صحبت با یک آمریکایی

نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۰۶/۲۶ – 8:55 ب.ظ - 441 بازدید

وقتی یک فرد آمریکایی را می‌بینم، بی‌اختیار به یاد سیاست می‌افتم. نمی‌دانم، این مسئله، جزء علائم همان بیماری معروف سیاست‌زدگی است که در ایران اپیدمی شده است و یا چیز دیگری است. قبل از اینکه با او سر صحبت را باز کنم، دائم در ذهن خودم با خودم کلنجار می‌روم که این شخص آمریکائی به من، به عنوان یک ایرانی از چه زاویه‌ای نگاه می‌کند. آیا وقتی می‌فهمد که من ایرانی هستم، چهره دکتر احمدی‌ن‍ژاد در ذهنش نقش می‌بندد، آیا گمان می‌کند، من که به اروپا آمده‌ام، قصد جاسوسی کردن برای حکومت ایران و یا حتی گروه طالبان را دارم. آخر این چه بدبختی است نصیب ما شده است. به جای آنکه با خیال راحت و با فراغ بال، مانند تمام مردمان دیگر، با دیگران ارتباط برقرار کنیم، دائم دست و دلمان می‌لرزد و دچار بدبینیِ نسبت به خود می‌شویم که آیا دید دیگران نسبت به ایران، یک نگاه منصفانه است یا یک نظر جاهلانه. چرا باید یک آمریکایی، به جای آنکه ایران را با فرهنگ خوب و بد مردمانش بشناسد، به جای آنکه ایران را با جغرافیا و آب و هوای استثنائیش بشناسد، ایران را مهد بنیادگرایی اسلامی بداند. چرا باید هرکس رئیس‌جمهور کشور من را می‌بیند، به یاد عراق و لبنان و اسرائیل بیفتد و تنها چیزی که از او بداند، سخنرانی‌اش در دانشگاه کلمبیا باشد. البته بعد از لحظه‌ای درنگ، با خود می‌گویم که از کجا معلوم، همان فرد آمریکایی هم، احساسش شبیه به من نباشد، از کجا معلوم، او هم شرمنده رفتار و سخنان رئیس‌جمهورش نباشد. با خودم می‌گویم، مگر می‌شود، آن فرد آمریکایی در کلاس درس، در کنار یک دانشجوی عراقی که پسر عمویش را در جنگ، از دست داده است، بنشیند و سرش را پایین نیندازد. به احتمال زیاد، او هم ناراحت است که همگان، جرج‌بوش را یک احمق خطاب می‌کنند. تازه، وضع او از من هم بدتر است. چرا که رئیس‌جمهور کشور من، به زبان فارسی حرف می‌زند و سخنانش، در تمام تلوزیونهای دنیا پخش نمی‌شوند. قدری دلم آرام می‌گیرد و با او به صحبت می‌نشینم و از احترامی که او به رئیس‌جمهور کشور من می‌گذارد، متعجب می‌شوم و خود را در وضعیتی می‌بینم که گویا باید نسبت به اوضاع سیاسی-فرهنگی داخل ایران، اطلاع‌رسانی کنم.


فرستاده شده در سياست،يادداشتهاي دانمارك | ۳ نظر

مدرک دانشگاهی وزرای دولت در دانمارک

نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۰۵/۲۶ – 1:57 ق.ظ - 2,150 بازدید

دولتی که هم‌اکنون در دانمارک،‌ بر سر کار است، بیش از یک سال از عمرش نمی‌گذرد، اما نخست‌وزیر این کشور که تقریبا همان نقش رئیس‌جمهور را در ایران دارد، در حدود هفت سال است که بر مسند قدرت است. وقتی در ایران جار و جنجالهایی بر سر کاغذ‌پاره بودن مدارک دانشگاهی برپا شد، علاقه‌مند شدم تا بدانم که تحصیلات دانشگاهی وزرای دولت دانمارک در چه حدی است. هرچند که در مورد برخی از آنها اطلاعات کافی بدست نیاوردم، اما لااقل دانستم، که هیچکدامشان مدرک دکترا ندارند، اما تمامشان تحصیلات دانشگاهی دارند و از آن جالب‌تر اینکه، هیچیک از آنها در رشته‌های علوم پایه یا فنی مهندسی، درس نخوانده‌اند و در سه رشته اقتصاد، علوم سیاسی و حقوق و آن هم، تنها در دانشگاه‌های خود دانمارک و نه آمریکا، تحصیل کرده‌اند. البته، هر کدامشان، تعداد زیادی از دوره‌های تخصصی کوتاه‌مدت که در شرکتها و سازمانهای مختلف برگزار می‌شوند را گذرانده‌اند و جوایز، افتخارات و انتشاراتی در سوابق خود دارند.

نخست وزیر: فوق لیسانس اقتصاد، دانشگاه اورهوس

وزیر امور خارجه: فوق لیسانس ادبیات تطبیقی، دانشگاه کپنهاگ؛ دکترای افتخاری

وزیر دارائی: فوق لیسانس حقوق، دانشگاه کپنهاگ

وزیر دادگستری: فوق لیسانس اقتصاد ، دانشگاه اورهوس

وزیر دفاع: فوق لیسانس اقتصاد، دانشگاه اورهوس

وزیر فرهنگ: فوق لیسانس علوم سیاسی

وزیر مالیات: لیسانس اقتصاد

معاون اول نخست وزیر و وزیر اقتصاد و بازرگانی: لیسانس اقتصاد و حسابداری

وزیر آموزش و پرورش و وزیر همکاریهای شمال اروپا: فوق لیسانس علوم سیاسی، دانشگاه اورهوس

وزیر غذا، کشاورزی و شیلات: لیسانس علوم سیاسی، دانشگاه کپنهاگ

وزیر کار (اشتغال): فوق لیسانس حقوق

وزیر علوم، فن‌آوری و توسعه: دیپلم

وزیر امور کلیساها: فوق لیسانس حقوق، دانشگاه کپنهاگ

وزیر همکاریهای مربوط به توسعه (Development Cooperation): چندین لیسانس از جمله لیسانس اقتصاد از دانشگاه کپنهاگ

وزیر رفاه (و تامین اجتماعی) و وزیر حقوق برابر: فوق لیسانس تاریخ و باستان‌شناسی، دانشگاه کپنهاگ

وزیر آب و هوا و انرژی: فوق لیسانس تاریخ و تاریخ ادبیات تطبیقی، دانشگاه کپنهاگ

وزیر حمل و نقل: فوق لیسانس مدیریت تجاری، دانشگاه دانمارک جنوبی

وزیر بهداشت و پیشگیری: فوق لیسانس حقوق، دانشگاه اورهوس

وزیر مهاجران و پناهندگان: فوق لیسانس حقوق، دانشگاه کپنهاگ

وزیر محیط زیست: لیسانس

منبع: FOLKETINGET


فرستاده شده در سياست،يادداشتهاي دانمارك | یک نظر