بلندترین شب سال
نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۱۰/۰۴ – 7:13 ب.ظ - 1,570 بازدیدبلندترین شب سال هم گذشت. این روزها در دانمارک، طول روز بسیار کم شده است و هوا بسیار تاریک است. البته هوای دانمارک آفتابی است و نسبت به کشورهایی مانند انگلیس، کمتر ابری میشود و باران میآید. در شب یلدا که بلندترین شب سال بود، تاریکی هوا از ساعت ۱۵٫۴۵ آغاز شد و تا ۸٫۵۰ فردایش ادامه پیدا کرد. چیزی در حدود ۱۷ ساعت. صبحها، بیدار شدن از خواب، در شرایطی که هوا همچنان تاریک است، مشکل است و عصرها هم، تاریکی هوا، حس کار کردن را از آدم میگیرد.
انگلیس، خانه دایی.
منبع عکس: PhotoBucket
فرستاده شده در يادداشتهاي دانمارك | ۹ نظر

توسط محمد حیدرزاده در دی ۶, ۱۳۸۷ | پاسخ
ببین دیگه چاره نیست بچسب به همونا که میگن بیست سال باهم باشیم بعد عروسی کنیم
اینجوری زود بیدار شدن صبحگاهی و حس کار و ظرف شستن و جارو ردن و …بعد از ظهرهات جور میشه تقصیر روز و شب ننداز
از ما گفتن
*** *** *** *** ***
حالا فعلا عجله ای برای ازدواج نیست. من هنوز باید بفهمم تو چه جامعه ای زندگی می کنم. خیلی از ایرانیهایی که در اروپا زندگی می کنن می گن، یه پسر ایرانی نمی تونه با یه دختر اروپایی زندگی کنه.
-پویا
توسط نیما علیزاده در دی ۶, ۱۳۸۷ | پاسخ
” یلدا ” یعنی یادمان باشد که زندگی آنقدر کوتاه است که یک دقیقه بیشتر با هم بودن را باید جشن گرفت.
راستی شب یلدا کجابودی؟!! خوش گذشت ؟؟!کلاغه میگفت تا پنج صبح بیدار بودی؟؟؟
*** *** *** *** ***
تفسیر خوبی است برای شب یلدا. آره تا ساعت ۵ صبح بیدار بودیم و با هم دیگه راجع به دین، خدا، انسان، اینکه آیا واقعاً انسان در افعالش دارای اختیار است یا خیر و خیلی چیزهای دیگر صحبت کردیم. بد نیست تو این هفته، یه شب یلدای دیگه هم برگزار کنیم.
-پویا
توسط سهیل در دی ۷, ۱۳۸۷ | پاسخ
سلام. آب و هوای انگلیس این روزها چطوره؟ شبیه دانمارکه؟
*** *** *** *** ***
سلام سهیل،
روزهای اول آب و هوا خیلی خوب بود، اما از پریروز خیلی سرد شده. فکر کنم از نظر دمای هوا، خیلی با دانمارک فرق نداره. به خصوص بیرمنگام. اما هوا خیلی ابری تره و به ندرت آفتاب رو می شه دید.
مثل اینکه از آسانسور نجات پیدا کردی؟
-پویا
توسط رضا در دی ۷, ۱۳۸۷ | پاسخ
سلام حاج پویا، اوضاع احوالت چطوره؟
*** *** *** *** ***
سلام رضا،
اوضاع توپه. جات خالیه. انگلیس از خیلی نظرها با دانمارک فرق داره. من که زندگی در دانمارک و به خصوص در اورهوس رو به همه اینها ترجیح می دم.
-پویا
توسط سهیل در دی ۷, ۱۳۸۷ | پاسخ
سلام دوباره. بی صبرانه منتظرم برگردی و برام از اونجا تعریف کنی و اینکه چرا زندگی در آرهوس رو به جاهای دیگه ترجیح میدی. هر چی باشه تو اروپا دیده تری و نظراتت کارشناسانه است.
امشب آرهوس هم خیلی سرد بود. من دستهام از سرما بی حس شده بود.
*** *** *** *** ***
سهیل، البته من که در این زمینه کارشناس نیستم، اما واقعاً آرزو می کنم تمام کسانی که دغدغه ساختن یک زندگی خوب برای خود و دیگران را دارند، به کشورهای مختلف جهان سفر کنند و از خوبیها و بدیهایی که در زندگی اونهاست مطلع بشن.
