در انتظار کریسمس
نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۰۸/۲۸ – 1:24 ق.ظ - 116 viewsیک ماه مانده است به کریسمس. خیلی علاقه دارم ببینم، این مردم در این دوران چه میکنند و چگونه جشنهایی دارند و آنها را چگونه برگزار میکنند. کریسمس برای من، نام زیبایی است، نمیدانم چرا. شاید چون کلمۀ آهنگینی است. من به آهنگ بیان کردن کلمات خیلی علاقه دارم. مواقعی که به موسیقی گوش میدهم، بیش از آنکه ذهنم متوجه شعر آن شود به آهنگ بیان کردن کلمات و ملودی آن توجه میکند. تا به حال، کریسمس را فقط در تلوزیون دیدهام. هرچند که در دوران تعطیلات که جشنها برپا میشوند، در دانمارک نخواهم بود، اما از همین روزها مراسمهای سنتی را که آغاز شدهاند، میبینم. در حالی که دو ماه به کریسمس باقیمانده بود، دو هفته پیش، دانمارکیها روز آبجو را جشن گرفتند و با افتتاح آبجوی کریسمس، ارادت ویژۀ خود را نسبت به آن نشان دادند و مراسمها رسماً شروع شدند. تمام شرکتها، مؤسسات و دانشگاهها، کارکنان خود را به نهار یا شام کریسمس دعوت میکنند و در کنار هم غذاهای سنتیشان را میخورند. فروشگاهها نیز با تزئینات خاص، به استقبال عید میروند. شمعها و جاشمعیها، ریسههای چراغ و لوازم تزئینی و از همه مهمتر، انواع و اقسام مشروبات، همگی جزء فروش ویژه فروشگاهها محسوب میشوند. خلاصه همگی خوش هستند و هنوز یک خوشی به پایان نرسیده، خوشی دیگر به جایش مینشیند، گاه با خود میگویم، آیا اصلاً اینها دچار غم و غصه هم میشوند، نمیدانم، شاید تازگی داشتن همه چیز برای من، موجب شده است چنین احساسی داشته باشم.
منبع عکس: Free Christmas Wallpapers
فرستاده شده در يادداشتهاي دانمارك | یک نظر
تفسیر قرآن، شاید وقتی دیگر
نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۰۸/۲۶ – 12:25 ب.ظ - 172 viewsبنا به توصیه یکی از دوستان، به علت ترس از عواقب امنیتی، فعلاً منتشر کردن تفسیر قرآن را به آینده موکول میکنم. چون شرایط فعلی کشور این احتمال را میدهد که نواندیشان دینی، به دردسرهایی بیفایده بیفتند و من هم قصد ندارم ایران را برای همیشه ترک کنم، بنابراین تا اطلاع ثانوی، از نوشتن تفسیر در این وبلاگ خودداری میکنم. شاید آن را در وبلاگی دیگر با نامی مستعار بنویسم و شاید هم از طریق ایمیل با دوستان در میان بگذارم.
قلم باشد رسول روشنایی *** که می خواند سحر بانگ رهایی
قلم چون بوستان جنت عشق *** به تن دارد بسی عطرخدایی
قلم باشد مقدس نزد یزدان *** بود مصداق سوگند الهی
قلم توتم بود بهر خرد ورز *** نماید طالبان را رهنمایی
قلم مرئی کند آثار ظلمت *** بسان نور افلاک سمائی
قلم باشد برای خلق در بند *** عصای دست، گاه بی پناهی
قلم غرد بسان تندر شب *** گشاید راه در قعر سیاهی
قلم گاهی قلم زن را چو منصور *** برد بالای دار بی گناهی
منبع شعر: محمد باقر عباسی سملی
منبع کاریکاتور: روزنامه کیهان
فرستاده شده در جامعه، دين، سياست | ۸ نظر
حرکت آهسته
نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۰۸/۲۵ – 12:21 ب.ظ - 81 viewsفرستاده شده در فیزیک، هنر | بدون نظر
تفسیر قرآن
نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۰۸/۲۳ – 2:46 ق.ظ - 246 viewsاز امروز تصمیم گرفتم، برداشت خودم از قرآن را که میشود نامش را تفسیر قرآن گذاشت، به مرور در وبلاگ بنویسم. مطالبی که خواهم نوشت و نوع نگاهی که به قرآن خواهم داشت، برگرفته از باوری است که سالها پیش در ذهنم شکل گرفت. من معتقدم که خداوند موجودی است که صاحب تمام خوبیهاست. هر صفت خوبی که آدمی به ذهنش میرسد و هر نوع کمال و برتری که قابل تصور است، همه آنها به بهترین و شدیدترین درجهشان از آن موجودی هستند که نامش را خدا میگذارم و هدف از این زندگی روزمره خویش را که از صبح شروعش میکنم و تا هر شب ادامهاش میدهم، نزدیک کردن خود به آن خوبیها و ساختن شخصیتی عالی از خودم میدانم. در واقع قصد دارم پای خود را در جای پای خدا بگذارم و در اعمال و کردار از او تقلید کنم و زندگی را چیزی جز همین ادای خدا را درآوردن نمیدانم. فعلاً نمیخواهم درباره این نوع نگاهم به زندگی، بیش از این سخن بگویم، اما باید بگویم، تفسیری که خواهم نوشت، نشأت گرفته از همین نوع نگاهم به زندگی است و بر همین اساس این تفسیر را به دو بخش تقسیم میکنم. در بخش اول، آیاتی از قرآن که صفات خداوند را ذکر میکنند، میآورم چرا که همین صفات، فکر و ذکر همیشگی من در زندگی هستند. در بخش دوم، توصیههایی که از طرف خدا به بشر شده است را میآورم تا اعمال خوب و بد را از دید قرآن بشناسم. البته تمام این تفسیرها، همگی با فرض پذیرش این است که قرآن، سخن خداوند است. هر چند که میدانم، دلایل موجه و عقلپسندی برای اثبات این مدعا وجود ندارد، اما بحث پیرامون آن را به وقت دیگری موکول میکنم و فعلاً در شناخت محتوای قرآن و برگرفتن نکتههای مثبت آن هستم. به همین دلیل، هر یک از آن دو بخشی که ذکر کردم را به دو بخش دیگر تقسیم میکنم. بنابراین در بخش اول از صفات خدا، صفاتی را که مورد پذیرش عقل من هستند ذکر میکنم و در بخش دوم، صفاتی را که شایسته خدا نمیدانم. همچنین در بخش اول از توصیههای خدا به انسان، آنهایی را که عقلاً میتوانم بپذیرم، مییابم و در بخش دومش، توصیههایی که عمل به آنها را ضروری نمیدانم، ذکر میکنم. امیدوارم دوستان عزیز، در پربارتر شدن این متون، من را یاری کنند و در اصل، هدف من از نوشتن این تفسیر هم همین است که معتقدم، آدمی، مستعد اشتباه کردن است و بهترین راه برای جلوگیری از این اشتباهات، همفکری با دیگران است.
منبع عکس: http://www.elitechoice.org
فرستاده شده در دين | ۳ نظر
انتخابات آمریکا
نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۰۸/۱۷ – 9:40 ب.ظ - 109 viewsچند روز پیش ایمیلی دریافت کردم که در واقع یک دعوتنامه بود از طرف گروهی با نام International Community. آنها تصمیم گرفته بودند در ادامه برنامههایی که داشتهاند و دور هم جمع میشدهاند، در لحظات آخر اعلام نتایج انتخابات آمریکا، دور هم جمع شوند و پیروزی اوباما را جشن بگیرند. پنجاه و ششمین انتخابات ریاست جمهوری آمریکا را دموکراتها برای بار بیست و یکم پیروز شدند و یک پیروزی دیگر لازم دارند تا به جمهوریخواهان برسند. ساعت شش صبح به مرکز شهر رفتم و به آن جمع حدوداً بیست نفرهای پیوستم که همانطور که صبحانهشان را میخوردند، به CNN هم زل زده بودند و از پیروزی اوباما خوشحال بودند. چهار، پنج نفر دانمارکی که یک دفتر برای کارهای طراحی صنعتی دارند، تصمیم گرفتهاند تا هر چند وقت یکبار، خارجیهایی را که برای کار به اورهوس آمدهاند دور هم جمع کنند و با هم صحبتی کنند و خوش باشند و هدفشان هم از این کار، بینالمللیتر کردن شهر اورهوس میباشد. از رفتارشان واضح بود که هدف نه تماشای نتیجه انتخابات آمریکا که دور هم جمع شدن و شناخت یکدیگر است. نام، آدرس ایمیل و مشخصات همه را گرفتند تا در برنامههای بعدی، افراد بیشتر و بهتری را به دور هم جمع کنند. در آنجا چند دانشجوی رشته روزنامهنگاری را دیدم که از کشورهایی مثل آمریکا و نیوزلند، برای یک دوره شش ماهه به اینجا آمده بودند.
