سوالاتی مهم

نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۹/۰۲/۱۱ – 1:30 ب.ظ - 445 بازدید

قصد دارم در صفحه سوالاتی مهم، سوالات مهمی را که در زندگی‌ام به آنها برخورد کرده‌ام و همیشه ذهنم را مشغول کرده‌اند بنویسم تا شاید نظرات خوانندگان بلاگ بتوانند در یافتن پاسخی برای آنها یاری‌ام کنند. همچنین خوانندگان می‌توانند سوالات جدیدی را برای اضافه شدن به این لیست مطرح نمایند. تلاش می‌کنم برای هر سوال، پاسخی که تا به حال ذهنم به آن راه یافته است را بنویسم.

منبع عکس: Examiner.com


فرستاده شده در اخلاق،ادامه تحصيل در خارج،جامعه،درس خواندن،دين،زیست‌شناسی،سياست،علوم کامپیوتر،عمومي،فلسفه،فیزیک | یک نظر

معذرت خواهی از Alan Turing

نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۸/۰۵/۲۷ – 1:49 ب.ظ - 620 بازدید

Alan Turing، از نوابغ علوم کامپیوتر که یک همجنسگرا بود، به خاطر داشتن رابطه جنسی با یک مرد در سال ۱۹۵۲، به زندان افتاد. او پیشنهاد آزادی مشروط از زندان در قبال استفاده از دارویی برای کنترل حس جنسی‌اش را پذیرفت. اما به علت ترسی که در آن روزها از جاسوسی‌های شوروی سابق وجود داشت، مجوز فعالیت وی در ستاد مخابراتی دولت که زیر مجموعه‌ای از آژانش امنیتی انگلیس بود، حذف شد. دو سال بعد، جنازه وی که در اثر خوردن سیانور در خانه‌اش افتاده بود، پیدا شد. چند روز پیش، John Graham Cumming از برنامه‌نویسان معروف، پیشنهاد برپا کردن برنامه‌ای را برای معذرت خواهی از Turing داده است. وی معتقد است که Turing به خاطر فعالیتهایش در آژانس امنیتی انگلیس در دوران جنگ جهانی دوم، یکی از قهرمانان ملی است که به خاطر قانون غلط و عقب افتاده آن روز انگلیس درباره همجنسگراها، در حق او جفا شده است. افراد مختلف، نظرات متفاوتی درباره برگزاری این برنامه داده‌اند. برخی معتقدند که با وجود بزرگداشتهای فراوانی که تا به حال برای Turing برگزار شده است، اما جای یک معذرت خواهی جدی از وی خالی است. در مقابل، برخی می گویند که نه تنها برگزاری چنین برنامه‌ای هیچگونه سودی برای هیچ فرد یا سازمانی ندارد، بلکه اگر می خواهیم جوانمردانه قضاوت کنیم، باید از تمام همجنسگراهایی که در آن روزها در کشور انگلیس به خاطر قوانین غیر منطقی‌اش مجازات شدند، معذرت خواهی کنیم. اما در وبسایت Manchester Evening News کسی را ندیدم که همچنان مانند سالهای دور، به همجنسگرایی به عنوان یک بیماری و یا یک جرم نگاه کند و Turing را شایسته مجازاتی که شده است بداند.

turing


فرستاده شده در اخلاق،جامعه،دين،علوم کامپیوتر | ۲ نظر

حج

نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۰۹/۲۶ – 12:25 ق.ظ - 2,021 بازدید

هرچند که اعتقاد چندانی به آداب و رسوم حج تمتع ندارم اما خیلی علاقه دارم، یکبار در همین روزهایی که مکه پذیرای دو میلیون آدم می‌شود و هر کس با هر نوع تعبیر و تفسیری که از اسلام دارد در کنار دیگر مسلمانان حاضر می‌شود و به شیوه خودش با خدای خود راز و نیاز می‌کند. دیدن جمعیت حول کعبه و هماهنگی نماز‌گزاران، دیدن صحرای عرفات و رمی جمرات، دیدن سرهای تراشیده شده و دستهای رو به آسمان کشیده شده و از همه مهمتر هزاران هزار چادری که در منا برپا می‌شوند، نه تنها من را که دوستان اروپائیم را به فکر فرو می‌برد که این دنیای ما، چه قدر بزرگ است و تا چه اندازه آدمهای مختلفی در آن زندگی می‌کنند که دارای ذهنیتها، فرهنگها و آداب و رسوم گوناگونی هستند و هریک اشتراکاتی نیز با هم دارند.

