<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: به یاد دوران کودکی</title>
	<atom:link href="http://www.pooyadavoodi.com/blog/1387/11/02/memorable-childhood/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.pooyadavoodi.com/blog/1387/11/02/memorable-childhood/</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Mon, 19 Sep 2011 10:40:25 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.2.1</generator>
	<item>
		<title>با: فاطمه</title>
		<link>http://www.pooyadavoodi.com/blog/1387/11/02/memorable-childhood/comment-page-1/#comment-1389</link>
		<dc:creator>فاطمه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pooyadavoodi.com/blog/?p=581#comment-1389</guid>
		<description>من دنبال فیلم بازم مدرسم دیر شد هستم کسی آدرسی داره بده؟؟؟؟؟؟؟؟///</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من دنبال فیلم بازم مدرسم دیر شد هستم کسی آدرسی داره بده؟؟؟؟؟؟؟؟///</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: فاطمه</title>
		<link>http://www.pooyadavoodi.com/blog/1387/11/02/memorable-childhood/comment-page-1/#comment-1388</link>
		<dc:creator>فاطمه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pooyadavoodi.com/blog/?p=581#comment-1388</guid>
		<description>سلام
خدایی دوران کودکی ما دهه 60 خیلی حال بود.ولی الن فقط باید بگیم یادش بخیر</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
خدایی دوران کودکی ما دهه ۶۰ خیلی حال بود.ولی الن فقط باید بگیم یادش بخیر</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: علیرضا داودی</title>
		<link>http://www.pooyadavoodi.com/blog/1387/11/02/memorable-childhood/comment-page-1/#comment-333</link>
		<dc:creator>علیرضا داودی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pooyadavoodi.com/blog/?p=581#comment-333</guid>
		<description>دکتر جان خاطرات دوران کودکی رو شاید نشه با هیچ چیزی عوضش کرد چون از هر قند و شکر و عسلی شیرینتره حتی از نون خامه ای و شیرینی تر هم بهتره!! این داستان خروس زری اگر چه مال دوران کودکی من نیست ولی باعث شد تا یادآن ایام که تو کوچولو بودی و با خواندن آنها مارا سرکار میذاشتی و سرگرم میکردی بیافتم, دستت درد نکنه! اگرچه الان هم با خواندن مطالبت پاک سرکاریم !! ولی اینها هم یه روز خاطره میشه.
روزگار کودکی بر نگردد دریغا
قیل و قال کودکی بر نگردد دریغا

*** *** *** *** ***

سلام عمو،

من هم حدس می‌زدم که شماها هم یاد دوران بچگی من بیفتید. چه کار کنیم دیگه، سرکار گذاشتن دیگران هم یه جور سرگرمیه!

-پویا</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>دکتر جان خاطرات دوران کودکی رو شاید نشه با هیچ چیزی عوضش کرد چون از هر قند و شکر و عسلی شیرینتره حتی از نون خامه ای و شیرینی تر هم بهتره!! این داستان خروس زری اگر چه مال دوران کودکی من نیست ولی باعث شد تا یادآن ایام که تو کوچولو بودی و با خواندن آنها مارا سرکار میذاشتی و سرگرم میکردی بیافتم, دستت درد نکنه! اگرچه الان هم با خواندن مطالبت پاک سرکاریم !! ولی اینها هم یه روز خاطره میشه.<br />
روزگار کودکی بر نگردد دریغا<br />
قیل و قال کودکی بر نگردد دریغا</p>
<p>*** *** *** *** ***</p>
<p>سلام عمو،</p>
<p>من هم حدس می‌زدم که شماها هم یاد دوران بچگی من بیفتید. چه کار کنیم دیگه، سرکار گذاشتن دیگران هم یه جور سرگرمیه!</p>
<p>-پویا</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: علی حیدری مظفر</title>
		<link>http://www.pooyadavoodi.com/blog/1387/11/02/memorable-childhood/comment-page-1/#comment-331</link>
		<dc:creator>علی حیدری مظفر</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pooyadavoodi.com/blog/?p=581#comment-331</guid>
		<description>جناب آقای داوودی عزیز روح لطیف و در عین حال بزرگ شما همیشه برای من قابل ستایش بوده و هست.

امیدوارم همیشه شاد و پیروز باشید. 
خیلی وقت هست که شما را زیارت نکردم امیدوارم هر چه زودتر دیدارها تازه گردد.

