معذرت خواهی از Alan Turing

نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۸/۰۵/۲۷ – 1:49 ب.ظ - 623 بازدید

Alan Turing، از نوابغ علوم کامپیوتر که یک همجنسگرا بود، به خاطر داشتن رابطه جنسی با یک مرد در سال ۱۹۵۲، به زندان افتاد. او پیشنهاد آزادی مشروط از زندان در قبال استفاده از دارویی برای کنترل حس جنسی‌اش را پذیرفت. اما به علت ترسی که در آن روزها از جاسوسی‌های شوروی سابق وجود داشت، مجوز فعالیت وی در ستاد مخابراتی دولت که زیر مجموعه‌ای از آژانش امنیتی انگلیس بود، حذف شد. دو سال بعد، جنازه وی که در اثر خوردن سیانور در خانه‌اش افتاده بود، پیدا شد. چند روز پیش، John Graham Cumming از برنامه‌نویسان معروف، پیشنهاد برپا کردن برنامه‌ای را برای معذرت خواهی از Turing داده است. وی معتقد است که Turing به خاطر فعالیتهایش در آژانس امنیتی انگلیس در دوران جنگ جهانی دوم، یکی از قهرمانان ملی است که به خاطر قانون غلط و عقب افتاده آن روز انگلیس درباره همجنسگراها، در حق او جفا شده است. افراد مختلف، نظرات متفاوتی درباره برگزاری این برنامه داده‌اند. برخی معتقدند که با وجود بزرگداشتهای فراوانی که تا به حال برای Turing برگزار شده است، اما جای یک معذرت خواهی جدی از وی خالی است. در مقابل، برخی می گویند که نه تنها برگزاری چنین برنامه‌ای هیچگونه سودی برای هیچ فرد یا سازمانی ندارد، بلکه اگر می خواهیم جوانمردانه قضاوت کنیم، باید از تمام همجنسگراهایی که در آن روزها در کشور انگلیس به خاطر قوانین غیر منطقی‌اش مجازات شدند، معذرت خواهی کنیم. اما در وبسایت Manchester Evening News کسی را ندیدم که همچنان مانند سالهای دور، به همجنسگرایی به عنوان یک بیماری و یا یک جرم نگاه کند و Turing را شایسته مجازاتی که شده است بداند.

turing


فرستاده شده در اخلاق،جامعه،دين،علوم کامپیوتر | ۲ نظر


۲ پاسخ برای “معذرت خواهی از Alan Turing”

  1. توسط محمد در شهریور ۸, ۱۳۸۸ | پاسخ

    خب در مورد تمام جرایم می‌شود همین را گفت! یعنی این سؤال پیش می‌آید که معیار «غیراخلاقی» بودن یک عمل چیست؟ ممکن است کاری حالا غیراخلاقی محسوب شود و صد سال دیگر نه. اگر اخلاق را عرفی بدانیم این اتفاق خیلی طبیعی است. اما اگر منبع اخلاق را ثابت بدانیم (مثلاً دین) تغییر عرف چیزی را عوض نمی‌کند.

    *** *** *** *** ***

    سلام محمد،

    بله، مسلماً اروپاییها که دیگر آنچنان با همجنسگرایی مخالفتی ندارند، بایدها و نبایدهای اخلاقیشان را از دین نمی گیرند. اما آنچه مرا متعجب کرده است، تغییر سریعی است که در افکارشان اتفاق افتاده. تا چندین سال پیش، جدا از افرادی که همجنسگرایان را مجرم و شایسته مجازات می دانستند، افراد زیادی هم بودند که معتقد بودند، همجنسگرایی یک نوع بیماری است، اما گویا از تعداد همه این افراد کاسته شده است و اغلب اروپاییها معتقدند که همجنسگرایی نیز، گرایشی است طبیعی مانند تمام گرایشهای دیگر انسان و نباید اینگونه آدمها را، انسانهایی غیر عادی قلمداد کرد.
    اعتقاد شخصی من این است که اگر چه همجنسگرایی بر خلاف آموزه های دین اسلام است اما عملی غیر اخلاقی نیست، چرا که با هیچیک از معیارهای اخلاقی که من می شناسم، منافاتی ندارد. نه مصداق مردم آزاری است و نه نشانه فرق گذاشتن بین خود و دیگران. اما معتقدم که گرایشی است غیر طبیعی که در اثر عواملی معین، در بدن انسان بوجود می آید. درست مانند گرایش به خوردن غذاهای دریایی و یا تمایل به خودکشی که هر دو از گرایشهای غیر طبیعی در آدمیان هستند. به این معنا که اغلب آدمها، اینگونه نبوده اند و نیستند و اگر فردی دچار این حالات شود، میان او و دیگران، تفاوتی مشاهده می شود. تعریفی که از بیماری دارم نیز همین است. بیماری، حالتی در انسان است که او را نسبت به انسانهای دیگر متمایز می کند. مثلاً سرماخوردگی، حالتی در انسان است که به طور عادی، مشاهده نمی شود بلکه در وضعیتهایی خاص، برخی آدمها را گرفتار می کند. اگر روزی فرا رسد که تمام آدمهای روی زمین، سرماخوردگی داشته باشند به جز تعداد محدودی از آنها، آنگاه دیگر نمی توان سرماخوردگی را یک بیماری دانست و با آن مقابله کرد.

