کنسرت گروه نای
نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۱۲/۲۵ – 11:20 ق.ظ - 659 بازدیدبالاخره جمع ایرانیهای شهر اورهوس را هم دیدیم. در کنسرت گروه نای که بعد از کپنهاگ به اورهوس آمده بودند، کمتر از ۱۰۰ ایرانی از میان بیش از ۲۰۰۰ ایرانی شهر گرد آمده بودند تا هم به موسیقی گوش دهند، هم ایرانیهای دیگر را ببینند و هم به استقبال نوروز بروند. اصولاً ایرانیها در این گونه کنسرتها و در حین گوش دادن به موسیقی به انواع مختلفی تقسیم میشوند. برخی از آنها در احوالات درونی خویش غرق میشوند، برخی دیگر به طور مداوم بهبه و چهچه میکنند و گروهی دیگر هم منتظر فرصتی هستند تا با کف مرتبشان، مراتب انبساط خاطر خویش را از مراسم ابراز کنند و این همه جدای از افرادی هستند که هر لحظه در انتظار نگاه یکی از نوازندگان هستند تا با لبخندی پاسخ نگاه او را بدهند. برای من، بیش از آنکه این موسیقی، لذتبخش باشد، سلام و احوالپرسی و آشنایی و گرم گرفتن با ایرانیهایی لذتبخش بود که سالهاست از ایران دور هستند ولی با دیدن چند دانشجویی که تازه از ایران آمدهاند، گل از گلشان میشکفد و آنها را به نوشیدنی دعوت میکنند، شمارههای موبایلشان را میدهند و آنها را به میهمانی سال نو دعوت میکنند. نمیدانم که آیا زبان مشترک، منبع این دلبستگی است و یا چیز دیگری از قبیل نژاد و فرهنگ در میان است.
فرستاده شده در هنر،يادداشتهاي دانمارك | ۲ نظر
خوابگاه
نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۱۱/۱۱ – 11:19 ب.ظ - 900 بازدیدشهر اورهوس که بیش از چهل هزار دانشجو در آن زندگی میکنند، دارای بیش از ده خوابگاه دانشجویی نیز میباشد. هیچیک از خوابگاههایی که در شهر هستند، رایگان نمیباشند و حتی دانشجویان دوره لیسانس نیز باید برای اقامت در اتاقها، اجاره ماهیانه بپردازند و به همین دلیل است که اغلب دانشجویان در کنار درس خواندن، ناچار به انجام کارهای پارهوقت میشوند. از فروشندگی و صندوقداری در فروشگاهها گرفته تا تمییز کردن خانهها و کارخانهها. برخی دانشجویان و به خصوص آنهایی که در دوره فوق لیسانس و دکترا تحصیل میکنند، اجاره بیشتر یک آپارتمان را به شلوغی و سر و صدای خوابگاهها ترجیح میدهند و یک آپارتمان تقریباً پنجاه متری را، یک نفره یا دو نفره اجاره میکنند. خوابگاهی که من در آن ساکن هستم، بزرگترین خوابگاه شهر است و بیش از هزار دانشجو در آن ساکن هستند. هر یک از ساختمانها دو طبقه دارند و در هر طبقه نیز شش اتاق یک نفرۀ پانزده متری قرار دارد که هر کدامشان حاوی توالت و حمام نیز میباشند. در طبقه اول ساختمان و در کنار اتاقها، یک هال شصت متری و یک آشپزخانه بیست متری قرار دارند که اغلب وسایل لازم برای زندگی را دارند و تمام این وسایل هم به صورت مشترک استفاده میشوند. بنابراین دانشجویان، نیازی به خرید وسایلی که در آشپزخانه و یا اتاقشان قرار دهند، ندارند، هرچند که من، بسیاری از این وسایل را برای خودم خریدم تا هم استفاده از آنها برایم راحتتر شود و هم از شر کثیفکاریهای این دانشجویان خلاص شوم.
سیستم پرداخت اجاره در دانمارک به این صورت است که به اندازه یک ماه اجاره خانه را به عنوان پول پیش و اجاره هر یک از ماهها را در ابتدای آن ماه میگیرند.