این روزها، ارتباطات جامعه اروپایی با جوامع اسلامی و به خصوص با کشورهای عربی و نه ایران، بسیار بیشتر از گذشته‌ها است و همین ارتباطات، موجب آشنایی بیشتر آنان با آئینهای مسلمانان می‌شود و بر شیوه زندگیشان و شناختشان از دنیای انسانها، تاثیر می‌گذارد. آنها چیزهایی را از جوامع ما و از آنچه که در فرهنگ ما نهفته شده است، می‌بینند که ما خود نمی‌بینیم. دنیای اینترنت، مسافرتهای آسانتر و مهاجرتهای گوناگون، فضایی را بوجود آورده‌اند که مدیر دانشجویان دکترای دپارتمان علوم کامپیوتر که یکی از دوستانش در دوبی زندگی می‌کند، به من خبر می‌دهد که دیروز عید قربان بود و از من می‌خواهد که برایش در این‌باره توضیح دهم و بگویم که بله، درست است که مسلمانان و به درجه اولی، شیعیان بر خلاف دانمارکیها، تعطیلاتی اندوهگین دارند، اما چند تعطیلی شاد و خوشحال‌کننده هم دارند.

kaaba.jpg

stoning-satan.jpg

منبع عکسها: The Boston Globe


فرستاده شده در دين،عكسهاي ديدني،يادداشتهاي دانمارك | ۱۰ نظر

نهار کریسمس

نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۰۹/۱۹ – 10:32 ب.ظ - 420 بازدید

هفته گذشته، برای نهار کریسمس که گویا یکی از سنتهای بعضی از کشورهای اروپایی می‌باشد، به خانه یکی از اساتید دعوت شدیم و در آنجا علاوه بر خوردن بسیاری تنقلات و البته بر خلاف نام این مراسم،‌ یک شام مفصل هم خوردیم. وقتی از دانمارکیها می‌پرسیدم، در طول این مراسم چه می‌کنید، آنها می‌گفتند تا می‌توانیم می‌خوریم. بیست نفری به دور سه میز بزرگ که به هم متصل شده بودند، نشستیم و از ساعت شش عصر با معرفی دوازده مدل غذایی که قرار بود سِرو شوند، مراسم را شروع کردیم و تا ساعت ده شب، خوردیم و نوشیدند و قه قهه زدند و برخی هم از خوش روزگار هوار هم کشیدند. برخی غذاها مانند نوعی ماهی تکه تکه شده که با شکر و سرکه پخته می شود و به آن Marinerede Sild گفته می شود، آنچنان سنتی بودند که من جرأت نزدیک شدن به آنها را هم نداشتم؛ هرچند که خودشان هم تمایل زیادی به خوردنش نداشتند. بعد از اینکه غذاها را تا ته خوردند، آرام آرام از دور میزها متفرق شدند و هرکسی به فراخور حالش، با بطری آب جویی که در دست داشت، چیزکی می گفت و بقیه هم ریسه می رفتند. آن شب، نسخه آخر از بازی SingStar برای PlayStation 3 که دو هفته پیش، روانه بازارهای اروپا شد، سر همه را گرم کرده بود. آنهایی که متن ترانه ها را بلد بودند و قبلاً شنیده بودند، به صورت یک بازی دو نفره، درجلوی تلوزیون می ایستادند و همراه با خواننده می خواندند و در آخر به کسی که امتیاز کمتری می گرفت می خندیدند. خلاصه، آن شب ما داستانی داشتیم. تمام این مراسمها، به عنوان حفظ سنت مذهبی کریسمس برگزار می شوند و حتی برخی از این آدمها، برای حفظ حرمت حضرت مسیح، به جای نام وی حرف x می گذارند. اما بعید می دانم آن شب کسی حتی لحظه ای در این افکار بوده باشد. البته خودشان هم می گویند که اعتقادی به این مراسمها ندارند و فقط دوست دارند خوش باشند.