-پویا
توسط رضا در دی ۸, ۱۳۸۷ | پاسخ
ببینم با کی تا ۵ صبح صحبت می کردی. چقدر این دوست خوبت بهت گفته بود ازین کارا نکن، ولی کلت بوی قرمه سبزی میده. بدشم منم زندگی به اورهوس رو فعلا به زندگی تو اینگیلیس ترجیح می دم. اگه بخوای زن بگیری هم که فقط باید موردشو پیدا کنی، ولی یادت باشه طبق قرارمون باید اگه خوشگل بید بدیش به من. راستی دیگه گمبله بولو نرفته بیدی؟ یارو می گفت بیاین یه چیزی نشونتون بدم از خنده بمیرین!!
*** *** *** *** ***
نه بابا خیالای بد نکن. با همون آقا نیما، بهترین دوست دوران کودکی و نوجوانی، نشسته بودیم تو خونشون و بعد از پنج سال که همدیگرو دیدیم، یه عالمه حرف زدیم.
نه، دیگه Den Gamle By نرفتم، همون یه بار برا هفت پشتمون بسه.
-پویا
توسط محسن در دی ۱۵, ۱۳۸۷ | پاسخ
نمی خواستم بگم ولی سر ریز کرد اخه بی معرفت کجایی تو؟!
*** *** *** *** ***
دیشب از سفر برگشتم. انگلیس که بودم، نشد زیاد وبلاگ رو چک کنم.
-پویا
توسط محسن در دی ۲۵, ۱۳۸۷ | پاسخ
سلام دکتر می گم چرا دیگه مطلبی نمی ذارین تو سایت مگه هنوز بلندترین شب سال تو دانمارک تموم نشده!حیفه سایتتون داره خاک می خوره ها من به امید شما به هزار زحمت میام تو سایت می بینم خبری نیست میدونم که حتما یا کار زیاد دارین و یا حوصلشو ندارین اره؟دیگه به میلمم جواب ندادین! یکم از محیط دانشگاه برام بگو کجایی چه می کنید با تحقیقاتتون؟راستی می تونم یه میل از دانشگاهتون برام بسازی و یا از سایتت ممنون می شم.برم که پس فردا امتحان دارم اینجا داره برف می یاد ها مثل پارسال که هوا سرد نیست.چاکرتم قوربونت برم تا بعد خدا نگهدار…
*** *** *** *** ***
سلام محسن،
- آره، یه بیست روزی هست، چیزی ننوشتم. دو هفته که مسافرت بودم، این هفته هم خیلی سرم شلوغ بود. اینجا هم دوران امتحاناته دیگه. ولی از امروز دوباره نوشتن رو شروع کردم.
- منظورت رو از ایمیل دانشگاه نمی فهمم.
- درساتو خوب بخون که بتونی فوق تو یه دانشگاه خوب قبول شی.
موفق باشی
-پویا
توسط علیرضا داودی در دی ۲۵, ۱۳۸۷ | پاسخ
دکتر جان سلام اوضاع و احوال چطوره؟ تعطیلات خوش گذشت ؟البته باید هم خوش گذشته باشه در کنار بهترین دوست دوران کودکی و نوجوانی ،سلام من رو هم بهش برسون و بگو خیلی می خوامش ، راستی در مورد طولانی ترین شب سال مطلب جالبی رو در سایت اوقات شرعی دیدم که خوندنش خالی از لطف نیست فقط مونده بود شب یلدا کلاه سرمون بره که اونم رفت : ” آیا می دانید که لحظه شروع زمستان و تحویل خورشید به برج جدی امسال در ساعت ۱۵و ۳۳ دقیقه و ۴۵ ثانیه روز اول دی ماه ۱۳۸۷ اتفاق می افتد و به این دلیل شب دوم دی ماه از شب اول (شب یلدا) طولانی تر است؟
در تهران شب دوم دی ماه از شب اول نیم ثانیه طولانی تر است.
طول شب در تهران
زمان ساعت دقیقه ثانیه
شب شنبه ۳۰ آذر ۱۴ ۱۵ ۵۹٫۹۳
شب یکشنبه ۱ دی ۱۴ ۱۶ ۳٫۸۱
شب دوشنبه ۲ دی ۱۴ ۱۶ ۴٫۳۴
شب سه شنبه ۳ دی ۱۴ ۱۶ ۱٫۵
*** *** *** *** ***
سلام عمو،
آره جداً بزرگترین حاصلی که این سفر داشت، دیدن نیما بود. نیما خودش از خوانندگان پر و پا قرص این وبلاگه و حتماً سلامت رو در اینجا میبینه.
در مورد شب یلدا، به نظر من خیلی فرقی نمی کنه، من که ارزش قابل توجهی برای این جور مراسمها قائل نیستم. اینکه مردم هزاران سال پیش، به خاطر اعتقادات و دانشی که داشتند، مراسمهای خاصی را طراحی کرده بودند، دانستنش جالبه و شاید بشه ازشون استفادههایی کرد، اما ما هم باید مثل اونها، مطابق با دانش و اعتقاداتمون، مراسمهایی رو طراحی کنیم.
-پویا