آماری از دانشگاه اورهوس
نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۸/۰۱/۲۳ – 12:55 ب.ظ - 356 viewsدانشگاه اورهوس که در لیست The Times Higher Education، در رتبه ۸۱ جهانی قرار دارد، دومین دانشگاه دانمارک محسوب میشود. تعداد دانشجویانش ۳۵۰۰۰ و تعداد کارکنانش ۸۵۰۰ نفر میباشد که تقریباً نیمی از آنها، اساتید دانشگاه میباشند. دانشگاه از ۶ دانشکده علوم انسانی، علوم بهداشتی، علوم اجتماعی، الهیات، علوم و علوم کشاورزی تشکیل شده است و علاوه بر اینها، دو پردیس اقتصاد و علوم آموزشی بعلاوۀ موسسه ملی تحقیقات محیطی را شامل میشود. تعداد دانشجویانی که دوره لیسانس را در سال ۲۰۰۸ آغاز کردهاند به شرح زیر است که در مجموع ۵۱۳۳ نفر میباشند:
| علوم انسانی | ۱۱۵۹ |
| علوم بهداشتی | ۴۹۳ |
| علوم اجتماعی | ۱۲۹۷ |
| الهیات | ۱۳۹ |
| علوم | ۷۹۲ |
| پردیس اقتصاد | ۱۲۵۳ |
همچنین در دوره فوق لیسانس، ۳۳۶۵ نفر در سال ۲۰۰۸ آغاز به کار کردهاند که به شرح جدول زیر میباشد:
| علوم انسانی | ۷۰۹ |
| علوم بهداشتی | ۸۸ |
| علوم اجتماعی | ۷۰۰ |
| الهیات | ۴۲ |
| علوم | ۳۴۱ |
| پردیس اقتصاد | ۷۴۳ |
از میان کل دانشجویان دانشگاه، تقریباً ۱۲۰۰ نفر آنها دانشجوی دکترا، ۱۴۸۰۰ نفر دانشجوی فوق لیسانس و ۱۴۶۰۰ نفر دانشجوی لیسانس هستند و هر ساله ۸۰۰ نفر، دانشجوی مبادلهای* وارد اورهوس میشوند و ۸۰۰ نفر هم خارج میشوند. جدول زیر تعداد دانشجویان در حال تحصیل را نشان میدهد. در این جدول، تعداد زیاد دانشجویان دکترا در دانشکدههای علوم و علوم بهداشتی، قابل توجه است که البته برخی معتقدند، این به خاطر قانون متفاوتی است که در این دو دانشکده وجود دارد مبنی بر اینکه دانشجویان میتوانند بعد از اتمام دوره لیسانس، مستقیماً دانشجوی دکترا شوند:
| دانشکده | لیسانس | فوق لیسانس | دکترا |
| علوم انسانی | ۳۸۴۴ | ۲۹۳۳ | ۹۵ |
| علوم بهداشتی | ۱۰۵۳ | ۱۷۶۲ | ۴۲۱ |
| علوم اجتماعی | ۳۷۹۰ | ۲۳۶۲ | ۹۷ |
| الهیات | ۵۴۲ | ۲۷۴ | ۳۳ |
| علوم | ۲۲۲۹ | ۱۲۳۲ | ۳۷۳ |
| پردیس اقتصاد | ۳۱۲۹ | ۲۶۱۰ | ۶۸ |
در سال ۲۰۰۷، تقریباً ۶۰۰۰ نفر از دانشگاه فارغالتحصیل شدند که جزئیات آن در جدول زیر ذکر میشود:
| دانشکده | لیسانس | فوق لیسانس | دکترا |
| علوم انسانی | ۶۹۵ | ۶۲۰ | ۱۹ |
| علوم بهداشتی | - | ۳۸۲ | ۹۴ |
| علوم اجتماعی | ۸۸۰ | ۶۸۰ | ۲۳ |
| الهیات | ۸۰ | ۱۰۱ | ۴ |
| علوم | ۳۵۹ | ۳۹۴ | ۷۵ |
| پردیس اقتصاد | ۶۲۶ | ۶۸۸ | ۱۶ |
تعداد کارمندان دانشگاه به تفکیک دانشکدهها در جدول زیر آمدهاند که نشان دهنده نسبت مناسب تعداد استاد به دانشجو میباشد:
| دانشکده | اساتید | اداری |
| علوم انسانی | ۳۹۷ | ۱۵۰ |
| علوم بهداشتی | ۶۰۷ | ۵۲۰ |
| علوم اجتماعی | ۳۶۶ | ۱۹۵ |
| الهیات | ۷۲ | ۱۸ |
| علوم | ۷۲۰ | ۳۹۳ |
| پردیس اقتصاد | ۳۲۸ | ۲۴۴ |