انیمیشنی درباره x-mas
منبع: GPS Information.Net


فرستاده شده در دين،علوم کامپیوتر،يادداشتهاي دانمارك | ۲ نظر

صبر و روزه‌داری

نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۰۷/۰۶ – 12:32 ب.ظ - 2,129 بازدید

اگر سعادت را، بهترین لحظه‌های زندگی بدانیم و سعادتمند را فردی بدانیم که بهترینها را انجام می‌دهد و به نیکوترین شیوه‌ها زندگی می‌کند، آنگاه باید اعتراف کنیم که تمام انسانهای دنیا در طول زندگی خویش به دنبال سعادت و خوشبختی‌اند. در این دنیا، تمام خوبیها و همه زیبائیها، در زیر لایه‌هایی از بدی و زشتی پنهان شده‌اند و برای رسیدن به آنها، ابتدا باید بدیها را شناخت و با آنها مبارزه کرد و تمام موانع را به کنار زد. یافتن خوشبختی و جستجوی به دنبال حقیقتِ آن که البته کار سخت، دشواری است، با آسان‌گیری و سهل‌انگاری بدست نمی‌آید، باید پرده‌های بسیاری را از پیش رو به کنار زد تا چهره‌ای از حقیقت را تماشا کرد، آدمی باید همت والایی داشته باشد، شاید اولین قدم برای پیمودن این راه، اراده‌ای قوی باشد و شاید بزرگترین مانع بر سر این راه، همین ضعف اراده باشد و از این رو، آنچه ضروری است، تمرین و ممارست است برای ساختن شخصیتی قوی از خود با اراده‌ای پولادین که هیچ سختی و دشواری نمی‌تواند بر او چیره شود و تصمیمش را برای ادامه مسیر تغییر دهد. شاید مهمترین خصوصیتی که می‌توان برای اینگونه انسانها یافت، صبر و تحمل آنها بر مشکلات باشد و شاید از این روست که بزرگانی چون حافظ و مولانا، ریاضت کشیدن را، جزء لازمه‌های رسیدن به سعادت می‌دانستند و اصلاً هنر آدمی را همین صبر ورزیدن و جهد و کوشش وی در زندگی می‌دانستند و معتقد بودند که برای رسیدن به زیبائیهای زندگی در همین دنیا و لذت بردن از آنها، ابتدا باید، لذتهایی را ترک کرد و تلخیهایی را چشید تا به پاداشی در خور رسید. برای اینکه انسان به بهجت و خوشی برسد و همیشه حال خوبی داشته باشد، باید در مواقعی هم پا روی امیال و رغبتهای خودش بگذارد و جلوی خودش را بگیرد و خویشتنداری کند.

گر سخن خواهی که گویی چون شکر

صبر کن از حرص و این حلوا مخر

صبر باشد مشتهای زیرکان

هست حلوا مشتهای کودکان

من اگر کام‌روا گشتم و خوشدل چه عجب

مستحق بودم و اینها به زکاتم دادند

این همه قند و شکر کز سخنم می‌ریزد

اجر صبری است کز آن شاخ‌نباتم دادند

همت حافظ و انفاس سحرخیزان بود

کز بلای غم ایام نجاتم دادند

درست است که در میان عبادتها، عبادتی ارزش بیشتری دارد که آدمی از آن لذت بیشتری می‌برد و نشاط بیشتری به او دست می‌دهد و همچنین درست است که قرآن به روزه‌داری اهمیت چندانی نداده است و تنها در یک آیه از آن یاد کرده است، اما باید گفت، روزه گرفتن هم نوعی صبر است و گرسنگی کشیدن و تحمل این سختی، امکان دارد موجب بهبود حال انسان و پارسایی بیشتر او گردد. پیامبر، حتی پیش از آنکه به پیامبری برگزیده شود، مدتی را دور از شهر، تنهایی سپری می‌کرده است و در آن مدت، روزه می‌گرفته است. شاید یکی از دلایلی که در قرآن، به اندازه عبادات دیگر، به روزه اهمیت داده نشده است، جنگهای فراوانی بوده است که در طی آن بیست و سه سال،‌ واقع می‌شده است و مسلمانان نمی‌توانسته‌اند روزه بگیرند. آیه‌ای که روزه گرفتن در ماه رمضان را برای مسلمانان واجب کرده است، جزء آیات مدنی قرآن می‌باشد و همین نشان می‌دهد، تا چندین سال اول نزول قرآن، روزه گرفتن واجب نبوده است.

