سوالاتی مهم
نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۹/۰۲/۱۱ – 1:30 ب.ظ - 149 بازدیدقصد دارم در صفحه سوالاتی مهم، سوالات مهمی را که در زندگیام به آنها برخورد کردهام و همیشه ذهنم را مشغول کردهاند بنویسم تا شاید نظرات خوانندگان بلاگ بتوانند در یافتن پاسخی برای آنها یاریام کنند. همچنین خوانندگان میتوانند سوالات جدیدی را برای اضافه شدن به این لیست مطرح نمایند. تلاش میکنم برای هر سوال، پاسخی که تا به حال ذهنم به آن راه یافته است را بنویسم.

منبع عکس: Examiner.com
فرستاده شده در اخلاق، ادامه تحصيل در خارج، جامعه، درس خواندن، دين، زیستشناسی، سياست، علوم کامپیوتر، عمومي، فلسفه، فیزیک | بدون نظر
معذرت خواهی از Alan Turing
نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۸/۰۵/۲۷ – 1:49 ب.ظ - 388 بازدیدAlan Turing، از نوابغ علوم کامپیوتر که یک همجنسگرا بود، به خاطر داشتن رابطه جنسی با یک مرد در سال ۱۹۵۲، به زندان افتاد. او پیشنهاد آزادی مشروط از زندان در قبال استفاده از دارویی برای کنترل حس جنسیاش را پذیرفت. اما به علت ترسی که در آن روزها از جاسوسیهای شوروی سابق وجود داشت، مجوز فعالیت وی در ستاد مخابراتی دولت که زیر مجموعهای از آژانش امنیتی انگلیس بود، حذف شد. دو سال بعد، جنازه وی که در اثر خوردن سیانور در خانهاش افتاده بود، پیدا شد. چند روز پیش، John Graham Cumming از برنامهنویسان معروف، پیشنهاد برپا کردن برنامهای را برای معذرت خواهی از Turing داده است. وی معتقد است که Turing به خاطر فعالیتهایش در آژانس امنیتی انگلیس در دوران جنگ جهانی دوم، یکی از قهرمانان ملی است که به خاطر قانون غلط و عقب افتاده آن روز انگلیس درباره همجنسگراها، در حق او جفا شده است. افراد مختلف، نظرات متفاوتی درباره برگزاری این برنامه دادهاند. برخی معتقدند که با وجود بزرگداشتهای فراوانی که تا به حال برای Turing برگزار شده است، اما جای یک معذرت خواهی جدی از وی خالی است. در مقابل، برخی می گویند که نه تنها برگزاری چنین برنامهای هیچگونه سودی برای هیچ فرد یا سازمانی ندارد، بلکه اگر می خواهیم جوانمردانه قضاوت کنیم، باید از تمام همجنسگراهایی که در آن روزها در کشور انگلیس به خاطر قوانین غیر منطقیاش مجازات شدند، معذرت خواهی کنیم. اما در وبسایت Manchester Evening News کسی را ندیدم که همچنان مانند سالهای دور، به همجنسگرایی به عنوان یک بیماری و یا یک جرم نگاه کند و Turing را شایسته مجازاتی که شده است بداند.

فرستاده شده در اخلاق، جامعه، دين، علوم کامپیوتر | ۲ نظر
حج
نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۰۹/۲۶ – 12:25 ق.ظ - 1,292 بازدیدهرچند که اعتقاد چندانی به آداب و رسوم حج تمتع ندارم اما خیلی علاقه دارم، یکبار در همین روزهایی که مکه پذیرای دو میلیون آدم میشود و هر کس با هر نوع تعبیر و تفسیری که از اسلام دارد در کنار دیگر مسلمانان حاضر میشود و به شیوه خودش با خدای خود راز و نیاز میکند. دیدن جمعیت حول کعبه و هماهنگی نمازگزاران، دیدن صحرای عرفات و رمی جمرات، دیدن سرهای تراشیده شده و دستهای رو به آسمان کشیده شده و از همه مهمتر هزاران هزار چادری که در منا برپا میشوند، نه تنها من را که دوستان اروپائیم را به فکر فرو میبرد که این دنیای ما، چه قدر بزرگ است و تا چه اندازه آدمهای مختلفی در آن زندگی میکنند که دارای ذهنیتها، فرهنگها و آداب و رسوم گوناگونی هستند و هریک اشتراکاتی نیز با هم دارند.