یکی از جالبترین قوانینی که در خوابگاه ما وجود دارد، این است که هر هفته، مسئولیت تمیز کردن آشپزخانه، هال و راهپلهها بر عهده سه نفر از دوازده عضو خانه است و این نوبتبندی از قبل توسط مسئولین خوابگاه انجام گرفته است و هر هفته نیز برای اطمینان از پاکیزگی خانه، آن را مورد بازبینی قرار میدهند و در صورت کثیف بودن، مبلغ زیادی را بابت جریمه، از فرد خاطی میگیرند که متأسفانه، این مجازات، یک بار گریبان من را هم گرفت. از چند ماه پیش از آغاز سال نو، مسئولین خوابگاه، فرصتی دو ماهه را تعیین کردند تا تمام دوازده همسایه، با همکاری یکدیگر، خانهتکانی کنند و در واقع، این خانهتکانی فرصت خوبی است تا تمام اعضای خانه، دور هم جمع شوند و دو روز را به نظافت مشغول شوند و با یکدیگر آشنایی بیشتری پیدا کنند.
جدای از تمام دردسرها، کثیفیها، سر و صدا و شلوغیها، بیادبیها و احیاناً وجود سگها و گربههای خانگی، زندگی در چنین خوابگاههایی، نه تنها موجب آشنایی با افراد مختلف از ملیتهای مختلف و با فرهنگهای مختلف میشود که آدمی را در برخورد با ناملایمات و اختلاف سلیقهها، صبورتر میکند. نه تنها دانشجویان، دور از خانواده و به صورتی مستقل، زندگی مجردی را تجربه میکنند که در کنار دیگر افراد و هم و سن و سالهایشان، زندگی اجتماعی را نیز میآموزند. نه تنها آخر هفتههای خود را در کافهها و دیسکوها و کلابها، به مست کردن و رقصیدن و داد کشیدن میگذرانند بلکه در کنار خود، آدمهایی را نیز میبینند که به شیوه دیگری زندگی میکنند و از پس تمام این تجارب، آدمهایی سر بر میآورند که نگاه منطقیتر و عقلانیتری به زندگی و به دنیای پیرامون خود دارند.
فرستاده شده در يادداشتهاي دانمارك | ۹ نظر
کنسرت کریسمس و شهر قدیمی
نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۱۰/۳۰ – 8:01 ب.ظ - 549 بازدیدچند وقت پیش وقتی از Gerth، پرسیدم که برای کریسمس چه چیزهای دیدنی در اورهوس وجود دارند، او هم دو چیز را معرفی کرد. اول کنسرت موسیقی سنتی کریسمس که سالی یکبار و آنهم در کاتدرال* اورهوس برگزار میشود و دوم موزهای که گمان میکنم آثار بازمانده از شهر قدیمی اورهوس میباشد. در دانمارک، هنرهایی از قبیل موسیقی، نمایش و معماری، بسیار مورد توجه هستند و در این میان، اورهوس بیش از باقی شهرها، هم گروههای موسیقی دارد و هم کنسرتهای مختلفی را هر هفته برگزار میکند. ماه گذشته، گروه مشهور Eagles، از آمریکا به اینجا آمده بودند تا برنامهای را اجرا کنند. خلاصه، بلیط بیست هزار تومانی کنسرت کریسمس را از طریق وبسایت BILLETnet خریدم و بیست دقیقه، قبل از شروع مراسم در کلیسا حاضر شدم. اما نه تنها، تمام صندلیهای جلوی سالن، پر شده بودند بلکه اغلب صندلیهای دیگر که در قسمتهای نامناسب سالن هم بودند و ستونهای عظیم کلیسا، کاملاً جلوی دیدشان را میگرفتند هم اشغال شده بودند. به ناچار در قسمتی نشستم که از آنجا حتی، یک نفر از پنجاه نوازنده هم قابل رویت نبودند. هر چند که آن موسیقی، از نواهای زیبای گروه کر تشکیل شده بود و بر دیوارها و سقف کلیسا، نگارهها، مجسمهها و رنگهای بسیار زیبا و تفکربرانگیزی نقش بسته بودند، اما با این حال به خاطر طراحی نامناسب صندلیهای کلیسا، از رفتن به آنجا پشیمان شده بودم. کار به جایی رسیده بود که کله من از شدت خوابآلودگی، دائماً به سمت چپ و راست منحرف میشد و من را به یاد آن کمدی Mr. Bean در کلیسا میانداخت. اما مگر میشد در وسط آن جمعیت که در کلیسا جمع شدهاند و اشعار مذهبی میخوانند، لبخندی به لب زد. نیم ساعتی، به اطراف نگاه میکردم و انتظار میکشیدم که یک اتفاقی بیفتد. ناگهان فردی از وسط جمعیت برخاست و به سمت درب خروجی کلیسا رفت. من که ذوق زده شده بودم، تازه فهمیدم، پس میشود در وسط مراسم هم، سالن را ترک کرد و طبیعتاً، بعد از آن با چهرهای کاملاً جدی که نشان از شدت رضایت از برنامه باشد، سالن را ترک کردم.