برگرفته از سخنرانی دکتر سروش در واشنگتن دی‌سی-رمضان ۱۳۸۷


فرستاده شده در دين | ۶ نظر

ماه رمضان

نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۰۶/۱۳ – 8:08 ب.ظ - 721 بازدید

برای اولین بار، دور از خانه پدری، تنها، بدون همراه، سحری خوردن را تجربه کردم. در اینجا، با اینکه با خرمای صادراتی بم که از اول ماه رمضان در تمام فروشگاهها به فروش می‌رسد، افطار می‌کنم، اما از یاد نمی‌برم، لذت بر سر سفره افطار نشستن و با خانواده، روزه خود را شکستن. شاید در دپارتمان علوم کامپیوتر، من تنها کسی باشم که در این ماه روزه می‌گیرد. هر کس متوجه این موضوع می‌شود، بلافاصله سوال می‌کند، جدا از انجام دادن یک فریضه دینی، نخوردن و نیاشامیدن، آن هم به مدت شانزده ساعت و به درازای یک ماه، چه فایده‌ای دارد. هرچند که اغلب این آدمها با روزه گرفتن در دین مسیح و یهود، آشنایی دارند و بسیاریشان ماه رمضان را خوب می‌شناسند، اما از دوازده سال تجربه خودم در روزه گرفتن، برایشان می‌گویم. می‌گویم که چه علاقه‌ای به این ماه دارم. می‌گویم که در این ماه، محدودیت در خوردن و آشامیدن، موجب می‌شود که انسان منظم‌تری شوم، باعث می‌شود توان خود را در کنترل بدن خودم و البته ذهن خود، بالاتر برم. وقتی به هنگام افطار نزدیک می‌شوم، افزایش صبر و آرامش و فروتنی را در وجودم حس می‌کنم. درست است که پرخوری کردن، تنها یکی از گناهان کبیره است، اما شاید پرهیز از خوردن و گرسنگی کشیدن، توان آدمی را چنان بالا برد که با گناهان دیگر نیز به مقابله برخیزد. همه می‌دانند که زندگی پیچیده دنیای امروز، آنچنان ذهن بشر را به مادیات، آغشته کرده است که جدا شدن از آن، هرچند برای مدتی کوتاه، ضروری می‌نماید. شاید رمضان، فرصتی است برای انسان فراموش‌کار، تا خوب بودن را هم تمرین کند.


فرستاده شده در دين،يادداشتهاي دانمارك | ۶ نظر

گوشت حلال

نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۰۶/۱۱ – 8:44 ب.ظ - 3,295 بازدید

تا وقتی در ایران بودم، اصلاً به این فکر نمی‌کردم که گوشت حلال واقعاً چیست و چه تفاوتی با گوشت غیر حلال دارد. در واقع، انسان همینطور است. از میان هزاران هزار مسئله‌ای که، ذهن انسانهای مختلف را در دنیا به خود مشغول کرده است، تنها برخی از آنها برای ما اهمیت پیدا می‌کند و وجودشان را احساس می‌کنیم. در واقع با قرار گرفتن در محیطهای مختلف و تجربه کردن موقعیتهای گوناگون، تازه با مسائلی آشنا می‌شویم که خود تعجب می‌کنیم، چطور در گذشته به فکرمان خطور نکرده بود.

وقتی در کشوری غیر اسلامی زندگی می‌کنی و تعداد زیاد مسلمانهای مهاجری را می‌بینی که برای تهیه گوشت، به فروشگاههایی می‌روند که بر سر در آنها، نوشته شده است، حلال و تنها گوشتهای با علامت حلال را می‌خورند، کافی است قدری شکاک باشی تا این سوال گریبانت را بگیرد که مگر چه فرقی است بین گوشت حلال و گوشت حرام. آنچه که امروز، تمام مسلمانان دنیا به عنوان گوشت حلال می‌شناسند، قدری از آن، برگرفته از قرآن و باقی‌اش حاصل هزار و چهار صد سال عمری است که از اسلام گذشته است و در این مدت، چه در زمان پیامبر و چه پس از آن، چه توسط شخص پیامبر و چه توسط انسانهای دیگر، چه آگاهانه و چه به صورت غیر عمدی، تغییراتی در آن صورت گرفته است.

