ |
| علوم | ۳۴۱ |
| پردیس اقتصاد | ۷۴۳ |
از میان کل دانشجویان دانشگاه، تقریباً ۱۲۰۰ نفر آنها دانشجوی دکترا، ۱۴۸۰۰ نفر دانشجوی فوق لیسانس و ۱۴۶۰۰ نفر دانشجوی لیسانس هستند و هر ساله ۸۰۰ نفر، دانشجوی مبادلهای* وارد اورهوس میشوند و ۸۰۰ نفر هم خارج میشوند. جدول زیر تعداد دانشجویان در حال تحصیل را نشان میدهد. در این جدول، تعداد زیاد دانشجویان دکترا در دانشکدههای علوم و علوم بهداشتی، قابل توجه است که البته برخی معتقدند، این به خاطر قانون متفاوتی است که در این دو دانشکده وجود دارد مبنی بر اینکه دانشجویان میتوانند بعد از اتمام دوره لیسانس، مستقیماً دانشجوی دکترا شوند:
| دانشکده | لیسانس | فوق لیسانس | دکترا |
| علوم انسانی | ۳۸۴۴ | ۲۹۳۳ | ۹۵ |
| علوم بهداشتی | ۱۰۵۳ | ۱۷۶۲ | ۴۲۱ |
| علوم اجتماعی | ۳۷۹۰ | ۲۳۶۲ | ۹۷ |
| الهیات | ۵۴۲ | ۲۷۴ | ۳۳ |
| علوم | ۲۲۲۹ | ۱۲۳۲ | ۳۷۳ |
| پردیس اقتصاد | ۳۱۲۹ | ۲۶۱۰ | ۶۸ |
در سال ۲۰۰۷، تقریباً ۶۰۰۰ نفر از دانشگاه فارغالتحصیل شدند که جزئیات آن در جدول زیر ذکر میشود:
| دانشکده | لیسانس | فوق لیسانس | دکترا |
| علوم انسانی | ۶۹۵ | ۶۲۰ | ۱۹ |
| علوم بهداشتی | - | ۳۸۲ | ۹۴ |
| علوم اجتماعی | ۸۸۰ | ۶۸۰ | ۲۳ |
| الهیات | ۸۰ | ۱۰۱ | ۴ |
| علوم | ۳۵۹ | ۳۹۴ | ۷۵ |
| پردیس اقتصاد | ۶۲۶ | ۶۸۸ | ۱۶ |
تعداد کارمندان دانشگاه به تفکیک دانشکدهها در جدول زیر آمدهاند که نشان دهنده نسبت مناسب تعداد استاد به دانشجو میباشد:
| دانشکده | اساتید | اداری |
| علوم انسانی | ۳۹۷ | ۱۵۰ |
| علوم بهداشتی | ۶۰۷ | ۵۲۰ |
| علوم اجتماعی | ۳۶۶ | ۱۹۵ |
| الهیات | ۷۲ | ۱۸ |
| علوم | ۷۲۰ | ۳۹۳ |
| پردیس اقتصاد | ۳۲۸ | ۲۴۴ |
بودجه کل دانشگاه در حدود ۷۵۰ میلیارد تومان میباشد که ۲۲۰ میلیارد آن را از خارج از دانشگاه تامین میکنند. نیمی از بودجه، صرف تحقیقات و یک چهارم آن هم در بخش آموزش خرج میشود. مبالغی که برای تحقیقات به هر دانشکده داده میشوند در جدول زیر آمدهاند که به وضوح میتوان مراکز پر خرج دانشگاه را در آن تشخیص داد:
| دانشکده | بودجه (میلیارد تومان) |
| علوم انسانی | ۸٫۵ |
| علوم بهداشتی | ۳۲٫۳ |
| علوم اجتماعی | ۹٫۳ |
| الهیات | ۱٫۷ |
| علوم | ۵۴٫۲ |
| پردیس اقتصاد | ۴٫۷ |
علاوه بر این بودجهها، بنیاد ملی تحقیقاتی دانمارک، مراکزی از دانشگاه را برای دورههای ۵ ساله، حمایت مالی میکند. هماکنون این بنیاد، ۴۰ مرکز را که ۱۳ تای آنها در دانشگاه اورهوس میباشند با بودجه سالیانه ۷۰ میلیارد تومان حمایت میکند که یکی از این مراکز، MADALGO است که من مشغول به تحصیل در آن هستم.