*** *** *** *** ***

سلام آقای حیدری،

والا نمی‌دونم که شما همون آقای حیدری آرام و متین و افتاده‌ای هستید که در ذهن من هست یا نه. اگر همون هستید، ارادت من رو هم بپذیرید و امیدوارم همچنان در کار IT  و تدریس موفق و پیروز باشید. به دوستان هم سلام گرمی برسونید. با امید دیدار.

-پویا</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>جناب آقای داوودی عزیز روح لطیف و در عین حال بزرگ شما همیشه برای من قابل ستایش بوده و هست.</p>
<p>امیدوارم همیشه شاد و پیروز باشید.<br />
خیلی وقت هست که شما را زیارت نکردم امیدوارم هر چه زودتر دیدارها تازه گردد.</p>
<p>*** *** *** *** ***</p>
<p>سلام آقای حیدری،</p>
<p>والا نمی‌دونم که شما همون آقای حیدری آرام و متین و افتاده‌ای هستید که در ذهن من هست یا نه. اگر همون هستید، ارادت من رو هم بپذیرید و امیدوارم همچنان در کار IT  و تدریس موفق و پیروز باشید. به دوستان هم سلام گرمی برسونید. با امید دیدار.</p>
<p>-پویا</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: پیمان داودی</title>
		<link>http://www.pooyadavoodi.com/blog/1387/11/02/memorable-childhood/comment-page-1/#comment-330</link>
		<dc:creator>پیمان داودی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pooyadavoodi.com/blog/?p=581#comment-330</guid>
		<description>سلام. بابا ایول. از کجا گیرش اوردی؟ همشو دوباره گوش کردم. خیلی حال کردم. خیلی هاشو یادم رفته بودا...الان بیشتر از اینکه خود داستان جذابیت داشته باشه خاطرات این‌هااست که برای آدم قشنگه

*** *** *** *** ***

سلام پیمان،

اِ اِ اِ. من نمی‌دونستم که تو هم به این نوار گوش می‌دادی. آره منم خیلی حال کردم. تو اینترنت همه چیز گیر میاد دیگه.

-پویا</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام. بابا ایول. از کجا گیرش اوردی؟ همشو دوباره گوش کردم. خیلی حال کردم. خیلی هاشو یادم رفته بودا&#8230;الان بیشتر از اینکه خود داستان جذابیت داشته باشه خاطرات این‌هااست که برای آدم قشنگه</p>
<p>*** *** *** *** ***</p>
<p>سلام پیمان،</p>
<p>اِ اِ اِ. من نمی‌دونستم که تو هم به این نوار گوش می‌دادی. آره منم خیلی حال کردم. تو اینترنت همه چیز گیر میاد دیگه.</p>
<p>-پویا</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: محمد حیدرزاده</title>
		<link>http://www.pooyadavoodi.com/blog/1387/11/02/memorable-childhood/comment-page-1/#comment-328</link>
		<dc:creator>محمد حیدرزاده</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pooyadavoodi.com/blog/?p=581#comment-328</guid>
		<description>فکر کنم همه بچگی هامونو یادمون رفته و چه زود این اتفاق افتاد
مثلا بزرگ شدیم و از بزرگ شدن فقط رندانه رفتار کردنو یادگرفتیم و لا غیر</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>فکر کنم همه بچگی هامونو یادمون رفته و چه زود این اتفاق افتاد<br />
مثلا بزرگ شدیم و از بزرگ شدن فقط رندانه رفتار کردنو یادگرفتیم و لا غیر</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: محسن</title>
		<link>http://www.pooyadavoodi.com/blog/1387/11/02/memorable-childhood/comment-page-1/#comment-325</link>
		<dc:creator>محسن</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pooyadavoodi.com/blog/?p=581#comment-325</guid>
		<description>راستی در مورد دوران کودکی درسته شما 5سال از من بزرگترید ولی اره یادش بخیر الان که یک برنامه کودکای بی محتوایی می سازن که نگو ولی روزای جمعه واااای برنهمه های قدیمی رو می ذازن خیلی خاطراتو زنده می کنه ها واقعا همین یه کارشون به ادم رفته!یه پاورپوینتی دارم از همون برنامه کودکهای قدیمی براتون می فرستم.اگه بیاد!!