تا صد سال پیش، تمام مردم دنیا، با هر دین و هر فرهنگی، چه به صورت تشریفات مذهبی و چه بی‌توجه به مذهبی خاص، حیوانات را شبیه به هم می‌کشتند، به همین شکل که امروز مسلمانان و یهودیان دنیا، حیوان را ذبح شرعی می‌کنند. اما آرام آرام، به علت یهودی‌ستیزی و ترس از اسلام و از همه مهمتر، احترام گذاشتن به حقوق حیوانات، شیوه کشتن، تغییر کرد و امروزه شاید بیش از ۷۰% کشتارگاهها، به شیوه‌هایی متفاوت عمل می‌کنند. در ایران مانند تمام کشورهای اسلامی دنیا، تمام کشتارگاهها، به شیوه اسلامی، حیوانات را می‌کشند. چندی پیش که در حلال بودن ۵% گوشت وارداتی کشور، بحثهایی مطرح شده بود، نمایندگانی از جانب رهبر ایران به کشورهای صادر کننده رفتند تا به عنوان ناظر شرعی، بر شیوه کشته شدن حیوانات نظارت کنند. گوشت حلال از نظر اقتصادی، بازار خوبی در دنیا ایجاد کرده است تا جائیکه کشوری مانند تایلند که هرساله درآمد بالایی از راه توریسم بدست می‌آورد و بسیاری از مردان و جوانان ایران را نیز برای خوشگذرانیهای غیرحلال به سوی خود جذب می‌کند، با وجودی که تنها ۵% از جمعیت کشورش مسلمان می‌باشند (در حدود ۰٫۲% مسلمانان دنیا)، ۷% غذای حلال دنیا و ۴۰% گردش مالی غذای مسلمانان جهان را در اختیار گرفته است. در اروپا، آمریکا و کانادا، قیمت گوشت حلال از باقی گوشتها بالاتر است و تعداد زیادی شرکت، کشتارگاه، موسسات بهداشتی و تحقیقاتی در این کشورها، مشغول فعالیتهایی در این زمینه هستند. به عنوان مثال در انگلستان، تمامی گوشتهای حلالی که در فروشگاهها به فروش می‌رسند، توسط شرکتهایی کنترل می‌شوند تا از حلال بودن آنها مطمئن شوند. بسیاری از مدارس، موظف هستند تا در منوی غذایی خود، هم گوشت حلال داشته باشند و هم غیرحلال. حتی، چند ماه قبل، یکی از دبستانهای این کشور، بدون اطلاع دادن به اولیای دانش‌آموزان، به حذف گوشت غیرحلال از منوی غذایی خود اقدام کرده بود و به عنوان دلیل هم، گفته بودند که برای غیر مسلمانها، فرقی نمی‌کند که چه نوع گوشتی بخورند. البته این عمل آنها با مخالفت شدید پدران و مادران مواجه شد و مجدداً سرویسهای غذاییشان به حالت اولیه بازگشت. در اورهوس، شنیده‌های من حاکی از این است که ترکها، که بیشترین جمعیت مسلمانان اورهوس را شامل می‌شوند، تولید گوشتهای حلال را در دست گرفته‌اند. گویا آنها در یک کشتارگاه دانمارکی که قصابان آن نیز دانمارکی هستند، هم بر شیوه کشتن حیوانات و هم بر پخش نواری که به طور مدام، نام خدا را می‌آورد، نظارت می‌کنند. خلاصه، اسلام در این کشورهای غیراسلامی، خوب جای خود را باز کرده است. ای کاش، مردمان مغرب زمین، به جز گوشت حلال، حجاب و نماز، از اخلاق اسلامی که به نظر من، مهمترین بخش فراموش شده این دین می‌باشد نیز چیزی می‌دانستند.