این روزها، ارتباطات جامعه اروپایی با جوامع اسلامی و به خصوص با کشورهای عربی و نه ایران، بسیار بیشتر از گذشتهها است و همین ارتباطات، موجب آشنایی بیشتر آنان با آئینهای مسلمانان میشود و بر شیوه زندگیشان و شناختشان از دنیای انسانها، تاثیر میگذارد. آنها چیزهایی را از جوامع ما و از آنچه که در فرهنگ ما نهفته شده است، میبینند که ما خود نمیبینیم. دنیای اینترنت، مسافرتهای آسانتر و مهاجرتهای گوناگون، فضایی را بوجود آوردهاند که مدیر دانشجویان دکترای دپارتمان علوم کامپیوتر که یکی از دوستانش در دوبی زندگی میکند، به من خبر میدهد که دیروز عید قربان بود و از من میخواهد که برایش در اینباره توضیح دهم و بگویم که بله، درست است که مسلمانان و به درجه اولی، شیعیان بر خلاف دانمارکیها، تعطیلاتی اندوهگین دارند، اما چند تعطیلی شاد و خوشحالکننده هم دارند.
منبع عکسها: The Boston Globe
فرستاده شده در دين، عكسهاي ديدني، يادداشتهاي دانمارك | ۱۰ نظر
نهار کریسمس
نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۰۹/۱۹ – 10:32 ب.ظ - 217 بازدیدهفته گذشته، برای نهار کریسمس که گویا یکی از سنتهای بعضی از کشورهای اروپایی میباشد، به خانه یکی از اساتید دعوت شدیم و در آنجا علاوه بر خوردن بسیاری تنقلات و البته بر خلاف نام این مراسم، یک شام مفصل هم خوردیم. وقتی از دانمارکیها میپرسیدم، در طول این مراسم چه میکنید، آنها میگفتند تا میتوانیم میخوریم. بیست نفری به دور سه میز بزرگ که به هم متصل شده بودند، نشستیم و از ساعت شش عصر با معرفی دوازده مدل غذایی که قرار بود سِرو شوند، مراسم را شروع کردیم و تا ساعت ده شب، خوردیم و نوشیدند و قه قهه زدند و برخی هم از خوش روزگار هوار هم کشیدند. برخی غذاها مانند نوعی ماهی تکه تکه شده که با شکر و سرکه پخته می شود و به آن Marinerede Sild گفته می شود، آنچنان سنتی بودند که من جرأت نزدیک شدن به آنها را هم نداشتم؛ هرچند که خودشان هم تمایل زیادی به خوردنش نداشتند. بعد از اینکه غذاها را تا ته خوردند، آرام آرام از دور میزها متفرق شدند و هرکسی به فراخور حالش، با بطری آب جویی که در دست داشت، چیزکی می گفت و بقیه هم ریسه می رفتند. آن شب، نسخه آخر از بازی SingStar برای PlayStation 3 که دو هفته پیش، روانه بازارهای اروپا شد، سر همه را گرم کرده بود. آنهایی که متن ترانه ها را بلد بودند و قبلاً شنیده بودند، به صورت یک بازی دو نفره، درجلوی تلوزیون می ایستادند و همراه با خواننده می خواندند و در آخر به کسی که امتیاز کمتری می گرفت می خندیدند. خلاصه، آن شب ما داستانی داشتیم. تمام این مراسمها، به عنوان حفظ سنت مذهبی کریسمس برگزار می شوند و حتی برخی از این آدمها، برای حفظ حرمت حضرت مسیح، به جای نام وی حرف x می گذارند. اما بعید می دانم آن شب کسی حتی لحظه ای در این افکار بوده باشد. البته خودشان هم می گویند که اعتقادی به این مراسمها ندارند و فقط دوست دارند خوش باشند.