بودجه کل دانشگاه در حدود ۷۵۰ میلیارد تومان میباشد که ۲۲۰ میلیارد آن را از خارج از دانشگاه تامین میکنند. نیمی از بودجه، صرف تحقیقات و یک چهارم آن هم در بخش آموزش خرج میشود. مبالغی که برای تحقیقات به هر دانشکده داده میشوند در جدول زیر آمدهاند که به وضوح میتوان مراکز پر خرج دانشگاه را در آن تشخیص داد:
| دانشکده | بودجه (میلیارد تومان) |
| علوم انسانی | ۸٫۵ |
| علوم بهداشتی | ۳۲٫۳ |
| علوم اجتماعی | ۹٫۳ |
| الهیات | ۱٫۷ |
| علوم | ۵۴٫۲ |
| پردیس اقتصاد | ۴٫۷ |
علاوه بر این بودجهها، بنیاد ملی تحقیقاتی دانمارک، مراکزی از دانشگاه را برای دورههای ۵ ساله، حمایت مالی میکند. هماکنون این بنیاد، ۴۰ مرکز را که ۱۳ تای آنها در دانشگاه اورهوس میباشند با بودجه سالیانه ۷۰ میلیارد تومان حمایت میکند که یکی از این مراکز، MADALGO است که من مشغول به تحصیل در آن هستم.
——————–
* دانشجوی مبادلهای: Exchange Student
——————–
منبع: University of Aarhus, Facts and Figures 2008
فرستاده شده در ادامه تحصيل در خارج، درس خواندن، يادداشتهاي دانمارك | ۴ نظر
درس ساختمان دادهها
نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۱۲/۲۵ – 9:30 ق.ظ - 659 viewsامتحان درس ساختمان دادهها و الگوریتم در دانشگاه اورهوس، سادهتر از آن چیزی است که من انتظار داشتم. در این هفته با اینکه خیلی سرم شلوغ بود و باید برای یکی از امتحانات درس میخواندم، تقاضای Gerth را رد نکردم و قرار بر این شد که به همراه یکدیگر، سوالات امتحان درس ساختمان دادهها را طراحی کنیم و سپس من آنها را بوسیله Latex درست کنم. البته کار سختی نبود، چون Gerth تنها تغییرات کوچکی در سوالات سال گذشته میداد و سوالات جدید را میساخت. یادم میآید که وقتی در جهاد درس میدادم، هم وقت زیادی را برای طراحی سوالات امتحان و هم برای تصحیح ورقهها صرف میکردم. اما Gerth با اینکه ۱۶۰ دانشجو در کلاس دارد، کمتر از من برای امتحان این درس وقت میگذارد. او ۲۵ سوال طراحی میکند که اغلب آنها هم چهار جوابی و یا حتی دو جوابی هستند و با تغییرات کوچکی بر روی سوالات سال پیش ساخته میشوند. بنابراین نه تنها وقت زیادی برای طراحی سوالات لازم نیست بلکه تصحیح ورقهها نیز در وقت کمی انجام میشود. با او بر سر اینکه چرا امتحان را اینقدر ساده و به خصوص چهارجوابی میگیرد بحث کردم و او در جواب گفت که چون تعداد دانشجویان زیاد است، باید امتحان طوری باشد که تصحیح ورقهها، وقت زیادی از او نگیرد. البته ۱۲ دانشجوی دکترا که معلم حل تمرین (TA) این درس میباشند به اندازه کافی با دانشجویان کار میکنند و تمرینهایشان را تصحیح میکنند. وقتی از Gerth در مورد اینکه آیا به عنوان معلم درس در سر جلسه امتحان حاضر میشود یا نه، سوال کردم و او گفت که یک بار این کار را کرده است و برای هفت پشتش بس است.
