پندهای یک معلم
نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۹/۰۳/۰۳ – 4:29 ب.ظ - 174 بازدیدپندهای اخلاقی زیر، نه برگرفته از سخنان علامه کرباسچیان در کتاب رسائل استاد (جلد اول) که سخنانی هستند که در اثر خواندن آن کتاب به ذهن من خطور کردند و با شیوه تفکر من نسبت به زندگی سازگار افتادند:
۱- سحرخیز باش (نهار سبک بخور تا بتونی شام زود بخوری و بعدش بتونی زود بخوابی)
۲- واقع بین باش (همه چیز رو با عقل و متانت بررسی کن)
۳- نه به شهرتت میان مردم و نه به ذلتت هیچ توجهی نکن.
۴- آدم پرظرفیتی باش و سریع با هر سود و ضرری دچار تغییر حال نشو (شرح صدر).
۵- از مردم و آنچه که درباره تو فکر می کنند نترس. اندیشه ها را که نمی شود مهار کرد.
۶- در همه حال تسلیم حقیقت باش تا در تو آرامش قلبی ایجاد گردد.
۷- اگر برای ناراحت نکردن مردم و یا خوشحال کردنشان مجبور به انجام عملی اشتباه می شوی، دیگر به خوشآمد مردم توجهی نکن.
۸- هر روز، دقایقی را به تفکر درباره مرگ، نیستی و کم ارزش بودن این زندگی بپرداز.
۹- کاری که از دستت بر می آید را انجام بده و گرنه اگر به واسطه انجام ندادن آن، زندگی فردی دچار تاثیر گردد، تو هم جزء مقصران خواهی بود.
۱۰- همیشه این احتمال را بده که ممکن است روح و جهان آخرتی هم در کار باشند.
۱۱- هیچ گاه به شیوه زندگی خودت بیش از حد، اطمینان نداشته باش و این را با خود بگو که شاید به اشتباه گمان می کنی که در راه درستی قدم بر می داری.
۱۲- در هر یک از وقایع، همیشه از خودت بپرس که چه چیزهایی در رخ دادن این واقعه موثر بوده اند و باقی را از ذهن خود بیرون کن. با این کار، عکس العملهایت را با خلوص انجام خواهی داد.
۱۳- قبل از انجام دادن هر کاری درباره هدف از انجام دادن آن فکر کن و نگذار انجام دادنش برایت تبدیل به یک عادت شود.
۱۴- عمر خودت را با مشغول شدن به کارهای بیهوده هدر نده. همیشه بنشین و با خود تفکر کن که انجام چه کاری مفید است.
۱۵- گاهی اوقات برای مدتی طولانی گمان می کنی که به چیزی اعتقاد داری و سالها هم از این اعتقادت دفاع می کنی. اما باید بنشینی و تفکر کنی که آیا واقعاً به آن چه که می گویی اعتقاد داری یا تنها گمان میکنی که اعتقاد داری. اعتقاد داشتن به چیزی نشانههایی دارد که باید بگردی تا ببینی آیا آن نشانهها در تو یافت میشوند یا خیر.
۱۶- اگر در جایی اشتباهی رخ می دهد، سعی کن به جای آنکه خود را مشغول درست کردن آن اشتباه کنی، علت آن را بیابی و اصلاحش کنی.
۱۷- واقعاً بنشین و فکر کن که آیا به اختیار اعتقاد داری یا به جبر. برخی از ناراحتیهای ما در زندگی به این دلیل است که به جبر اعتقاد داریم اما خودمان خبر نداریم.
۱۸- در تفکر و اعتقاداتت مستقل باش و دنباله رو کسی نباش.
۱۹- برای رسیدن به هدف، سریعترین راه را انتخاب کن.
سوالاتی مهم
نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۹/۰۲/۱۱ – 1:30 ب.ظ - 149 بازدیدقصد دارم در صفحه سوالاتی مهم، سوالات مهمی را که در زندگیام به آنها برخورد کردهام و همیشه ذهنم را مشغول کردهاند بنویسم تا شاید نظرات خوانندگان بلاگ بتوانند در یافتن پاسخی برای آنها یاریام کنند. همچنین خوانندگان میتوانند سوالات جدیدی را برای اضافه شدن به این لیست مطرح نمایند. تلاش میکنم برای هر سوال، پاسخی که تا به حال ذهنم به آن راه یافته است را بنویسم.

منبع عکس: Examiner.com
فرستاده شده در اخلاق، ادامه تحصيل در خارج، جامعه، درس خواندن، دين، زیستشناسی، سياست، علوم کامپیوتر، عمومي، فلسفه، فیزیک | بدون نظر
موانع ورود به دنیای نو
نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۸/۱۰/۰۴ – 10:51 ب.ظ - 306 بازدیدچند نکته مهم در برداشتهای من از مصاحبه روزنامه اعتماد با دکتر همایون کاتوزیان:
- استبداد یعنی بی قانونی (یعنی تمام امور بر اساس اراده فرد مستبد انجام می گیرند).
- فردی که قانون را رعایت نمی کند یک مستبد کوچک است.