    -پویا

  2. توسط محمد در شهریور ۱۰, ۱۳۸۸ | پاسخ

    از جواب طولانی و باحوصله‌ات متشکرم.
    در مورد این تغییر سریع، من دو توجیه به ذهنم می‌رسد:
    ۱. «بنیان»های این تغییر از حداقل یکی دو قرن پیش گذاشته شده بوده است، یعنی از وقتی که اروپاییان کم‌کم به دین پشت کردند. یعنی حتی اگر در ۵۰ سال پیش همجنسگرایی در انگلیس زشت محسوب می‌شده احتمالاً دلایل مذهبی نداشته است. بنابراین زدودن آن به کمک تبلیغات رسانه‌ای کار چندان سختی نبوده و مخالفان هم معیار دیگری غیر از دین نداشته‌اند که با آن مخالفت خود را با همجنسگرایی توجیه کنند. شاید یکی از دلایلی که آمریکایی‌ها مخالفت بیشتری با همجنس‌گرایی نشان می‌دهند مذهبی‌تر بودن آن‌ها نسبت به اروپایی‌ها باشد.
    ۲. وقتی در یک فضا (مثلاً سایت منچستر ایونینگ نیوز) «جو» ایجاد می‌شود، مخالفت با آن جو معمولاً مشکل است، حتی اگر مخالفانی واقعاً وجود داشته باشند. به خصوص که بحث در مورد یکی از بزرگ‌ترین دانشمندان علوم کامپیوتر تاریخ باشد. سال‌ها تبلیغات برای رد دلایل مخالفان علیه همجنس‌گرایی، آن‌ها را محتاط کرده و از ترس تمسخر شدن ابراز نظر نمی‌کنند. به نظر من این خیلی پدیده‌ی جالبی است چون ممکن است حتی در جایی مخالفان بیشتر باشند ولی جرأت ابراز نظر نداشته باشند که باعث به اشتباه افتادن ما در تشخیص «نظر اکثریت» می‌شود. البته منظورم این مورد خاص نیست، می‌خواهم بگویم که ممکن است در چنین مواردی در تشخیص درصد اقلیت هم به اشتباه بیفتیم.

    از این‌ها که بگذریم و به بحث اخلاقی بودن یا نبودن همجنس‌گرایی برسیم، به نظر من اگر کسی جهان‌بینی اسلامی داشته باشد (نه فقط التزام به احکام)، چون خدا را خالق و عالم را محضر او می‌داند، رد احکامش را نیز غیراخلاقی و نوعی ناسپاسی نسبت به خالق می‌داند. به نظر من منبع اخلاق فقط «آسیب نزدن به دیگران» نیست! نظر من به این معنی نیست که وجود همجنس‌گرایی را نفی کنم، بلکه آن را غریزه‌ای مثل غریزه‌های دیگر (مثلاً خشونت) می‌دانم که باید کنترل شود.
    ببخشید نظرم طولانی شد.

ارسال نظر

از دوستان عزيزي كه زحمت مي‌كشند و در وبلاگ، نظردهي مي‌كنند، خواهش مي‌كنم نام و نظرات خودتان را با حروف الفباي فارسي بنويسيد. من، پاسخهايم را به نظرات شما در ادامه هر يك از نظراتتان مي‌نويسم.