از آن بدتر، موزه Den Gamle By یا همان شهر قدیمی بود که گشتی یک ساعته در داخل خانهها و کارگاههای قدیمیاش و آنهم به همراه رضا، کافی بود که نه تنها تمام قسمتهای آن را ببینیم و بر این ندید و بدید بودن این مردم بخندیم، که موبایل به دست از بعضی قسمتهای آن هم فیلم بگیریم و در داخل فیلم، حرکات طنزآمیز انجام دهیم. اما متأسفانه، تمام شدن ناگهانی باتری موبایل، موجب شد آن اثر هنری به زبالهدان تاریخ سپرده شود. تو هم با این پیشنهاداتت Gerth!.
منبع عکسهای کلیسا: Århus Domkirken
منبع عکسهای موزه: DenGambleBy
فرستاده شده در يادداشتهاي دانمارك | یک نظر
بلندترین شب سال
نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۱۰/۰۴ – 7:13 ب.ظ - 1,570 بازدیدبلندترین شب سال هم گذشت. این روزها در دانمارک، طول روز بسیار کم شده است و هوا بسیار تاریک است. البته هوای دانمارک آفتابی است و نسبت به کشورهایی مانند انگلیس، کمتر ابری میشود و باران میآید. در شب یلدا که بلندترین شب سال بود، تاریکی هوا از ساعت ۱۵٫۴۵ آغاز شد و تا ۸٫۵۰ فردایش ادامه پیدا کرد. چیزی در حدود ۱۷ ساعت. صبحها، بیدار شدن از خواب، در شرایطی که هوا همچنان تاریک است، مشکل است و عصرها هم، تاریکی هوا، حس کار کردن را از آدم میگیرد.
انگلیس، خانه دایی.
منبع عکس: PhotoBucket
فرستاده شده در يادداشتهاي دانمارك | ۹ نظر
حج
نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۰۹/۲۶ – 12:25 ق.ظ - 2,037 بازدیدهرچند که اعتقاد چندانی به آداب و رسوم حج تمتع ندارم اما خیلی علاقه دارم، یکبار در همین روزهایی که مکه پذیرای دو میلیون آدم میشود و هر کس با هر نوع تعبیر و تفسیری که از اسلام دارد در کنار دیگر مسلمانان حاضر میشود و به شیوه خودش با خدای خود راز و نیاز میکند. دیدن جمعیت حول کعبه و هماهنگی نمازگزاران، دیدن صحرای عرفات و رمی جمرات، دیدن سرهای تراشیده شده و دستهای رو به آسمان کشیده شده و از همه مهمتر هزاران هزار چادری که در منا برپا میشوند، نه تنها من را که دوستان اروپائیم را به فکر فرو میبرد که این دنیای ما، چه قدر بزرگ است و تا چه اندازه آدمهای مختلفی در آن زندگی میکنند که دارای ذهنیتها، فرهنگها و آداب و رسوم گوناگونی هستند و هریک اشتراکاتی نیز با هم دارند.
این روزها، ارتباطات جامعه اروپایی با جوامع اسلامی و به خصوص با کشورهای عربی و نه ایران، بسیار بیشتر از گذشتهها است و همین ارتباطات، موجب آشنایی بیشتر آنان با آئینهای مسلمانان میشود و بر شیوه زندگیشان و شناختشان از دنیای انسانها، تاثیر میگذارد. آنها چیزهایی را از جوامع ما و از آنچه که در فرهنگ ما نهفته شده است، میبینند که ما خود نمیبینیم. دنیای اینترنت، مسافرتهای آسانتر و مهاجرتهای گوناگون، فضایی را بوجود آوردهاند که مدیر دانشجویان دکترای دپارتمان علوم کامپیوتر که یکی از دوستانش در دوبی زندگی میکند، به من خبر میدهد که دیروز عید قربان بود و از من میخواهد که برایش در اینباره توضیح دهم و بگویم که بله، درست است که مسلمانان و به درجه اولی، شیعیان بر خلاف دانمارکیها، تعطیلاتی اندوهگین دارند، اما چند تعطیلی شاد و خوشحالکننده هم دارند.