از زمانی که گردن زدن حیوانات بوسیله چاقو، جای خود را به روشهای مدرن کشتن حیوانات داده است، این روشهای مدرن در کشورهای غربی تغییرات زیادی کرده‌اند. هر چند وقت یکبار، محققین، روش جدیدی ابداع می‌کنند و با تحلیلهای علمی، توضیح می‌دهند که این روش بهتر از روشهای پیشین می‌باشد. ایرادی که آنها، بر مسلمانان و یهودیان می‌گیرند این است که روش آنها را، مصداق آزار رساندن به حیوانات می‌دانند. آنها می‌گویند، از هنگامی که چاقو بر گلوی حیوان گذاشته می‌شود تا لحظه‌ای که وی، پس از تقلا کردنهای فراوان و غوطه‌خوردن در خون خود، جان می‌دهد، آنچنان درد و عذابی بر حیوان وارد می‌شود که هیچ انسان صاحب عاطفه‌ای، نمی‌تواند این صحنه را ببیند و دلش نلرزد. این روزها در غرب، اگر نگوئیم حیوانات ارزشی بیش ازانسان دارند، می‌توانیم بگوئیم ارزشی برابر دارند. حتی آنها، به مرور، صاحب برخی امتیازات اجتماعی می‌شوند. در تمام فروشگاهها، بخشی جداگانه برای لوازم مصرفی حیوانات وجود دارد، بی‌احترامی کردن به حیوان (بیشتر از همه سگ)، توهین کردن به او، ناسزاگویی و پرخاش کردن، همگی جرم محسوب می‌شوند، چه رسد به کشتن وحشیانه حیوانات. اما در جواب، مسلمانان هم دلائل بسیاری می‌آورند. آخوندهایی که در کشورهای غربی، زندگی می‌کنند و اغلبشان هم سنی هستند، مطالعات بسیاری در این زمینه کرده‌اند و در برنامه‌های تلوزیونی مختلف، در کنفرانسها، سخنرانیها و کلاسهای درس خود، پیرامون این موضوع توضیحات فراوانی داده‌اند. آنها می‌گویند، اسلام هم، برای حیوانات ارزش فراوانی قائل است و آیات بسیاری در قرآن و سنت پیامبر این مسئله را به خوبی نشان می‌دهند. البته خوشبختانه، در این مسئله، اختلاف فاحشی بین شیعه و سنی دیده نمی‌شود. آنها می‌گویند، کشتن حیوان در دین اسلام، جدا از آداب دینی‌اش، وقتی کاملاً صحیح محسوب می‌شود که حیوان، در محیطی مناسب، رشد کرده باشد، تغذیه‌ خوبی داشته باشد، قبل از کشتنش، وی را سیراب کرده باشند و دور از چشم باقی حیوانات و در حالی که حیوان، ایستاده است، بوسیله چاقویی شدیداً تیز و برنده، رگهای اصلی گردن وی را با حرکت سریع چاقو، قطع کرده باشند. در این صورت نه تنها پیش از کشتن، با حیوان بدرفتاری نمی‌شود که در زمان کشتن وی نیز، آنقدر این عمل سریع انجام می‌گیرد که حیوان دردی را حس نمی‌کند. همانطور که معمولترین روش انسانها برای خودکشی کردن، قطع کردن رگ دست و خروج خون از بدن تا دم مرگ می‌باشد، برای حیوانات نیز، همین روش، مناسبترین است. غربیها می‌گویند، برای کمتر آزار دیدن حیوان، بهتر است، پیش از آنکه چاقویی بر بدنش وارد شود، بیهوش گردد. در این صورت، به هنگام قطع کردن اندام حیوان، نه او به چشم خود، رفتن جان از بدن خویش را می‌بیند و نه قصاب، از تقلا کردن حیوان، خاطرش آزرده می‌شود. آنها برای بیهوش کردن حیوان، یا با تفنگهایی مخصوص، به سوی سر او شلیک می‌کنند، یا حیوان را در اتاق گاز قرار می‌دهند، تا خفه شود و یا از بدنش، جریان الکتریسیته عبور می‌دهند. پس از انجام این مرحله، نوبت به چاقوکشی می‌رسد. آنقدر بررسیهای تجربی و دقیق بر روی این روشها انجام داده‌اند تا آنها را به بهترین شکل ممکن درآورند. اما همچنان، اگر فشار شلیک گلوله، اندک درجه‌ای بالا رود و یا برق عبور یافته از بدن حیوان، چند آمپر بیشتر از حد مجاز شود، نه تنها باعث مرگ حیوان، که حتی در برخی مواقع، موجب آسیب دیدن مغز، پخته شدن گوشت و مرگ تعداد زیادی از سلولهای بدنش می‌شود. مسلمانها می‌گویند، آزاری که در این روشها به حیوانات می‌رسد، بسی بیشتر از برش سریع یک چاقوی تیز بر بدن است.