چندین نکته جالبی که در مورد شیوه تدریس Gerth برای این درس دیدم را در زیر مینویسم:
- هیچگونه تمرین یا پروژه برنامهنویسی و پیادهسازی از دانشجویان خواسته نمیشود و همه تمرینها که البته تعدادشان هم بسیار زیاد است، تئوری هستند زیرا در درس برنامهنویسی سال اول، به انداره کافی برنامهنویسی یاد میگیرند.
- ساختمان دادهها از روی کتاب معروف CLRS تدریس میشود و تقریباً ۷۰% کتاب که واقعاً حجم انبوهی است، پوشش داده میشود.
- برای پاسخ دادن به سوالات امتحان نیازی به ضریب هوشی بالا نیست، زیرا سوالاتِ معماگونه در آنها دیده نمیشود و تنها از همان الگوریتمهای موجود در کتاب و مسائل تئوریک درس، پرسش میشود.
فرستاده شده در درس خواندن، علوم کامپیوتر | ۳ نظر
همگروهیهای دانمارکی
نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۰۷/۱۳ – 11:53 ق.ظ - 297 viewsپروژه اولی که Gerth برای درس هندسه محاسباتی داده است تا انجام بدهیم، تشخیص نقاط تقاطع، بین تمام پارهخطهای وارد شده در ورودی میباشد. البته خطها در فضای دو بعدی هستند و پس از پیدا کردن تمام تقاطعها، باید شکل حاصل را به صورت ساختار یک گراف (در واقع یک Subdivision) که هر یک از faceهای آن نیز مشخص شدهاند ذخیره کرد. به جز من و یک نیوزلندی که در کلاس است، بقیه دانشجویان که تعدادشان بیشتر از بیست نفر است، همگی دانمارکی هستند و به تازگی لیسانس خود را گرفتهاند. وقتی قرار بر این شد که به گروههای حداکثر سه نفره تقسیم بشویم، دوستان من در کلاس، به قول خودشان اشتباهی کردند و پیش از آنکه به من بگویند، تشکیل گروه دادند و سر من بی کلاه ماند. البته خیلی هم از این بابت نگران نبودم که شاید خوشحال هم بودم، چون همیشه، در زمانی که تنها هستم، میتوانم بهتر فکر کنم و بر روی مسئلهای متمرکز شوم. وقتی این قضیه را به Gerth گفتم، تصمیم را به خود من سپرد، اما گفت که ترجیح میدهد، من در یک گروه کار کنم و وقت کمتری برای پروژه بگذارم و بیشتر وقتم را به کار تحقیقیمان اختصاص دهم. من هم از خدا خواسته و بدون فوت وقت و از آنجا که دانشجویان کلاس را نمیشناختم، یافتن همگروهی را به او سپردم. بعد از یک هفته، قرار بر این شد که من به پنج دانمارکی که با هم دوست هستند، ملحق شوم تا شش نفری، به دو گروه تقسیم شویم. Mikkel و Anders شدند همگروهیهای من. آنها نه تنها در برنامهنویسی خیلی قوی هستند که قوه خلاقیت بالایی هم دارند. تمام طول هفته گذشته را مشغول به کُدزنی (برنامهنویسی) بودیم و در این هفته باید، گزارشی از این پروژه تهیه کنیم. دیشب که تا ساعت دوازده، در اتاق آنها مشغول به کار بودیم، در وبسایت Just-Eat، شش پیتزا برای شام سفارش دادیم و در حین خوردن آنها، دوستداشتنیترین فیلم سینمایی آنها و یکی از فیلمهای شدیداً مورد علاقه من، یعنی Terminator 2 را نگاه کردیم. آنقدر به این فیلم علاقه دارند که وقتی تلوزیون اتاقشان را روشن میکنی، به طور اتوماتیک، این فیلم را از روی دستگاه ویدئو، پخش میکند و پیش از هر یک از صحنههای زیبای فیلم، صدای آن را و حرفهای موجود در آن را، یادآوری میکنند. خلاصه، دیدن اتاق همیشه شلوغ آنها، تماشای ربات مسیریابشان*، خواندن لیست مخارج و خریدهایشان بر روی تخته که دائماً هم آن را به روز میکنند، شنیدن صدای رادیویشان که لحظهای هم آن را