——————–
* دانشجوی مبادلهای: Exchange Student
——————–
منبع: University of Aarhus, Facts and Figures 2008
فرستاده شده در ادامه تحصيل در خارج، درس خواندن، يادداشتهاي دانمارك | ۴ نظر
درس ساختمان دادهها
نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۱۲/۲۵ – 9:30 ق.ظ - 934 بازدیدامتحان درس ساختمان دادهها و الگوریتم در دانشگاه اورهوس، سادهتر از آن چیزی است که من انتظار داشتم. در این هفته با اینکه خیلی سرم شلوغ بود و باید برای یکی از امتحانات درس میخواندم، تقاضای Gerth را رد نکردم و قرار بر این شد که به همراه یکدیگر، سوالات امتحان درس ساختمان دادهها را طراحی کنیم و سپس من آنها را بوسیله Latex درست کنم. البته کار سختی نبود، چون Gerth تنها تغییرات کوچکی در سوالات سال گذشته میداد و سوالات جدید را میساخت. یادم میآید که وقتی در جهاد درس میدادم، هم وقت زیادی را برای طراحی سوالات امتحان و هم برای تصحیح ورقهها صرف میکردم. اما Gerth با اینکه ۱۶۰ دانشجو در کلاس دارد، کمتر از من برای امتحان این درس وقت میگذارد. او ۲۵ سوال طراحی میکند که اغلب آنها هم چهار جوابی و یا حتی دو جوابی هستند و با تغییرات کوچکی بر روی سوالات سال پیش ساخته میشوند. بنابراین نه تنها وقت زیادی برای طراحی سوالات لازم نیست بلکه تصحیح ورقهها نیز در وقت کمی انجام میشود. با او بر سر اینکه چرا امتحان را اینقدر ساده و به خصوص چهارجوابی میگیرد بحث کردم و او در جواب گفت که چون تعداد دانشجویان زیاد است، باید امتحان طوری باشد که تصحیح ورقهها، وقت زیادی از او نگیرد. البته ۱۲ دانشجوی دکترا که معلم حل تمرین (TA) این درس میباشند به اندازه کافی با دانشجویان کار میکنند و تمرینهایشان را تصحیح میکنند. وقتی از Gerth در مورد اینکه آیا به عنوان معلم درس در سر جلسه امتحان حاضر میشود یا نه، سوال کردم و او گفت که یک بار این کار را کرده است و برای هفت پشتش بس است.
چندین نکته جالبی که در مورد شیوه تدریس Gerth برای این درس دیدم را در زیر مینویسم:
- هیچگونه تمرین یا پروژه برنامهنویسی و پیادهسازی از دانشجویان خواسته نمیشود و همه تمرینها که البته تعدادشان هم بسیار زیاد است، تئوری هستند زیرا در درس برنامهنویسی سال اول، به انداره کافی برنامهنویسی یاد میگیرند.
- ساختمان دادهها از روی کتاب معروف CLRS تدریس میشود و تقریباً ۷۰% کتاب که واقعاً حجم انبوهی است، پوشش داده میشود.
- برای پاسخ دادن به سوالات امتحان نیازی به ضریب هوشی بالا نیست، زیرا سوالاتِ معماگونه در آنها دیده نمیشود و تنها از همان الگوریتمهای موجود در کتاب و مسائل تئوریک درس، پرسش میشود.
فرستاده شده در درس خواندن، علوم کامپیوتر | ۴ نظر
همگروهیهای دانمارکی
نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۰۷/۱۳ – 11:53 ق.ظ - 499 بازدیدپروژه اولی که Gerth برای درس هندسه محاسباتی داده است تا انجام بدهیم، تشخیص نقاط تقاطع، بین تمام پارهخطهای وارد شده در ورودی میباشد. البته خطها در فضای دو بعدی هستند و پس از پیدا کردن تمام تقاطعها، باید شکل حاصل را به صورت ساختار یک گراف (در واقع یک Subdivision) که هر یک از faceهای آن نیز مشخص شدهاند ذخیره کرد. به جز من و یک نیوزلندی که در کلاس است، بقیه دانشجویان که تعدادشان بیشتر از بیست نفر است، همگی دانمارکی هستند و به تازگی لیسانس خود را گرفتهاند. وقتی قرار بر این شد که به گروههای حداکثر سه نفره تقسیم بشویم، دوستان من در کلاس، به قول خودشان اشتباهی کردند و پیش از آنکه به من بگویند، تشکیل گروه دادند و سر من بی کلاه ماند. البته خیلی هم از این بابت نگران نبودم که شاید خوشحال هم بودم، چون همیشه، در زمانی که تنها هستم، میتوانم بهتر فکر کنم و بر روی مسئلهای متمرکز شوم. وقتی این قضیه را به Gerth گفتم، تصمیم را به خود من سپرد، اما گفت که ترجیح میدهد، من در یک گروه کار کنم و وقت کمتری برای پروژه بگذارم و بیشتر وقتم را به کار تحقیقیمان اختصاص دهم. من هم از خدا خواسته و بدون فوت وقت و از آنجا که دانشجویان کلاس را نمیشناختم، یافتن همگروهی را به او سپردم. بعد از یک هفته، قرار بر این شد که من به پنج دانمارکی که با هم دوست هستند، ملحق شوم تا شش نفری، به دو گروه تقسیم شویم. Mikkel و Anders شدند همگروهیهای من. آنها نه تنها در برنامهنویسی خیلی قوی