برخاستن بی‌خیالها

نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۰۶/۳۱ – 4:29 ب.ظ - 370 بازدید

مایکل مور، مستند ساز ۵۴ ساله آمریکایی که قبلاً فیلمهای بولینگ برای کلمباین و فارنهایت ۹/۱۱ از او بسیار معروف شدند و او را صاحب شهرت کردند، از پس‌فردا (۲۳ سپتامبر) فیلم جدیدش را بر روی اینترنت می‌گذارد و تمام آمریکائیها و کانادائیها می‌توانند به طور رایگان آن را دانلود کنند که این، البته اتفاقی نادر در دنیای سینما است. این فیلم که من آن را “برخاستن بی‌خیالها” ترجمه می‌کنم، درباره سفر ۴۲ روزه مایکل مور به ۶۲ شهر مختلف در آمریکا در دوران انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۴ می‌باشد. او که از مخالفان سرسخت جرج بوش می‌باشد، قصد داشته است تا جوانان هجده ساله آمریکائی را که عموماً در انتخاباتها شرکت نمی‌کنند به پای صندوقهای رأی بکشد و بوش را در انتخابات شکست دهد. البته او در این کار پیروز نشد، اما خودش می‌گوید که بیشترین میزان رأیی که رقیب بوش، John Kerry، آورد در میان همین رده سنی بوده است.


فرستاده شده در سياست،هنر | بدون نظر

I Look I See

نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۰۵/۲۰ – 10:19 ب.ظ - 669 بازدید

ترانه “I Look I See” از آلبومی با همین نام، ساخته Yusuf Islam، موزیسین ۶۰ ساله انگلیسی، بسیار آرامش‌بخش است. یوسف اسلام که در سن ۲۹ سالگی، مسلمان شده است، پیش از آن نیز به عنوان خواننده، ترانه‌سرا و آهنگ‌ساز شهرت داشته است، اما بعد از مسلمان شدن، ۱۷ سال این کار را کنار می‌گذارد و بعد از آن در سال ۱۹۹۵، مجدداً کار آهنگ‌سازی را از سر می‌گیرد. وی علاوه بر این کار، معلم نیز هست و برخی فعالیتهای بشر دوستانه نیز انجام می‌دهد.

شاید ریتم ساده و آرامش‌بخش این آهنگ، به این دلیل شکل گرفته باشد که یوسف اسلام، آن را برای کودکان ساخته است. همیشه اعتقاد داشته‌ام، کارهای با ارزش، مفید و موثر، آنهایی هستند که نه تنها با زبانی ساده و بی‌آلایش بیان می‌شوند بلکه برای ذهنهایی ساده و بی‌آلایش نیز، قابل درک هستند.

I Look I See, Yusuf Islam

در YouTube


فرستاده شده در دين،هنر | بدون نظر

گوگوش

نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۰۵/۰۴ – 11:48 ب.ظ - 3,300 بازدید

چند روز پیش فیلمی مستند دیدم با عنوان “گوگوش، دختر ایران“، ساخته فرهاد زمانی در سال ۲۰۰۰ . این فیلم که نگاهی مختصر به بیوگرافی گوگوش به عنوان ستاره هنرمندان زن پیش از انقلاب دارد و هنرمندی و استعداد او را از سن کودکی تا جوانی با کنار هم گذاشتن تکه‌هایی از فیلمهای او به نمایش می‌گذارد، نیز نقدی است بر وضعیت سیاسی، اجتماعی ایران پیش از انقلاب و البته ابتدای انقلاب. تصاویری از محمدرضا شاه پهلوی به همراه کوروش-کوروش گفتنهای وی که در لابه‌لای تکه‌هایی از فیلمهای گوگوش قرار گرفته‌اند و صحنه‌هایی از شکوه جشنهای پهلوی در کنار تظاهراتهای انقلابی، که بخشهایی کوتاه از فیلم را تشکیل می‌دهند، نشانه نقد تندی هستند که به رژیم پهلوی می‌رود. بیشترین زمان فیلم به مصاحبه‌هایی می‌گذرد که با تعدادی از متخصصین در زمینه‌های موسیقی، شعر، جامعه‌شناسی، روزنامه‌نگاری و دین انجام گرفته است. گوگوش، بر خلاف دیگر همکارانش که ایران را در ماههای ابتدای انقلاب رفته رفته ترک می‌کردند، سه ماه پس از پیروزی انقلاب، از آمریکا به ایران بازگشت و تمام هنر، استعداد، شهرت، ثروت، آسایش و زندگی خویش را به ماندن در وطن فروخت و عاقبت بیست و یک سال بعد، ایران را ترک کرد. جدا از این شجاعت، آنچه از این فیلم برای من جالب است، منطبق کردن زندگی گوگوش بر زندگی زنان ایران و شاید تمام ملت ایران و دادن نشانه‌هایی از این شباهتها است.