خاموش نمیکنند و از همه مهمتر، هزاران قطعه خانهسازی متنوع که من را به یاد دوران کودکی و بازی با همین نوع اسباببازیها میاندازد و برای آنها حکم یک اسباببازی وطنی را دارد، همگی چیزهایی هستند که نه تنها تجربهشان برایم مفید است که شاید ضروری هم باشد. امیدوارم بعد از این چهارشنبه که پروژه را تحویل دادیم و بعد از انجام دو پروژه دیگر از همین درس، این دوستیمان پابرجا بماند. شاید تا آن موقع، من هم، اونقدر دانمارکی یاد بگیرم تا دیگر لازم نباشد، آنها را اسیر دو زبانه حرف زدن بکنم، خوب طبیعی است دیگر، هر کسی، به زبان مادری خودش بیشتر علاقه دارد.
* البته این فیلم، ربات دیگری را نشان میدهد. آن را در اینترنت پیدا کردم. ربات آنها به این خوبی حرکت نمیکند. بر روی خط که راه میرود، مانند فردی میماند که مست کرده است و تلوتلو میخورد.
فرستاده شده در درس خواندن، علوم کامپیوتر، يادداشتهاي دانمارك | ۲ نظر
ایجاد انگیزه
نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۰۷/۰۱ – 10:29 ب.ظ - 1,008 viewsحدود یک ماه پیش، دانشجویان گروه طراحی بازی در Daimi، به طور خودجوش، کارگاه شش روزهای را برگزار کردند که درباره برنامهنویسی برای بازیهای کامپیوتری و به خصوص آشنایی با OpenEngine بود. OpenEngine، نرمافزار رایگانی است برای طراحی برنامههای سهبعدی که در سیستمعاملهای مختلف قابل اجرا میشود و آغاز طراحی آن، در Daimi بوده است. گویا، هدف از طراحی آن، بوجود آوردن یک نرمافزار برای ساختن بازیهای کامپیوتری به شکلی سادهتر و قابل انعطافتر بوده است. من به عنوان تنها غیردانمارکی جمع، در یکی از بخشهای این کارگاه که شامل دو سخنرانی توسط دو برنامهنویس بود شرکت کردم و البته آنها هم به احترام من، نه تنها سخنرانیها را بلکه تمام حرفهای دیگرشان را هم به زبان انگلیسی بیان کردند. این دو برنامهنویس که یکی از آنها، قبلاً دانشجوی همین دانشگاه بوده است و دیگری، تحصیلات آکادمیک ندارد، در شرکتهای مختلف و در پروژههای مختلف، فعالیت داشتهاند و علاوه بر برخی مسائل تکنیکی که در سخنرانی خود بیان میکردند و برخی بازیها و برنامههایی را که ساخته بودند، نشان میدادند، از تجربیات خود هم برای دانشجویان میگفتند. به نظر من، یکی از بهترین کارهایی که میتوان برای ایجاد انگیزه مطالعه و یادگیری بیشتر در دانشجویان انجام داد، همین آشنا کردن آنها با کسانی است که به طور عملی در بوجود آوردن محصولات بزرگ و پرهزینه، نقش داشتهاند. به عنوان مثال، وقتی دانشجویی، یکی از برنامهنویسان بازی Grand Theft Auto را از نزدیک میبیند و با میزان سواد وی و نرمافزارهایی که وی استفاده میکند، آشنا میشود و متوجه میشود که حتی در تولید پیشرفتهترین نرمافزارها هم، آدمهای معمولی شرکت دارند که حتی از نظر سواد، از بسیاری از دانشجویان معمولی دانشگاهها، عقبتر هستند، انگیزهای در آنها ایجاد میشود که بروند و خود را برای کارهای بزرگ آماده کنند. یکی از فاکتورهای یک دانشگاه خوب و یا هر موسسه آموزشی دیگری، برقرار کردن ارتباط دانشجویان با کسانی است که بهترینها را تولید میکنند. وقتی دانشجویی میبیند که یکی از فارغالتحصیلهای دانشگاهش در پروژه Google Chrome شرکت داشته است، دیگر پیش خود، یک تصویر باورنکردنی و یک غول غیرقابل دسترس از شرکت گوگل نمیسازد.

