کنسرت گروه نای

نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۱۲/۲۵ – 11:20 ق.ظ - 387 بازدید

بالاخره جمع ایرانیهای شهر اورهوس را هم دیدیم. در کنسرت گروه نای که بعد از کپنهاگ به اورهوس آمده بودند، کمتر از ۱۰۰ ایرانی از میان بیش از ۲۰۰۰ ایرانی شهر گرد آمده بودند تا هم به موسیقی گوش دهند، هم ایرانیهای دیگر را ببینند و هم به استقبال نوروز بروند. اصولاً ایرانیها در این گونه کنسرتها و در حین گوش دادن به موسیقی به انواع مختلفی تقسیم می‌شوند. برخی از آنها در احوالات درونی خویش غرق می‌شوند، برخی دیگر به طور مداوم به‌به و چه‌چه می‌کنند و گروهی دیگر هم منتظر فرصتی هستند تا با کف مرتبشان، مراتب انبساط خاطر خویش را از مراسم ابراز کنند و این همه جدای از افرادی هستند که هر لحظه در انتظار نگاه یکی از نوازندگان هستند تا با لبخندی پاسخ نگاه او را بدهند. برای من، بیش از آنکه این موسیقی، لذت‌بخش باشد، سلام و احوال‌پرسی و آشنایی و گرم گرفتن با ایرانیهایی لذت‌بخش بود که سالهاست از ایران دور هستند ولی با دیدن چند دانشجویی که تازه از ایران آمده‌اند، گل از گلشان می‌شکفد و آنها را به نوشیدنی دعوت می‌کنند، شماره‌های موبایلشان را می‌دهند و آنها را به میهمانی سال نو دعوت می‌کنند. نمی‌دانم که آیا زبان مشترک، منبع این دلبستگی است و یا چیز دیگری از قبیل نژاد و فرهنگ در میان است.

کنسرت گروه نای در اورهوس

This text will be replaced


فرستاده شده در هنر، يادداشتهاي دانمارك | ۲ نظر


۲ پاسخ برای “کنسرت گروه نای”

  1. توسط محسن در اسفند ۲۷, ۱۳۸۷ | پاسخ

    سلام
    ایرانی ها همینند اقا تو کشور خودشون که همدیگر رو تحویل نمی گیرند ولی تو یه کشور دیگه شوماره موبایل می دن به همدیگه.البته این کار بسیار خوبیه چون اونجا باید هوای همو داشته باشین.شما اونجا دیگه از یه خونواده هستید.
    راستی استاد من هم اهل موسیقی هستم ها.من اگه وقت کنم گاهی نی می زنم.این گروه نـــــای منو به یاد نی انداخت.”نـــــــای نـــــــی”

    *** *** *** *** ***

    سلام محسن،

    اینکه ایرانیها تو خارج همدیگرو تحویل بگیرن چیز عجیبی نیست. چون اینجا ایرانی کمه و یه ایرانی که می‌بینی فکر می‌کنی عجب چیز عجیبی دیدی. اما اینکه ایرانیها تو خارج همدیگرو تجویل نگیرن، چیز عجیبیه که متاسفانه این اتفاق هم می‌افته. اون چند نفر که ما تو کنسرت دیدیمشون و ما رو خیلی تحویل گرفتن، هم ایرانیهایی علاقه‌مند به ایران بودند (چون که به کنسرت موسیقی سنتی اومده بودند) و هم عده‌ای کم در برابر اون جمعیت بودند.
    در مورد نی زدن هم بهت تبریک می‌گم. من همیشه دوست داشتم یه سازی رو یاد بگیرم اما هیچ وقت این کار رو نکردم و الان پشیمونم. برای همین همیشه با دهنم ساز می‌زنم.

    -پویا

  2. توسط رضا در فروردین ۳, ۱۳۸۸ | پاسخ

    پویا الان که ابن ویدیو رو دیدم بیشتر مطمئن شدم که صدای من بهتر از این نربونه هست. ای ایرانو حال وکنی

    *** *** *** *** ***

    من فکر کنم صدای تو نیست، صدای سهیله.

    -پویا

ارسال نظر

از دوستان عزيزي كه زحمت مي‌كشند و در وبلاگ، نظردهي مي‌كنند، خواهش مي‌كنم نام و نظرات خودتان را با حروف الفباي فارسي بنويسيد. من، پاسخهايم را به نظرات شما در ادامه هر يك از نظراتتان مي‌نويسم.