انیمیشنی درباره x-mas
منبع: GPS Information.Net
فرستاده شده در دين، علوم کامپیوتر، يادداشتهاي دانمارك | ۲ نظر
تفسیر قرآن، شاید وقتی دیگر
نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۰۸/۲۶ – 12:25 ب.ظ - 333 بازدیدبنا به توصیه یکی از دوستان، به علت ترس از عواقب امنیتی، فعلاً منتشر کردن تفسیر قرآن را به آینده موکول میکنم. چون شرایط فعلی کشور این احتمال را میدهد که نواندیشان دینی، به دردسرهایی بیفایده بیفتند و من هم قصد ندارم ایران را برای همیشه ترک کنم، بنابراین تا اطلاع ثانوی، از نوشتن تفسیر در این وبلاگ خودداری میکنم. شاید آن را در وبلاگی دیگر با نامی مستعار بنویسم و شاید هم از طریق ایمیل با دوستان در میان بگذارم.
قلم باشد رسول روشنایی *** که می خواند سحر بانگ رهایی
قلم چون بوستان جنت عشق *** به تن دارد بسی عطرخدایی
قلم باشد مقدس نزد یزدان *** بود مصداق سوگند الهی
قلم توتم بود بهر خرد ورز *** نماید طالبان را رهنمایی
قلم مرئی کند آثار ظلمت *** بسان نور افلاک سمائی
قلم باشد برای خلق در بند *** عصای دست، گاه بی پناهی
قلم غرد بسان تندر شب *** گشاید راه در قعر سیاهی
قلم گاهی قلم زن را چو منصور *** برد بالای دار بی گناهی
منبع شعر: محمد باقر عباسی سملی
منبع کاریکاتور: روزنامه کیهان
فرستاده شده در جامعه، دين، سياست | ۸ نظر
تفسیر قرآن
نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۰۸/۲۳ – 2:46 ق.ظ - 326 بازدیداز امروز تصمیم گرفتم، برداشت خودم از قرآن را که میشود نامش را تفسیر قرآن گذاشت، به مرور در وبلاگ بنویسم. مطالبی که خواهم نوشت و نوع نگاهی که به قرآن خواهم داشت، برگرفته از باوری است که سالها پیش در ذهنم شکل گرفت. من معتقدم که خداوند موجودی است که صاحب تمام خوبیهاست. هر صفت خوبی که آدمی به ذهنش میرسد و هر نوع کمال و برتری که قابل تصور است، همه آنها به بهترین و شدیدترین درجهشان از آن موجودی هستند که نامش را خدا میگذارم و هدف از این زندگی روزمره خویش را که از صبح شروعش میکنم و تا هر شب ادامهاش میدهم، نزدیک کردن خود به آن خوبیها و ساختن شخصیتی عالی از خودم میدانم. در واقع قصد دارم پای خود را در جای پای خدا بگذارم و در اعمال و کردار از او تقلید کنم و زندگی را چیزی جز همین ادای خدا را درآوردن نمیدانم. فعلاً نمیخواهم درباره این نوع نگاهم به زندگی، بیش از این سخن بگویم، اما باید بگویم، تفسیری که خواهم نوشت، نشأت گرفته از همین نوع نگاهم به زندگی است و بر همین اساس این تفسیر را به دو بخش تقسیم میکنم. در بخش اول، آیاتی از قرآن که صفات خداوند را ذکر میکنند، میآورم چرا که همین صفات، فکر و ذکر همیشگی من در زندگی هستند. در بخش دوم، توصیههایی که از طرف خدا به بشر شده است را میآورم تا اعمال خوب و بد را از دید قرآن بشناسم. البته تمام این تفسیرها، همگی با فرض پذیرش این است که قرآن، سخن