فرستاده شده در درس خواندن، علوم کامپیوتر، يادداشتهاي دانمارك | ۶ نظر
Summer School
نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۰۵/۳۰ – 11:20 ب.ظ - 289 viewsاز ۱۸ تا ۲۱ آگوست، MADALGO، میزبان تعدادی از دانشجویان و محققینی است که بر روی الگوریتمهای Cache Oblivious کار میکنند و یا قصد دارند که در این زمینه، تحقیق کنند. تا قبل از اینکه به اینجا بیایم، نمیدانستم که در دانشگاههای خوب دنیا، رسم است که تابستانها، به مدت چهار روز و یا قدری بیشتر، گروههایی که در کار خود قوی هستند و ارتباطات خوبی با دنیا دارند، چیزی با عنوان Summer School، برگزار میکنند و در آن، علاوه بر برگزاری چندین کلاس درس، دور هم جمع میشوند، صحبت میکنند، با محققینی که در زمینهای مشترک فعالیت میکنند، آشنا میشوند، به تفریح میروند و برای دانشگاه خود هم تبلیغ میکنند. برخی از این مدارس تابستانی، مجانی هستند و برخی دیگر، هزینهای ناچیز را از شرکتکنندگان میگیرند.
صبحها که کلاسها شروع میشوند، شرکتکنندگان از هتلهایشان که خودشان هزینهاش را میپردازند، به دانشگاه میآیند. در زمان استراحت بین کلاسها، مقدار زیادی میوه و نوشیدنی رایگان بر روی میزها قرار میگیرد. همگی، نهار را میهمان MADALGO هستند تا پس از آن دوباره به سر کلاس بروند. دیروز بعدازظهر، تمام شرکتکنندگان با یک اتوبوس به سالنی برده شدند به نام Racing Hall. در آنجا، هر کداممان پشت فرمان ماشینهایی نشستیم که حداکثر سرعتشان ۸۰ کیلومتر در ساعت بود. اما وقتی در یک پیست، با پانزده ماشین دیگر مسابقه میدهی و از مسیر پر پیچ و خم آن عبور میکنی، آن سرعت هم، برای مبتدیانی چون ما، زیاد است.
اینگونه مراسمها، حتی اگر هیچ بازدهی علمی نداشته باشند، که دارند، باعث آشنایی آدم با دیگر همکارانش در دنیا میشوند. این بسیار مهم است که فردی مانند Eric Demaine، استاد ۲۷ ساله دانشگاه MIT که به طور متوسط، هر دو هفته یکبار، یک مقاله علمی منتشر میکند را از نزدیک ببینی، در کلاس درسش بنشینی، با او صحبت کنی و حتی او را با کلاه مخصوص رانندگان ماشینهای مسابقهای نظاره کنی.