پس از آنکه از محدودیت ایجاد شده برای زنان در دوران کشف حجاب رضا شاه و ادامه روند آن در زمان محمدرضا شاه می‌گوید و به اجباری شدن حجاب و ممنوعیت خوانندگی زنان در پس از انقلاب می‌رسد، این ترانه گوگوش را پخش می‌کند که می‌گوید:

من همونم که یه روز، می‌خواستم دریا بشم —– می‌خواستم، بزرگترین دریای دنیا بشم

آنجا که از انقلاب مردم ایران و از آرزوهایی بزرگ برای ساختن کشوری آباد می‌گوید، این ترانه را پخش می‌کند:

خدایا، خدایا، کویرم کویرم —– بگو ابر بباره می‌خوام جون بگیرم

و آنجا که از نظام مردسالاری و پدرسالاری و اسطوره پسر کُش رستم در فرهنگ ملت ایران می‌گوید، گوگوش می‌خواند:

ما باید اسیر بمونیم —– زنده هستیم تا اسیریم —– واسه ما رهایی مرگه

و همه این سخنان و این آوازها، با تکه‌های بسیاری از فیلمهای گوگوش، ارتباط داده شده‌اند و دیدن آن را جذاب کرده‌اند. هرچند که من، هیچگاه از فیلمهای عشقی پیش از انقلاب و البته پس از انقلاب، خوشم نمی‌آمده است.

قسمتهایی از فیلم “گوگوش، دختر ایران” (۵MB)


فرستاده شده در هنر | ۱۶ نظر

موسیقی زیرزمینی

نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۰۲/۳۱ – 12:44 ق.ظ - 1,529 بازدید

من زیاد آهنگ گوش نمی‌دهم، مواقعی هم که گوش می‌دهم، به صدای محمد اصفهانی، شهرام ناظری و علیرضا افتخاری و یا برخی خوانندگان قدیمی گوش می‌دهم. اما اخیراً برخی از این موسیقی‌های زیرزمینی را نیز گوش دادم و خوشم آمد و گمان می‌کنم نه به خاطر نوع آهنگ که عموماً راک هستند که به خاطر بیان وحشیانه اشعار اعتراضیشان است که من آنها را می‌پسندم. خوب است که آدم همیشه علائق خود را بررسی کند تا بتواند متوجه شود که دقیقاً از چه چیزهایی و با چه مشخصاتی خوشش می‌آید تا از این طریق هم خود را بهتر بشناسد و هم بتواند مسیر زندگی خود را خودش ترسیم کند.

گویا اخیراً ترانه ما مرد نیستیم با صدای شاهین نجفی خیلی سروصدا کرده است و چندین صد هزار بیننده در YouTube داشته است، او مصاحبه‌ای هم با یک رادیو انجام داده است که گوش دادم. به نظر من که سبک جالبیه هر چند که بیشتر از دو-سه بار دیگه نمی‌شه بهش گوش داد. همچنین ترانه دیگری گوش دادم با صدای محسن نامجو به نام دیازپام که از آن هم خوشم آمد. گویا اغلب این موسیقی‌های به اصطلاح زیرزمینی، اشعاری در نقد وضعیت زنان، اعتیاد و عدم آزادی در ایران دارند.

بالاخره، زندگی یک‌نفره، اوقات فراغت بسیار، سرعت اینترنت MB/s، آنهم در دانمارک که تمام آخر هفته‌ها را مجبوری با صدای موسیقی راک بخوابی، آدم را به اینجا می‌کشاند که از همه چیز سر در بیاورد.


فرستاده شده در هنر | ۳ نظر