- کشور ما کشور شعر و عرفان است، اما امور اجتماعی و اقتصادی را نمی توان با خواندن یک بیت شعر یا ارائه یک نظر عارفانه یا اسرارآمیز شناخت و حل کرد.
- وقتی مطالب تخصصی، عوامانه بیان شوند دچار ابهام می شوند.
- جامعه ایران یک جامعه کوتاه مدت و کلنگی است یعنی تغییرات بسیار سریع انجام می گیرند (قبل از آنکه سازندگی واقعی رخ داده باشد انجام می گیرند).
- سعدی دارای اندیشه التقاطی است یعنی در هیچ چارچوب بسته یی نمی گنجد و از هیچ زاویه منحصر به فردی به جهان نمی نگرد. صاحب مکتب و طریقت و ایدئولوژی نیست و به هیچ ایدئولوژی، مکتب و طریقتی نیز بستگی ندارد. شاید بهترین نام برای روش و بینش وی رئالیسم فلسفی باشد چیزی شبیه برخورد سقراط با زندگی. به عبارت دیگر سعدی کمال گرا نبود و وعده هیچ بهشتی را در این دنیا نمی داد. در نتیجه در همه امور اهل اعتدال بود، نسبت به جهان دیدی مثبت داشت و به همنوعان خود خیلی سخت نمی گرفت. او مروج کوشش برای پیشرفت بود نه منادی امید به کمال. عقیده داشت همین زندگی با همه کمبودهایش ارزش زیستن دارد اگرچه اصرار داشت باید تا اندازه ممکن پاک بود و پاک زیست و برای دیگران حق حیات قائل شد و فقط در این ابعاد گسترده است که می توان او را با اومانیست های مسیحی دوره رنسانس یعنی حکمایی مانند اراسم (اراسموس) قیاس کرد.

منبع عکس: Wikipedia
فرستاده شده در اخلاق، جامعه، سياست | یک نظر
معذرت خواهی از Alan Turing
نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۸/۰۵/۲۷ – 1:49 ب.ظ - 388 بازدیدAlan Turing، از نوابغ علوم کامپیوتر که یک همجنسگرا بود، به خاطر داشتن رابطه جنسی با یک مرد در سال ۱۹۵۲، به زندان افتاد. او پیشنهاد آزادی مشروط از زندان در قبال استفاده از دارویی برای کنترل حس جنسیاش را پذیرفت. اما به علت ترسی که در آن روزها از جاسوسیهای شوروی سابق وجود داشت، مجوز فعالیت وی در ستاد مخابراتی دولت که زیر مجموعهای از آژانش امنیتی انگلیس بود، حذف شد. دو سال بعد، جنازه وی که در اثر خوردن سیانور در خانهاش افتاده بود، پیدا شد. چند روز پیش، John Graham Cumming از برنامهنویسان معروف، پیشنهاد برپا کردن برنامهای را برای معذرت خواهی از Turing داده است. وی معتقد است که Turing به خاطر فعالیتهایش در آژانس امنیتی انگلیس در دوران جنگ جهانی دوم، یکی از قهرمانان ملی است که به خاطر قانون غلط و عقب افتاده آن روز انگلیس درباره همجنسگراها، در حق او جفا شده است. افراد مختلف، نظرات متفاوتی درباره برگزاری این برنامه دادهاند. برخی معتقدند که با وجود بزرگداشتهای فراوانی که تا به حال برای Turing برگزار شده است، اما جای یک معذرت خواهی جدی از وی خالی است. در مقابل، برخی می گویند که نه تنها برگزاری چنین برنامهای هیچگونه سودی برای هیچ فرد یا سازمانی ندارد، بلکه اگر می خواهیم جوانمردانه قضاوت کنیم، باید از تمام همجنسگراهایی که در آن روزها در کشور انگلیس به خاطر قوانین غیر منطقیاش مجازات شدند، معذرت خواهی کنیم. اما در وبسایت Manchester Evening News کسی را ندیدم که همچنان مانند سالهای دور، به همجنسگرایی به عنوان یک بیماری و یا یک جرم نگاه کند و Turing را شایسته مجازاتی که شده است بداند.