فرستاده شده در درس خواندن، علوم کامپیوتر، يادداشتهاي دانمارك | بدون نظر
Daimi
نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۰۴/۰۴ – 10:29 ب.ظ - 524 viewsدپارتمان علوم کامپیوتر دانشگاه اورهوس که در اینجا به Daimi مشهور است، دارای ۱۰ گروه با نامهای زیر میباشد. ۵ تای اول، بزرگتر و دارای اساتید و دانشجویان بیشتری هستند:
۱- نظریه پیچیدگی (Complexity Theory)
2- امنیت و رمزنگاری (Cryptography and Security)
3- الگوریتمها و ساختمان دادهها (Algorithms and Data Structures)
4- بیوانفورماتیک (Bioinformatics)
5- گرافیک کامپیوتری (Computer Graphics and Scientific Calculations)
6- زبانهای برنامهنویسی (Programming Languages and Formal Methods)
7- سیستمهای توزیع شده (Modelling and Validation of Distributed Systems)
8- نرمافزارهای شیءگرا (Object-Oriented Software Systems)
9- محاسبات فراگیر (Pervasive Computing)
10 – ابررسانه (Hypermedia)
من هماکنون عضو گروه سوم میباشم و به عنوان دانشجوی دکترا در آنجا مشغول هستم. با اینکه من در دوره فوقلیسانس در زمینه بیوانفورماتیک کار میکردم، اما سرنوشت اینگونه رقم خورد که به علاقه اصلی خودم یعنی طراحی الگوریتم بازگردم. در پائیز سال گذشته که جستجو کردن برای پیدا کردن یک دانشگاه برای ادامه تحصیل را شروع کردم، در این فکر بودم که علاوه بر گروههای بیوانفورماتیک برای گروهایی که در زمینه طراحی الگوریتم هم کار میکنند، درخواست بفرستم که عاقبت MADALGO گروهی بود که مرا پذیرفت. به زودی کل ماجرای Apply کردن خودم که روند طول و دراز و پر فراز و نشیبی داشت را مینویسم.
از بین گروههایی که نامشان در بالا آمد، سه گروه اول در مجموعه علوم کامپیوتر نظری قرار میگیرند و باقی گروهها با کمی اختلاف، دارای فعالیتهای کاربردی هم میباشند، به خصوص دو گروه آخر که در دانشگاه اورهوس و البته در تمام دنیا، جزء گروههای تحقیقاتی جدید محسوب میشوند.
از ۲۴ آگوست ۲۰۰۷ که مرکزی با نام MADALGO با بودجهای هنگفت از طرف بنیاد ملی تحقیقاتی دانمارک، تاسیس شد، گروه سوم با این نام یعنی MADALGO شناخته میشود، زیرا تمام ۲۲ نفری که به عنوان استاد، محقق، دانشجو و برنامهنویس در این گروه کار میکنند، کارمندان MADALGO نیز محسوب میشوند. البته این مرکز به غیر از این ۲۲ نفر، ۱۳ عضو دیگر نیز دارد که نه در دانشگاه اورهوس که در سه مکان دیگر با نامهای موسسه تحقیقاتی ماکس پلانک در آلمان، دانشگاه فرانکفورت در آلمان و دانشگاه MIT در آمریکا مشغول هستند.
جمعهای که گذشت، در Daimi، روز علوم کامپیوتر نام گرفته بود. در این روز، ۱۰ سخنرانی ۱۵ دقیقهای انجام شد که هر کدام توسط یکی از اساتید هر یک از گروهها ارائه شد که در آنها به معرفی اعضای گروهها و فعالیتهای تحقیقاتی که انجام میدهند، پرداختند. به نظر من، کار بسیار جالبی است و اگر از اینگونه فعالیتها در جهت معرفی گروههای تحقیقاتی در دانشگاههای ایران نیز انجام گیرد، نه تنها باعث میشود که گروههای مختلف از دانشگاههای مختلف با یکدیگر آشنا شوند بلکه تلاش میکنند در حضور یک جمعیتی، برای بهتر دفاع کردن از فعالیتهایشان با یکدیگر رقابت کنند که این، البته رقابتی است با نتایجی میمون. تمام اسلایدهای مربوط به سخنرانیها در وبسایت Daimi موجود است.