*** *** *** *** ***

سلام،

فکر کنم اون اسلایدها رو داشته باشم، اما حالا بفرست ببینم.

-پویا</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>راستی در مورد دوران کودکی درسته شما ۵سال از من بزرگترید ولی اره یادش بخیر الان که یک برنامه کودکای بی محتوایی می سازن که نگو ولی روزای جمعه واااای برنهمه های قدیمی رو می ذازن خیلی خاطراتو زنده می کنه ها واقعا همین یه کارشون به ادم رفته!یه پاورپوینتی دارم از همون برنامه کودکهای قدیمی براتون می فرستم.اگه بیاد!!</p>
<p>*** *** *** *** ***</p>
<p>سلام،</p>
<p>فکر کنم اون اسلایدها رو داشته باشم، اما حالا بفرست ببینم.</p>
<p>-پویا</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: شیدا</title>
		<link>http://www.pooyadavoodi.com/blog/1387/11/02/memorable-childhood/comment-page-1/#comment-322</link>
		<dc:creator>شیدا</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pooyadavoodi.com/blog/?p=581#comment-322</guid>
		<description>خیلی جالبه همین الان که داشتم این مطلب رو میخوندم یکی از آهنگهای احمد شاملو رو برات میل کردم.

*** *** *** *** ***

ممنون، تا به حال ارتباط چندانی با شاملو نداشتم اما بدم نمی‌یاد که گلچینی از کارهاش رو بخونم.

-پویا</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خیلی جالبه همین الان که داشتم این مطلب رو میخوندم یکی از آهنگهای احمد شاملو رو برات میل کردم.</p>
<p>*** *** *** *** ***</p>
<p>ممنون، تا به حال ارتباط چندانی با شاملو نداشتم اما بدم نمی‌یاد که گلچینی از کارهاش رو بخونم.</p>
<p>-پویا</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: صغری</title>
		<link>http://www.pooyadavoodi.com/blog/1387/11/02/memorable-childhood/comment-page-1/#comment-321</link>
		<dc:creator>صغری</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.pooyadavoodi.com/blog/?p=581#comment-321</guid>
		<description>سلام.
خوبین؟
این پستتونو که خوندم، کلی یاد بچگیام افتادم.
یه بار برا مسافرت از شهرمون رفتیم مشهد مقدس. تو راه من همش برای بابام ماجرای آنت و دنی رو تعریف می‌کردم. تا می‌رسیدم آخر داستان، بابام می‌پرسیدن &quot; آنت نن دنی نجه اولدیلار؟&quot; یعنی، &quot;آنت و دنی آخر چی شدن؟&quot; و من دوباره از اول همه قصه‌شون رو تعریف می‌کردم:) 
از خونمون تا مشهد فکر کنم یه ۱۰۰ باری این داستانو تعریف کردم، بدون این‌که احساس کنم دارم کار تکراری می‌کنم.
هنوز هم یه موقع‌هایی بابام بهم میگن  &quot;آنت و دنی آخر چی شدن؟&quot;

*** *** *** *** ***

آره، واقعا آیا بچه‌های امروزم اینقدر به کارتونها علاقه دارن؟

-پویا</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام.<br />
خوبین؟<br />
این پستتونو که خوندم، کلی یاد بچگیام افتادم.<br />
یه بار برا مسافرت از شهرمون رفتیم مشهد مقدس. تو راه من همش برای بابام ماجرای آنت و دنی رو تعریف می‌کردم. تا می‌رسیدم آخر داستان، بابام می‌پرسیدن &#8221; آنت نن دنی نجه اولدیلار؟&#8221; یعنی، &#8220;آنت و دنی آخر چی شدن؟&#8221; و من دوباره از اول همه قصه‌شون رو تعریف می‌کردم:)<br />
از خونمون تا مشهد فکر کنم یه ۱۰۰ باری این داستانو تعریف کردم، بدون این‌که احساس کنم دارم کار تکراری می‌کنم.<br />
هنوز هم یه موقع‌هایی بابام بهم میگن  &#8220;آنت و دنی آخر چی شدن؟&#8221;</p>
<p>*** *** *** *** ***</p>
<p>آره، واقعا آیا بچه‌های امروزم اینقدر به کارتونها علاقه دارن؟</p>
<p>-پویا</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

