کنسرت گروه نای
نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۱۲/۲۵ – 11:20 ق.ظ - 659 بازدیدبالاخره جمع ایرانیهای شهر اورهوس را هم دیدیم. در کنسرت گروه نای که بعد از کپنهاگ به اورهوس آمده بودند، کمتر از ۱۰۰ ایرانی از میان بیش از ۲۰۰۰ ایرانی شهر گرد آمده بودند تا هم به موسیقی گوش دهند، هم ایرانیهای دیگر را ببینند و هم به استقبال نوروز بروند. اصولاً ایرانیها در این گونه کنسرتها و در حین گوش دادن به موسیقی به انواع مختلفی تقسیم میشوند. برخی از آنها در احوالات درونی خویش غرق میشوند، برخی دیگر به طور مداوم بهبه و چهچه میکنند و گروهی دیگر هم منتظر فرصتی هستند تا با کف مرتبشان، مراتب انبساط خاطر خویش را از مراسم ابراز کنند و این همه جدای از افرادی هستند که هر لحظه در انتظار نگاه یکی از نوازندگان هستند تا با لبخندی پاسخ نگاه او را بدهند. برای من، بیش از آنکه این موسیقی، لذتبخش باشد، سلام و احوالپرسی و آشنایی و گرم گرفتن با ایرانیهایی لذتبخش بود که سالهاست از ایران دور هستند ولی با دیدن چند دانشجویی که تازه از ایران آمدهاند، گل از گلشان میشکفد و آنها را به نوشیدنی دعوت میکنند، شمارههای موبایلشان را میدهند و آنها را به میهمانی سال نو دعوت میکنند. نمیدانم که آیا زبان مشترک، منبع این دلبستگی است و یا چیز دیگری از قبیل نژاد و فرهنگ در میان است.
فرستاده شده در هنر،يادداشتهاي دانمارك | ۲ نظر
به یاد دوران کودکی
نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۱۱/۰۲ – 1:43 ب.ظ - 1,333 بازدیدمدتها قبل از دانشگاه، قبل از آنکه با کارتونهای زیبای تلویزیون مانند بچههای کوه آلپ خو کنم و حتی پیش از ورود به مدرسه و آغاز به خواندن و نوشتن، مونس و همدم دوران ۳-۴ سالگیام، کتابهای داستانی بودند که هنوز شیرینی اشعارشان بر زبانم است و گرمی حکایتهایشان در ذهنم. چه قدر خوب بود اگر فرصتی دست میداد تا فارغ از همه دغدغههای زندگی، چندی را دوباره به خواندن و بررسی همان کتابها بپردازم و بیندیشم که تا چه حد، آن داستانها و اشکال رنگارنگ، در زندگی من و در طریقه نگاهم به دنیا تاثیر گذاشتهاند. یکی از آنها، کتابی بود با نام خروس زری پیرهن پری، داستانی از احمد شاملو و به همراه نواری که نواهایش، بخش بزرگی از خاطرات دوران کودکیام است. آیا هنوز کودکان این مرز و بوم، داستانهایی به این زیبایی را با صداهایی به آن طراوت میشنوند؟ آیا هنوز هستند افرادی که با وجود سختیها، مشغلهها و سرعت بالای زندگی، لحظاتی را آرام بگیرند و آثاری آموزنده و زیبا را برای نسلهای نونهال این مملکت خلق کنند؟ و آیا هنوز در کنار این فضای پرتنش و پرهیاهو و خشن، کودکی کتابخوان یافت میشود که بتوان دست او را گرفت و به یک کتابفروشی رفت و برایش کتابی خرید؟ یادش به خیر، خیابان قصرالدشت، نرسیده به بابائیان، کتابفروشی خیام.