هستند که قوه خلاقیت بالایی هم دارند. تمام طول هفته گذشته را مشغول به کُدزنی (برنامهنویسی) بودیم و در این هفته باید، گزارشی از این پروژه تهیه کنیم. دیشب که تا ساعت دوازده، در اتاق آنها مشغول به کار بودیم، در وبسایت Just-Eat، شش پیتزا برای شام سفارش دادیم و در حین خوردن آنها، دوستداشتنیترین فیلم سینمایی آنها و یکی از فیلمهای شدیداً مورد علاقه من، یعنی Terminator 2 را نگاه کردیم. آنقدر به این فیلم علاقه دارند که وقتی تلوزیون اتاقشان را روشن میکنی، به طور اتوماتیک، این فیلم را از روی دستگاه ویدئو، پخش میکند و پیش از هر یک از صحنههای زیبای فیلم، صدای آن را و حرفهای موجود در آن را، یادآوری میکنند. خلاصه، دیدن اتاق همیشه شلوغ آنها، تماشای ربات مسیریابشان*، خواندن لیست مخارج و خریدهایشان بر روی تخته که دائماً هم آن را به روز میکنند، شنیدن صدای رادیویشان که لحظهای هم آن را خاموش نمیکنند و از همه مهمتر، هزاران قطعه خانهسازی متنوع که من را به یاد دوران کودکی و بازی با همین نوع اسباببازیها میاندازد و برای آنها حکم یک اسباببازی وطنی را دارد، همگی چیزهایی هستند که نه تنها تجربهشان برایم مفید است که شاید ضروری هم باشد. امیدوارم بعد از این چهارشنبه که پروژه را تحویل دادیم و بعد از انجام دو پروژه دیگر از همین درس، این دوستیمان پابرجا بماند. شاید تا آن موقع، من هم، اونقدر دانمارکی یاد بگیرم تا دیگر لازم نباشد، آنها را اسیر دو زبانه حرف زدن بکنم، خوب طبیعی است دیگر، هر کسی، به زبان مادری خودش بیشتر علاقه دارد.
* البته این فیلم، ربات دیگری را نشان میدهد. آن را در اینترنت پیدا کردم. ربات آنها به این خوبی حرکت نمیکند. بر روی خط که راه میرود، مانند فردی میماند که مست کرده است و تلوتلو میخورد.
فرستاده شده در درس خواندن، علوم کامپیوتر، يادداشتهاي دانمارك | ۲ نظر
ایجاد انگیزه
نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۰۷/۰۱ – 10:29 ب.ظ - 1,431 بازدیدحدود یک ماه پیش، دانشجویان گروه طراحی بازی در Daimi، به طور خودجوش، کارگاه شش روزهای را برگزار کردند که درباره برنامهنویسی برای بازیهای کامپیوتری و به خصوص آشنایی با OpenEngine بود. OpenEngine، نرمافزار رایگانی است برای طراحی برنامههای سهبعدی که در سیستمعاملهای مختلف قابل اجرا میشود و آغاز طراحی آن، در Daimi بوده است. گویا، هدف از طراحی آن، بوجود آوردن یک نرمافزار برای ساختن بازیهای کامپیوتری به شکلی سادهتر و قابل انعطافتر بوده است. من به عنوان تنها غیردانمارکی جمع، در یکی از بخشهای این کارگاه که شامل دو سخنرانی توسط دو برنامهنویس بود شرکت کردم و البته آنها هم به احترام من، نه تنها سخنرانیها را بلکه تمام حرفهای دیگرشان را هم به زبان انگلیسی بیان کردند. این دو برنامهنویس که یکی از آنها، قبلاً دانشجوی همین دانشگاه بوده است و دیگری، تحصیلات آکادمیک ندارد، در شرکتهای مختلف و در پروژههای مختلف، فعالیت داشتهاند و علاوه بر برخی مسائل تکنیکی که در سخنرانی خود بیان میکردند و برخی بازیها و برنامههایی را که ساخته بودند، نشان میدادند، از تجربیات خود هم برای دانشجویان میگفتند. به نظر من، یکی از بهترین کارهایی که میتوان برای ایجاد انگیزه مطالعه و یادگیری بیشتر در دانشجویان انجام داد، همین آشنا کردن آنها با کسانی است که به طور عملی در بوجود آوردن محصولات بزرگ و پرهزینه، نقش داشتهاند. به عنوان مثال، وقتی دانشجویی، یکی از برنامهنویسان بازی Grand Theft Auto را از نزدیک میبیند و با میزان سواد وی و نرمافزارهایی که وی استفاده میکند، آشنا میشود و متوجه میشود که حتی در تولید پیشرفتهترین نرمافزارها هم، آدمهای معمولی شرکت دارند که حتی از نظر سواد، از بسیاری از دانشجویان معمولی دانشگاهها، عقبتر هستند، انگیزهای در آنها ایجاد میشود که بروند و خود را برای کارهای بزرگ آماده کنند. یکی از فاکتورهای یک دانشگاه خوب و یا هر موسسه آموزشی دیگری، برقرار کردن ارتباط دانشجویان با کسانی است که بهترینها را تولید میکنند. وقتی دانشجویی میبیند که یکی از فارغالتحصیلهای دانشگاهش در پروژه Google Chrome شرکت داشته است، دیگر پیش خود، یک تصویر باورنکردنی و یک غول غیرقابل دسترس از شرکت گوگل نمیسازد.

فرستاده شده در درس خواندن، علوم کامپیوتر، يادداشتهاي دانمارك | ۶ نظر