منبع عکسها: The Boston Globe
فرستاده شده در دين،عكسهاي ديدني،يادداشتهاي دانمارك | ۱۰ نظر
نهار کریسمس
نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۰۹/۱۹ – 10:32 ب.ظ - 422 بازدیدهفته گذشته، برای نهار کریسمس که گویا یکی از سنتهای بعضی از کشورهای اروپایی میباشد، به خانه یکی از اساتید دعوت شدیم و در آنجا علاوه بر خوردن بسیاری تنقلات و البته بر خلاف نام این مراسم، یک شام مفصل هم خوردیم. وقتی از دانمارکیها میپرسیدم، در طول این مراسم چه میکنید، آنها میگفتند تا میتوانیم میخوریم. بیست نفری به دور سه میز بزرگ که به هم متصل شده بودند، نشستیم و از ساعت شش عصر با معرفی دوازده مدل غذایی که قرار بود سِرو شوند، مراسم را شروع کردیم و تا ساعت ده شب، خوردیم و نوشیدند و قه قهه زدند و برخی هم از خوش روزگار هوار هم کشیدند. برخی غذاها مانند نوعی ماهی تکه تکه شده که با شکر و سرکه پخته می شود و به آن Marinerede Sild گفته می شود، آنچنان سنتی بودند که من جرأت نزدیک شدن به آنها را هم نداشتم؛ هرچند که خودشان هم تمایل زیادی به خوردنش نداشتند. بعد از اینکه غذاها را تا ته خوردند، آرام آرام از دور میزها متفرق شدند و هرکسی به فراخور حالش، با بطری آب جویی که در دست داشت، چیزکی می گفت و بقیه هم ریسه می رفتند. آن شب، نسخه آخر از بازی SingStar برای PlayStation 3 که دو هفته پیش، روانه بازارهای اروپا شد، سر همه را گرم کرده بود. آنهایی که متن ترانه ها را بلد بودند و قبلاً شنیده بودند، به صورت یک بازی دو نفره، درجلوی تلوزیون می ایستادند و همراه با خواننده می خواندند و در آخر به کسی که امتیاز کمتری می گرفت می خندیدند. خلاصه، آن شب ما داستانی داشتیم. تمام این مراسمها، به عنوان حفظ سنت مذهبی کریسمس برگزار می شوند و حتی برخی از این آدمها، برای حفظ حرمت حضرت مسیح، به جای نام وی حرف x می گذارند. اما بعید می دانم آن شب کسی حتی لحظه ای در این افکار بوده باشد. البته خودشان هم می گویند که اعتقادی به این مراسمها ندارند و فقط دوست دارند خوش باشند.
انیمیشنی درباره x-mas
منبع: GPS Information.Net
فرستاده شده در دين،علوم کامپیوتر،يادداشتهاي دانمارك | ۲ نظر
مبلمان با طراحی دانمارکی
نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۰۹/۱۵ – 8:59 ب.ظ - 617 بازدیدمبلها، صندلیها، میزها، کابینتهای آشپزخانه و چیزهایی از قبیل، در کشورهای مختلف در مدلها و رنگهای مختلف طراحی میشوند. در کشورهای اسکاندیناوی و به خصوص دانمارک، گویا اصول و مبنای طراحیها بر اساس سادگی است. تقریباً همه طرحها از خطوط راست و یا اشکال بسیار ساده تشکیل شدهاند و رنگها نیز بسیار یکنواخت هستند. به عنوان مثال، کمتر پیش میآید که دو رنگ مختلف را در کنار یکدیگر قرار دهند و همینطور کمتر مبلمانی دیده میشود که از خطوط مارپیچ مانند تشکیل شده باشد. این شیوه طراحی که بسیار هم مورد علاقه مردم دانمارک است، حتی در طراحی خانهها و ساختمانها هم دیده میشود. فکر میکنم این دقیقاً بر خلاف شیوه طراحی سنتی در ایران است که بیشتر از اشکال پیچیده و تو در تو استفاده میشود. نمیدانم آیا این تفاوت ناشی از تفاوت فرهنگی است و نشان از تفاوت در شیوه تفکر آدمها میدهد. آیا ما ایرانیها به مانند معماری پیچیدهمان، تفکر پیچیدهای داریم؟
منبع عکسها: Kadec-Design For Life
فرستاده شده در هنر،يادداشتهاي دانمارك | بدون نظر
کشاورزی و دامپروری در دانمارک
نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۰۹/۱۱ – 12:24 ب.ظ - 880 بازدیداین ویدئوی دو دقیقهای درباره کشاوزی و دامپروری در دانمارک است:
فرستاده شده در يادداشتهاي دانمارك | ۳ نظر
