قسمتهایی از نوار صدای داستان “خروس زری پیرهن پری”
بچههای کوه آلپ (آنت و لوسین)
فرستاده شده در اخلاق،عمومي،هنر | ۹ نظر
محمد حیدری و هایده
نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۰۹/۱۷ – 11:55 ب.ظ - 944 بازدیدمحمد حیدری یکی از برحسته ترین آهنگسازان ایرانی است که بسیاری از ترانه های ماندگار چند دهه اخیر را، او آهنگ سازی کرده است. چند وقت پیش تلوزیون bebin.tv، ده ترانه زیر را به عنوان بهترین کارهای وی انتخاب کرده و در قالب ویدئویی، یاد آنها را گرامی داشته است. شنیدن هر کدام از این ترانه ها، به خصوص صدای هایده و معین آنچنان احساس آدمی را به تحرک وا می دارد که کمتر چیز دیگری می تواند، این نقش را بازی کند:
۱- سوغاتی، هایده
۲- دلِ من، داریوش
۳- بیا بنویسیم، مهستی
۴- قلبم گرفت، هایده
۵- نامهربونی، الهه
۶- تکیه گاه، امید
۷- بی بی گل، معین
۸- بهار بهار، هایده
۹- چراغ، مهستی
۱۰- صبحت بخیر عزیزم، معین
دیدن این ویدئو باعث شد، بعد از چند وقت، مجدداً صدای رسای هایده را با آن آهنگهای زیبا بشنوم. برنامه نیم ساعته ای که دو سال پیش، رادیو زمانه درباره هفدهمین سال فوت هایده، ساخته بسیار شنیدنی است:
مروری بر زندگی هایده؛ کاری از پژمان اکبرزاده در رادیو زمانه
فرستاده شده در هنر | یک نظر
مبلمان با طراحی دانمارکی
نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۰۹/۱۵ – 8:59 ب.ظ - 617 بازدیدمبلها، صندلیها، میزها، کابینتهای آشپزخانه و چیزهایی از قبیل، در کشورهای مختلف در مدلها و رنگهای مختلف طراحی میشوند. در کشورهای اسکاندیناوی و به خصوص دانمارک، گویا اصول و مبنای طراحیها بر اساس سادگی است. تقریباً همه طرحها از خطوط راست و یا اشکال بسیار ساده تشکیل شدهاند و رنگها نیز بسیار یکنواخت هستند. به عنوان مثال، کمتر پیش میآید که دو رنگ مختلف را در کنار یکدیگر قرار دهند و همینطور کمتر مبلمانی دیده میشود که از خطوط مارپیچ مانند تشکیل شده باشد. این شیوه طراحی که بسیار هم مورد علاقه مردم دانمارک است، حتی در طراحی خانهها و ساختمانها هم دیده میشود. فکر میکنم این دقیقاً بر خلاف شیوه طراحی سنتی در ایران است که بیشتر از اشکال پیچیده و تو در تو استفاده میشود. نمیدانم آیا این تفاوت ناشی از تفاوت فرهنگی است و نشان از تفاوت در شیوه تفکر آدمها میدهد. آیا ما ایرانیها به مانند معماری پیچیدهمان، تفکر پیچیدهای داریم؟
منبع عکسها: Kadec-Design For Life
فرستاده شده در هنر،يادداشتهاي دانمارك | بدون نظر
حرکت آهسته
نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۰۸/۲۵ – 12:21 ب.ظ - 269 بازدیدفرستاده شده در فیزیک،هنر | بدون نظر
BitTorrent
نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۰۸/۱۱ – 11:01 ب.ظ - 530 بازدیداین روزها استفاده از BitTorrent خیلی متداول شده است. در این سیستم که توسط Bram Cohen، یک برنامهنویس آمریکایی طراحی شده است، فایلهایی ساخته میشوند که دارای پسوند torrent هستند و در وبسایتهای مختلفی قرار میگیرند تا دانلود شوند. با استفاده از اطلاعاتی که در هر یک از این فایلها قرار گرفتهاند، میتوان به کامپیوترهای شخصی مختلف در سراسر دنیا متصل شد و فیلم، موزیک، کتاب یا نرمافزارهای مختلف را دانلود کرد. وقتی فردی در این سیستم، شروع به دانلود یک فیلم میکند، به محض اینکه بخشی از آن را دانلود کرد، آن بخش را در اختیار کاربران دیگر هم قرار میدهد (در حقیقت آپلود میکند) و این کار تا به پایان رسیدن دانلود فیلم ادامه پیدا میکند. به این ترتیب فیلمی که در نهایت دانلود میشود، نه از یک کامپیوتر سرور مرکزی که از تعداد زیادی کامپیوتر در سراسر دنیا دانلود شده است. آدرس کامپیوترهایی که میتوانند اطلاعات دانلود شده را در اختیار دیگران بگذارند و تعداد آنها و همچنین تعداد کامپیوترهایی که مشغول دانلود کردن یک فیلم هستند، همگی در همان وبسایتهایی قرار دارند که فایلهای تورنت نیز در آنجا قرار دارند. برای استفاده از این سیستم، در ابتدا باید یکی از نرمافزارهایی که به نام BitTorrent Client مشهور هستند را بر روی کامپیوتر نصب کرد. سپس باید یک فایل تورنت را از اینترنت و از وبسایتهایی که تعداد زیادی از این فایلها را در خود دارند دانلود کرد و آن فایل را بوسیله برنامه Client باز کرد. این برنامهها قادر هستند که اطلاعات فیلمی که مربوط به آن فایل تورنت است را، از درون آن فایل بخوانند. اطلاعاتی از این قبیل که آدرس کامپیوترهایی که مشغول آپلود کردن این فیلم هستند در چه سروری ذخیره شده است. پس از آن، برنامه Client به سرور متصل شده و آدرس آن کامپیوترها را گرفته و دانلود را آغاز میکند. مشهورترین برنامههای BitTorent Client که امروزه در دنیا استفاده میشوند، BitTorrent و Vuze میباشند که اولی توسط همان Bram Cohen و دومی هم توسط تیم Vuze در آمریکا طراحی شدهاند. همچنین مشهورترین سرور و وبسایتی که اطلاعات فایلهای تورنت در آن ذخیره شده است، وبسایت سوئدی The Pirate Bay است که جزء صد سایت پربیننده در آمریکا میباشد.