خداوند است. هر چند که میدانم، دلایل موجه و عقلپسندی برای اثبات این مدعا وجود ندارد، اما بحث پیرامون آن را به وقت دیگری موکول میکنم و فعلاً در شناخت محتوای قرآن و برگرفتن نکتههای مثبت آن هستم. به همین دلیل، هر یک از آن دو بخشی که ذکر کردم را به دو بخش دیگر تقسیم میکنم. بنابراین در بخش اول از صفات خدا، صفاتی را که مورد پذیرش عقل من هستند ذکر میکنم و در بخش دوم، صفاتی را که شایسته خدا نمیدانم. همچنین در بخش اول از توصیههای خدا به انسان، آنهایی را که عقلاً میتوانم بپذیرم، مییابم و در بخش دومش، توصیههایی که عمل به آنها را ضروری نمیدانم، ذکر میکنم. امیدوارم دوستان عزیز، در پربارتر شدن این متون، من را یاری کنند و در اصل، هدف من از نوشتن این تفسیر هم همین است که معتقدم، آدمی، مستعد اشتباه کردن است و بهترین راه برای جلوگیری از این اشتباهات، همفکری با دیگران است.
منبع عکس: http://www.elitechoice.org
فرستاده شده در دين | ۳ نظر
صبر و روزهداری
نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۰۷/۰۶ – 12:32 ب.ظ - 1,414 بازدیداگر سعادت را، بهترین لحظههای زندگی بدانیم و سعادتمند را فردی بدانیم که بهترینها را انجام میدهد و به نیکوترین شیوهها زندگی میکند، آنگاه باید اعتراف کنیم که تمام انسانهای دنیا در طول زندگی خویش به دنبال سعادت و خوشبختیاند. در این دنیا، تمام خوبیها و همه زیبائیها، در زیر لایههایی از بدی و زشتی پنهان شدهاند و برای رسیدن به آنها، ابتدا باید بدیها را شناخت و با آنها مبارزه کرد و تمام موانع را به کنار زد. یافتن خوشبختی و جستجوی به دنبال حقیقتِ آن که البته کار سخت، دشواری است، با آسانگیری و سهلانگاری بدست نمیآید، باید پردههای بسیاری را از پیش رو به کنار زد تا چهرهای از حقیقت را تماشا کرد، آدمی باید همت والایی داشته باشد، شاید اولین قدم برای پیمودن این راه، ارادهای قوی باشد و شاید بزرگترین مانع بر سر این راه، همین ضعف اراده باشد و از این رو، آنچه ضروری است، تمرین و ممارست است برای ساختن شخصیتی قوی از خود با ارادهای پولادین که هیچ سختی و دشواری نمیتواند بر او چیره شود و تصمیمش را برای ادامه مسیر تغییر دهد. شاید مهمترین خصوصیتی که میتوان برای اینگونه انسانها یافت، صبر و تحمل آنها بر مشکلات باشد و شاید از این روست که بزرگانی چون حافظ و مولانا، ریاضت کشیدن را، جزء لازمههای رسیدن به سعادت میدانستند و اصلاً هنر آدمی را همین صبر ورزیدن و جهد و کوشش وی در زندگی میدانستند و معتقد بودند که برای رسیدن به زیبائیهای زندگی در همین دنیا و لذت بردن از آنها، ابتدا باید، لذتهایی را ترک کرد و تلخیهایی را چشید تا به پاداشی در خور رسید. برای اینکه انسان به بهجت و خوشی برسد و همیشه حال خوبی داشته باشد، باید در مواقعی هم پا روی امیال و رغبتهای خودش بگذارد و جلوی خودش را بگیرد و خویشتنداری کند.