فرستاده شده در درس خواندن، علوم کامپیوتر | ۳ نظر
پیشرفت علم، باید بینالمللی شویم
نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۰۴/۰۱ – 12:58 ب.ظ - 415 viewsدر زمانهای گذشته، دانشمندان در اتاق خود مینشستند و با ورق زدن چند کتاب و چند مقاله و انجام دادن چندین آزمایش، دست به یک کشف علمی میزدند. اما امروزه، آنقدر علوم گسترده شدهاند که نه تنها نمیتوان در چندین رشته علمی مختلف، صاحبنظر بود بلکه در یک رشته علمی خاص مانند علوم کامپیوتر نیز نمیتوان دانشی وسیع یافت. باید شاخهای از هزاران شاخه علمی مختلف را برگزید و در آن شاخه به تبحر رسید. نمیتوان سر در لاک خود کرد و به تفکر پرداخت و دانشمند شد، که باید از صدها مقاله و کتابی که هر هفته، برای یکی از این هزاران شاخه علمی منشتر میشود، مطلع بود، باید با شرکت کردن در کنفرانسهای مختلف، با موضوعات روز دنیا و دانشمندان فعال آن موضوعات و شیوه تفکرشان آشنا شد تا هم، پروراندن ایدههای جدید در مغز ممکن گردد و هم مانند عمو پترس نابغه، از قافله علم عقب نماند۱. البته، رقابت کردن بر سر انتشار مقاله، امر نیکویی نیست، اما پیشرفت و توسعه نیز جز با گستراندن علم و دانش فراهم نمیگردد. گاه از دیدن سرعتی که علم در پیشرفت کردن به خود گرفته است، شگفتزده میشوم، وقتی تنها در رشته علوم کامپیوتر بیش از ۵۰۰ مجله علمی (Journal) و بیش از ۴۰۰ کنفرانس در دنیا بوجود میآیند، من میمانم که مگر آدمها چه قدر حرف برای گفتن دارند، اما گویا دارند و دیگر آن زمان گذشت که هر چندین سال، یک نفر نیوتنوار پیدا شود و به جای همه، همه حرفها را بزند. دیگر آن زمان گذشت که نابغهها مسیر زندگی بشر و توسعه علم و دانش را رقم بزنند که اگر هم امروز نابغهای باشد که هست در برابر هزاران هزار فکر متوسط که همه روزه مشغول تفکر و آزمایش و نگارشند، رنگ میبازد. اما شاید اگر در فکرت، خود را نابغه بپنداری، ایدهها از ذهنت سربرآورند و تو هم شوی یکی مانند دیگران.
تمام دانشگاههای معتبر دنیا که برای تحقیقات ارزش قائلند و مسئولیت مدیریت تحقیقات را به فردی شایسته سپردهاند، سرمایهگذاری بسیار میکنند تا ارتباط دانشمندان خود را با دانشمندان دیگر دانشگاهها حفظ کنند. نه تنها تمام اساتید دانشگاهها، عضو هیأت داوری کنفرانسها و مجلات مختلف هستند که دانشجویان دکترا نیز در طول تحصیل خود، در چندین کنفرانس مختلف، با خرج دانشگاهشان شرکت میکنند. آنها نه تنها به عنوان بازدیدکننده به دانشگاههای مختلف دنیا میروند بلکه میتوانند بخشی از دوران تحصیل خود را در دانشگاهی دیگر و با گروهی دیگر سپری کنند و این را باور دارند که علم، جز با این مشارکتهای بینالمللی، پیشرفت نمیکند و البته هیچیک از اینها حاصل نمیشود مگر با پولی که حکومتها یا شرکتهای میلیاردر دنیا باید در این راه خرج کنند.