مهمترین مسئله‌ای که توسط مسلمانان مطرح می‌شود و اغلب دانشمندان نیز با آنها موافقند، وجود خون در درون گوشت است. از نظر مذهبی خوردن خون، حرام محسوب می‌شود و از نظر پزشکی نیز، هرچه‌قدر از میزان خون موجود در گوشت کاسته شود، بر میزان سلامت آن، افزوده می‌گردد. تا وقتی که حیوان، جان در بدن دارد و قلبش می‌تپد، خون با فشار قلب، در رگها جریان دارد و هرگاه، رگهای گردن حیوان بریده شوند و حیوان به حال خود رها شود، تا قبل از آنکه قلب و حرکت خون در رگهایش متوقف شوند، بخش بسیاری از خون وی از بدنش تخلیه می‌گردد. اما اگر پیش از چاقو زدن بر بدن حیوان، وی مرده باشد یا فشار خون در رگهایش، کم شده باشد، دیگر پس از چاقو زدن، خون زیادی از بدنش خارج نمی‌شود. اما اگر حیوان، تنها بیهوش شده باشد و همچنان زنده و در کمال سلامت به سر برد، پس از چاقو خوردن، خون زیادی از او دفع خواهد شد و تفاوتی با چاقو زدن بر حیوان بیدار ندارد. حال، در این کشتارگاههایی که در هر دقیقه دهها حیوان را می‌کشند و با این علم امروز بشر، کدامین روش بیهوش کردن، هم پاسخ سرعت بالای کشتار را می‌دهد و هم موجب آلودگی گوشت حیوان نمی‌شود، خدا می‌داند. اینکه از نظر میزان سلامتی، این شیوه‌ها چه قدر با هم تفاوت دارند و میزان خونی که در بدن حیوان باقی می‌ماند، در روشهای مختلف چه قدر است، من نمی‌دانم، اما این را می‌دانم، که در کشورهای غربی، بر سر میزان سلامتی گوشت، دقتهای فراوانی می‌شود. به عنوان مثال، چندی پیش، پس از آزمایشاتی که بر روی برخی گوشتهای صادراتی هلند انجام شده بود، مشخص شد که میزان خون در گوشت، بیش از حد معمول است و در نتیجه، تمام گوشتها برگشت داده شدند و دانشمندان به دنبال علت حادثه گشتند. این موضوع، عنوان بسیاری از پایان‌نامه‌های دکتری دانشجویان را تشکیل می‌دهد و جزء مسائل تحقیقاتی روز دنیاست.

من که پس از هفته اول حضورم در دانمارک، خوردن گوشت غیرحلال را آغاز کردم. شاید این کار را بیشتر به دلیل پرهیز از سخت‌تر شدن زندگی انجام دادم. زندگی کردن در جهانی که پر است از آلودگیهای فیزیکی، شیمیایی، بیولوژیکی و حتی فرهنگی که بسیاری از آنها شده‌اند لازمه زندگی پیچیده امروزی، موجب شده است، سخت‌گیری کردن بر آلودگیهایی کوچک، نشانه وسواس آدمها شود. اما با این وجود، گویا روز به روز بر اهمیت غذای حلال افزوده می‌شود. قرار است در اسفند ماه امسال، اولین نمایشگاه بین‌المللی غذای حلال در ایران برگزار شود و هر ساله تعداد زیادی قراردادهای اقتصادی مابین کشورها، برای تولید غذای حلال منعقد می‌شود. از کجا معلوم، شاید تا چند سال دیگر تمام مردم کره زمین، حلال‌خوار شدند.


فرستاده شده در دين،يادداشتهاي دانمارك | ۱۳ نظر

I Look I See

نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۰۵/۲۰ – 10:19 ب.ظ - 635 بازدید

ترانه “I Look I See” از آلبومی با همین نام، ساخته Yusuf Islam، موزیسین ۶۰ ساله انگلیسی، بسیار آرامش‌بخش است. یوسف اسلام که در سن ۲۹ سالگی، مسلمان شده است، پیش از آن نیز به عنوان خواننده، ترانه‌سرا و آهنگ‌ساز شهرت داشته است، اما بعد از مسلمان شدن، ۱۷ سال این کار را کنار می‌گذارد و بعد از آن در سال ۱۹۹۵، مجدداً کار آهنگ‌سازی را از سر می‌گیرد. وی علاوه بر این کار، معلم نیز هست و برخی فعالیتهای بشر دوستانه نیز انجام می‌دهد.

شاید ریتم ساده و آرامش‌بخش این آهنگ، به این دلیل شکل گرفته باشد که یوسف اسلام، آن را برای کودکان ساخته است. همیشه اعتقاد داشته‌ام، کارهای با ارزش، مفید و موثر، آنهایی هستند که نه تنها با زبانی ساده و بی‌آلایش بیان می‌شوند بلکه برای ذهنهایی ساده و بی‌آلایش نیز، قابل درک هستند.

I Look I See, Yusuf Islam

در YouTube


فرستاده شده در دين،هنر | بدون نظر