فرستاده شده در اخلاق، جامعه، دين، علوم کامپیوتر | ۲ نظر
به یاد دوران کودکی
نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۱۱/۰۲ – 1:43 ب.ظ - 732 بازدیدمدتها قبل از دانشگاه، قبل از آنکه با کارتونهای زیبای تلویزیون مانند بچههای کوه آلپ خو کنم و حتی پیش از ورود به مدرسه و آغاز به خواندن و نوشتن، مونس و همدم دوران ۳-۴ سالگیام، کتابهای داستانی بودند که هنوز شیرینی اشعارشان بر زبانم است و گرمی حکایتهایشان در ذهنم. چه قدر خوب بود اگر فرصتی دست میداد تا فارغ از همه دغدغههای زندگی، چندی را دوباره به خواندن و بررسی همان کتابها بپردازم و بیندیشم که تا چه حد، آن داستانها و اشکال رنگارنگ، در زندگی من و در طریقه نگاهم به دنیا تاثیر گذاشتهاند. یکی از آنها، کتابی بود با نام خروس زری پیرهن پری، داستانی از احمد شاملو و به همراه نواری که نواهایش، بخش بزرگی از خاطرات دوران کودکیام است. آیا هنوز کودکان این مرز و بوم، داستانهایی به این زیبایی را با صداهایی به آن طراوت میشنوند؟ آیا هنوز هستند افرادی که با وجود سختیها، مشغلهها و سرعت بالای زندگی، لحظاتی را آرام بگیرند و آثاری آموزنده و زیبا را برای نسلهای نونهال این مملکت خلق کنند؟ و آیا هنوز در کنار این فضای پرتنش و پرهیاهو و خشن، کودکی کتابخوان یافت میشود که بتوان دست او را گرفت و به یک کتابفروشی رفت و برایش کتابی خرید؟ یادش به خیر، خیابان قصرالدشت، نرسیده به بابائیان، کتابفروشی خیام.
قسمتهایی از نوار صدای داستان “خروس زری پیرهن پری”
بچههای کوه آلپ (آنت و لوسین)
فرستاده شده در اخلاق، عمومي، هنر | ۹ نظر
ایرانیهای ضدقانون
نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۰۹/۰۹ – 1:37 ب.ظ - 224 بازدیدیادم میآید که یک روز یک خبرنگار آمریکایی به ایران رفته بود و چیزی که برای او در این سفر از همه چیز دیگر عجیبتر بود، رفتارهای غیر قانونی ایرانیها بود. او بعد از سفر گفته بود که شاید ایران از نظر تعداد کارهای غیرقانونی که مردم یک کشور انجام میدهند در دنیا اول باشد. چند وقت پیش، دقایقی به این مسأله فکر کردم و توانستم یازده عمل غیرقانونی را پیدا کنم که تقریباً تمام مردم ایران به آنها عمل میکنند، بی آنکه نگران مجرم شدن و مجازات آن باشند. گمان نمیکنم در کشورهایی مثل دانمارک، بتوان حتی یک مورد مانند این موارد را پیدا کرد. نمیدانم دلیلش، نقص قوانین و مقررات است و یا ایرانیها از لحاظ فرهنگی با قانونمداری مشکل دارند. آیا اگر یک حکومت دموکراتیک بر سر کار بیاید تا هم قوانینی که تصویب میکند مطابق میل مردم باشند و هم شیوه اجرای آنها، آنوقت این قانونگریزیها از بین خواهند رفت؟ آیا اصلاً ما قوانین مشخصی دربارۀ این اعمال غیرقانونی داریم و یا اینکه غیرقانونی شدن این افعال حاصل برخی شایعات و اظهارنظرهای شخصی بوده است؟ آیا اگر قوانینی تصویب شوند که به طور دقیق تمام افعال مجرمانه را مشخص کنند و میزان و نوع مجازات هر یک را نیز معلوم کنند، وضع ما بهتر خواهد شد؟ چند روز پیش، مجلس تصمیم گرفته بود که قانون مجازات را مورد بررسی دوباره قرار دهد، اما گویا قرار بر این شده است که به صورت غیرعلنی بررسی شود. عباس عبدی، مقالهای در این زمینه نوشته است که جالب است.
یازده عمل غیرقانونی:
۱- مشاهده برنامههای ماهواره
۲- ورقبازی
۳- گوش دادن به آهنگهای قدیمی قبل از انقلاب یا لوسآنجلسی
۴- بزن و برقص در میهمانیها و جشنها
۵- خوردن مشروبات الکلی
۶- کپی کردن سیدیهای ایرانی و خارجی
۷- رعایت نکردن حجاب اسلامی
۸- مشاهده وبسایتهای فیلتر شده از طریق فیلترشکنها
۹- خرید و فروش بنزین
۱۰- فتوکپی کردن کتابهای درسی دانشگاهی
۱۱- سرعت غیرمجاز در بزرگراهها و جادهها
منبع عکس: Flickr
فرستاده شده در اخلاق، جامعه، سياست، يادداشتهاي دانمارك | ۲ نظر
سه جمله مفید
نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۰۹/۰۷ – 5:16 ق.ظ - 543 بازدیدبه حریم دیگران و مسائل خصوصیشان احترام بگذارید.
قبل از هر کاری فکر کنید.
قدرت و توانایی بیشتر، مسئولیت بیشتر میآورد.
این سه جمله را وقتی که میخواستم با وارد کردن رمزم، به یکی از سرورهای دانشگاه متصل شوم، دیدم. قبل از اینکه رمز را وارد کنیم، این سه جمله نوشته میشوند تا کاربر، بعد از وارد شدن به سیستم، دست به کارهای خطرناک نزند. من واقعاً نمیدانم کسی که میخواهد از این کارها کند، این جملات بر او اثر میگذارند یا خیر.
Respect the privacy of others
Think before you type
With great power comes great responsibility
فرستاده شده در اخلاق، علوم کامپیوتر، يادداشتهاي دانمارك | ۵ نظر