|
گر سخن خواهی که گویی چون شکر |
صبر کن از حرص و این حلوا مخر |
|
صبر باشد مشتهای زیرکان |
هست حلوا مشتهای کودکان |
|
من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجب |
مستحق بودم و اینها به زکاتم دادند |
|
این همه قند و شکر کز سخنم میریزد |
اجر صبری است کز آن شاخنباتم دادند |
|
همت حافظ و انفاس سحرخیزان بود |
کز بلای غم ایام نجاتم دادند |
درست است که در میان عبادتها، عبادتی ارزش بیشتری دارد که آدمی از آن لذت بیشتری میبرد و نشاط بیشتری به او دست میدهد و همچنین درست است که قرآن به روزهداری اهمیت چندانی نداده است و تنها در یک آیه از آن یاد کرده است، اما باید گفت، روزه گرفتن هم نوعی صبر است و گرسنگی کشیدن و تحمل این سختی، امکان دارد موجب بهبود حال انسان و پارسایی بیشتر او گردد. پیامبر، حتی پیش از آنکه به پیامبری برگزیده شود، مدتی را دور از شهر، تنهایی سپری میکرده است و در آن مدت، روزه میگرفته است. شاید یکی از دلایلی که در قرآن، به اندازه عبادات دیگر، به روزه اهمیت داده نشده است، جنگهای فراوانی بوده است که در طی آن بیست و سه سال، واقع میشده است و مسلمانان نمیتوانستهاند روزه بگیرند. آیهای که روزه گرفتن در ماه رمضان را برای مسلمانان واجب کرده است، جزء آیات مدنی قرآن میباشد و همین نشان میدهد، تا چندین سال اول نزول قرآن، روزه گرفتن واجب نبوده است.
برگرفته از سخنرانی دکتر سروش در واشنگتن دیسی-رمضان ۱۳۸۷
فرستاده شده در دين | ۶ نظر
ماه رمضان
نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۰۶/۱۳ – 8:08 ب.ظ - 406 بازدیدبرای اولین بار، دور از خانه پدری، تنها، بدون همراه، سحری خوردن را تجربه کردم. در اینجا، با اینکه با خرمای صادراتی بم که از اول ماه رمضان در تمام فروشگاهها به فروش میرسد، افطار میکنم، اما از یاد نمیبرم، لذت بر سر سفره افطار نشستن و با خانواده، روزه خود را شکستن. شاید در دپارتمان علوم کامپیوتر، من تنها کسی باشم که در این ماه روزه میگیرد. هر کس متوجه این موضوع میشود، بلافاصله سوال میکند، جدا از انجام دادن یک فریضه دینی، نخوردن و نیاشامیدن، آن هم به مدت شانزده ساعت و به درازای یک ماه، چه فایدهای دارد. هرچند که اغلب این آدمها با روزه گرفتن در دین مسیح و یهود، آشنایی دارند و بسیاریشان ماه رمضان را خوب میشناسند، اما از دوازده سال تجربه خودم در روزه گرفتن، برایشان میگویم. میگویم که چه علاقهای به این ماه دارم. میگویم که در این ماه، محدودیت در خوردن و آشامیدن، موجب میشود که انسان منظمتری شوم، باعث میشود توان خود را در کنترل بدن خودم و البته ذهن خود، بالاتر برم. وقتی به هنگام افطار نزدیک میشوم، افزایش صبر و آرامش و فروتنی را در وجودم حس میکنم. درست است که پرخوری کردن، تنها یکی از گناهان کبیره است، اما شاید پرهیز از خوردن و گرسنگی کشیدن، توان آدمی را چنان بالا برد که با گناهان دیگر نیز به مقابله برخیزد. همه میدانند که زندگی پیچیده دنیای امروز، آنچنان ذهن بشر را به مادیات، آغشته کرده است که جدا شدن از آن، هرچند برای مدتی کوتاه، ضروری مینماید. شاید رمضان، فرصتی است برای انسان فراموشکار، تا خوب بودن را هم تمرین کند.
فرستاده شده در دين، يادداشتهاي دانمارك | ۶ نظر