همیشه به خاطر نقض Copyright بحثهای بسیاری بر سر این سیستم و به خصوص درباره وبسایت The Pirate Bay بوده است. الان در برخی کشورها، استفاده از این سیستم ممنوع میباشد و در برخی دیگر، استفاده از آن در شرایطی خاص مجاز است. یکبار که در دانشگاه مشغول دانلود کردن یک فیلم بودم، ناگهان یکی از مسئولین شبکه دانشگاه وارد اتاقم شد و مرا از کار کردن با BitTorrent به جز در مواردی که به تحقیقاتم مربوط میشود، منع کرد. اخیراً دولت انگلیس قانونی را وضع کرده است که شرکتهای خدمات اینترنت (ISP) را مجاب میکند که به مشتریانی که از این سیستم استفاده میکنند اخطار دهد. اما The Pirate Bay که همچنان به فعالیت خود ادامه میدهد و هنوز دادگاهها نتوانستهاند با قوانینی که در اختیار دارند، مجرمیتش را اثبات کنند. شاید در دادگاهی که سال دیگر قرار است در کشور سوئد برگزار شود، این وبسایت محکوم گردد و به کارش خاتمه دهد. موسسین این وبسایت در هفته گذشته در کنفرانس HITBSecConf2008 که در کشور مالزی برگزار میشود شرکت کردند و یک ساعتی درباره این وبسایت، گذشته و آیندهاش صحبت کردهاند.
فرستاده شده در علوم کامپیوتر،هنر | بدون نظر
آرش
نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۰۸/۰۸ – 1:13 ب.ظ - 645 بازدیدچند وقت پیش که همسایههای لیتوانیایی، مطابق معمول فضای خانه را آکنده از موسیقی دلهرهآور کرده بودند، ناگهان در میان آن سر و صدا متوجه یکی از ترانههای آرش خواننده ایرانی شدم. وقتی از اتاقم بیرون رفتم و در مورد ایرانی بودن خواننده و فارسی بودن زبان اشعارش به آنها گفتم، اول متعجب شدند و بعد که چند بیت از آن را به انگلیسی برایشان ترجمه کردم، خندهشان گرفته بود که چند سال است این آهنگها را از تلوزیونهای مختلف اروپایی و مهمتر از همه MTV دیدهاند و چقدر با آهنگهای آرش رقصیدهاند، در حالی که اصلاً نمیدانستند او به چه زبانی میخواند. از آنها بیشتر من تعجب کردم، چرا که این روزها دوران گوشهگیری ایرانیهاست. کمتر آدم معروفی در دنیا پیدا میشود که ایرانی باشد. شاید اگر فیلمسازان مشهوری مثل کیارستمی و مخملباف نبودند و شاید اگر رئیسجمهوری مانند احمدینژاد نبود، نام ایران هیچگاه در رسانههای مشهور دنیا برده نمیشد. خدا را شکر که آرش، شهرتی دست و پا کرده است و ترانههایش را به زبان فارسی میخواند، هرچند که جز زبان اشعارش، هیچ نشانهای از نام و فرهنگ ایرانی در آن دیده نمیشود، البته حق هم دارد، من هم اگر از ده سالگی در سوئد زندگی میکردم، بیش از آنکه ایرانی بمانم، سوئدی میشدم. اما انصافاً بعضی از آهنگهایش به همراه ورجو وورجههایی* که در ویدئوهایش میکند، زیبا و انرژیزا هستند.
* ورجو وورجه، اصطلاحی است که در برخی مناطق ایران استفاده میشود و به معنای تکانهایی در بدن است که بیش از حدِ معمول میباشد و حتی گاهی باعث رنجش دیگران میشوند.
فرستاده شده در جامعه،هنر،يادداشتهاي دانمارك | ۳ نظر
سروش هیچکس
نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۰۶/۳۱ – 5:40 ب.ظ - 5,297 بازدیدچندی پیش، تصادفاً، آهنگی را شنیدم با عنوان اختلاف، درباره اختلاف طبقاتی و له شدن قشر ضعیف جامعه در شهری که در آن همهجور آدمی با همهجور فرهنگ و مسلکی و با همهجور کار و کسبی دیده میشود. در شهری که بسیاری از شهروندانش، روزانه بیش از پنج میلیون تومان درآمد دارند و در عین حال، قشر عظیمی از همشهریانشان، باید خانواده خود را با روزی پنجهزار تومان اداره کنند. هرچند که این آهنگ به سبک رپ میباشد و من میانه خوبی با این نوع موسیقی ندارم، اما گمان میکنم، تماشای فقر و حس کردن آن، صدای اعتراض آدمی را به زمین و زمان و به خدا و جهان، آنچنان بلند میکند که تنها همین سبک موسیقی، توانایی بیان آن را دارد. خواننده این آهنگ، سروش هیچکس میباشد که تمام کارهایش از همین نوع موسیقی است.
فرستاده شده در جامعه،هنر | ۱۰ نظر