شاید علوم کامپیوتر، تنها رشتهای باشد که کنفرانسهای علمی آن، مهمتر از مجلات آن تلقی میشوند. مهمترین کنفرانسها، آنهایی هستند که توسط ACM و IEEE برگزار میشوند و مهمترین مجلات هم توسط ACM منتشر میشوند. البته ناشرین دیگری نیز مانند Springer و SIAM جزء بهترین ناشران محسوب میشوند.
۱- کتاب “Uncle Petros and Goldbach’s Conjecture“، با نام “عمو پترس و انگاره گلدباخ” به فارسی ترجمه شده است، اما جالب است که در لیست کتابهایی که در وبسایت وزارت ارشاد قرار دارند، دیده نمیشود. یکی از مترجمان کتاب حمید پزشک از اساتید دانشگاه تهران است.
فرستاده شده در درس خواندن، علوم کامپیوتر | یک نظر
یک نفس راحت
نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۰۳/۱۳ – 10:42 ب.ظ - 362 viewsامروز بالاخره امتحانم را دادم و حسابی احساس راحتی میکنم. در دانشگاه تهران همیشه، سختترین درسها، درسهایی بودند که دکتر نوذری ارائه میداد و البته بهترین نمرات را هم او میداد ولی انصافاً این درسی که من در این یک ماه گذراندم، سختتر از همه آنها بود. منابع درس، ۱۶ مقاله درباره مسائل مختلف الگوریتمهای داینامیک بودند که هم میشد مقالهها را دانلود کرد و هم میشد همه آنها را در قالب یک کتاب (Compendium) از Information Office دپارتمان گرفت. بعضی مقالهها واقعاً سخت بودند، به خصوص مقالهای که درباره حل مسائل جبری به صورت داینامیک بود. بعضی مقالهها شامل مطالب و واژگانی بودند که تا به حال به چشمم هم نخورده بودند. Gudmund امتحان را به صورت چهارجوابی گرفت و برای دو ساعت وقت، ۳۰ تا سوال داده بود. گمان میکنم این Gudmund از آن آدمهای منظم و دقیقی است که برای همه کارشان دلیل میآورند و اصطلاحاً مو را از ماست میکشند. به عنوان مثال هر کسی برای پاسخ دادن به هر سوال چهارجوابی، میتواند به ۸ حالت مختلف عمل کند.
۱- هیچ پاسخی را انتخاب نکند.
۲- یک پاسخ را انتخاب کند و آن پاسخ درست باشد.
۳- یک پاسخ را انتخاب کند و آن پاسخ غلط باشد.
۴- دو پاسخ را انتخاب کند و یکی از آنها درست باشد.
۵- دو پاسخ را انتخاب کند و هیچ یک از آنها درست نباشند.
۶- سه پاسخ را انتخاب کند و یکی از آنها درست باشد.
۷- سه پاسخ را انتخاب کند و هیچ یک از آنها درست نباشند.
۸- چهار پاسخ را انتخاب کند.
Gudmund برای هر یک از این حالات، نمرهای را در نظر گرفته بود و آنقدر حساب شده این نمرات را تعیین کرده بود که آدم حیرت میکرد. جالبتر این است که او این روش خود را در قالب یک مقاله، در مجله ACM SIGCSE در سال ۲۰۰۶ منتشر کرده است. این مجله توسط گروهی در ACM با نام SIGCSE که در زمینه روشهای آموزش علوم کامپیوتر فعالیت میکند، منتشر میشود. برای دیدن نمونهای از این امتحان چهارجوابی میتوانید به نمونهای که خود او در وبسایتش گذاشته است رجوع کنید.
خلاصه، من که امتحان را دادم و فکر هم میکنم نمره نسبتاً خوبی بگیرم، باید از فردا شروع کنم به خواندن مطالبی درباره I/O Efficient Algorithms و Cache Oblivious Algorithms که شاخههای تخصصی کار MADALGO میباشند.
فرستاده شده در درس خواندن | ۲ نظر