اگر از این سخن که اغلب دولتهای اروپایی و البته ملتهای اروپایی، دلباخته آمریکا هستند بگذریم، اینجور که میگویند، اکثر اروپائیها معتقدند که همیشه دموکراتهای آمریکا روابط بهتری را با اروپائیها داشتهاند تا جمهوریخواهان. بنابراین خیلی طبیعی است که همهشان خواهان بر سر کار آمدن اوباما باشند. جدا از اروپائیها که از این نتیجه خیلی خوشحال شدهاند، دولت کنیا هم یک روز را تعطیل رسمی اعلام کرد تا نشان دهد که اوباما را هنوز هم یک کنیایی میداند. اما گویا این بار واقعاً هم جهشی در انتخاباتهای آمریکا رخ داده است. این جهش نه تنها در مخارج ششصد میلیون دلاری حزب دموکرات بوده است که در رساندن درصد شرکتکنندگان در انتخابات به شصت درصد از تعداد واجدین شرایط رأی دادن نیز بوده است*. در حالی که در دو دوره قبل این رقم کمتر از پنجاه و پنج درصد بوده است. من واقعاً نمیدانم، علت این افزایش علاقه مردم به رأی دادن و البته علت محبوبیت بیشتر اوباما، سیاه پوست بودن او، جذبه او در صحبت کردن و یا خرابکاریهای این هشت ساله بوش بوده است. همچنان که پیشبینی میشد در ایالتهای متمدنتر آمریکا که بیشتر مخالفان بوش هم در آنجاها هستند، مانند نیویورک و کالیفرنیا، اوباما رأی بیشتری آورد. یادم میآید که کسی میگفت، اگر ایالتهای غربی و شرقی آمریکا نبودند، ایالتهای مرکزی آمریکا، آنچنان خرابهای از این کشور میساختند که نمیتوان تصورش را کرد.
ویدئوهایی خندهدار از بوش؛ من که باورم نمیشود اینها حقیقت باشند (در YouTube میتوانید ویدئوهای بیشتری نیز پیدا کنید):
*در واقع از ۲۱۳ میلیون جمعیت واجد شرایط، ۶۵ میلیون به اوباما و ۵۷ میلیون به مککین رأی دادند که از این میان ایالتهای کالیفرنیا، تگزاس، نیویورک و فلوریدا که به ترتیب پرجمعیتترین ایالتها هستند، جمعاً ۱۸ میلیون به اوباما و ۱۴٫۵ میلیون به مککین رأی دادهاند که البته تنها در تگزاس، پیروزی با مککین بوده است.
منبع عکس: smartraveller.gov.au
فرستاده شده در جامعه، سياست، يادداشتهاي دانمارك | یک نظر
مغز
نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۰۸/۱۲ – 11:18 ق.ظ - 114 viewsدر ماه گذشته Van Wedeen که یک پرتوشناس و عصبشناس میباشد، در بیمارستان عمومی ماساچوست آمریکا، موفق به طراحی روش جدیدی در تصویربرداری سهبعدی از مغز شد که میتواند به کمک روش MRI، در از بین بردن تومورهای مغزی به پزشکان کمک کند. من که از دیدن این تصاویر از مغز لذت میبرم. شاید پیچیدهترین و شگفتآورترین موجودی که تا به حال کشف شده است همین مغز انسان باشد. ویدئویی که با این روش از تومور مغزی یک زن جوان در بیمارستان دانشگاه ملی تایوان گرفته شده است دیدنی است.
فرستاده شده در زیستشناسی | ۳ نظر
BitTorrent
نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۰۸/۱۱ – 11:01 ب.ظ - 200 viewsاین روزها استفاده از BitTorrent خیلی متداول شده است. در این سیستم که توسط Bram Cohen، یک برنامهنویس آمریکایی طراحی شده است، فایلهایی ساخته میشوند که دارای پسوند torrent هستند و در وبسایتهای مختلفی قرار میگیرند تا دانلود شوند. با استفاده از اطلاعاتی که در هر یک از این فایلها قرار گرفتهاند، میتوان به کامپیوترهای شخصی مختلف در سراسر دنیا متصل شد و فیلم، موزیک، کتاب یا نرمافزارهای مختلف را دانلود کرد. وقتی فردی در این سیستم، شروع به دانلود یک فیلم میکند، به محض اینکه بخشی از آن را دانلود کرد، آن بخش را در اختیار کاربران دیگر هم قرار میدهد (در حقیقت آپلود میکند) و این کار تا به پایان رسیدن دانلود فیلم ادامه پیدا میکند. به این ترتیب فیلمی که در نهایت دانلود میشود، نه از یک کامپیوتر سرور مرکزی که از تعداد زیادی کامپیوتر در سراسر دنیا دانلود شده است. آدرس کامپیوترهایی که میتوانند اطلاعات دانلود شده را در اختیار دیگران بگذارند و تعداد آنها و همچنین تعداد کامپیوترهایی که مشغول دانلود کردن یک فیلم هستند، همگی در همان وبسایتهایی قرار دارند که فایلهای تورنت نیز در آنجا قرار دارند. برای استفاده از این سیستم، در ابتدا باید یکی از نرمافزارهایی که به نام BitTorrent Client مشهور هستند را بر روی کامپیوتر نصب کرد. سپس باید یک فایل تورنت را از اینترنت و از وبسایتهایی که تعداد زیادی از این فایلها را در خود دارند دانلود کرد و آن فایل را بوسیله برنامه Client باز کرد. این برنامهها قادر هستند که اطلاعات فیلمی که مربوط به آن فایل تورنت است را، از درون آن فایل بخوانند. اطلاعاتی از این قبیل که آدرس کامپیوترهایی که مشغول آپلود کردن این فیلم هستند در چه سروری ذخیره شده است. پس از آن، برنامه Client به سرور متصل شده و آدرس آن کامپیوترها را گرفته و دانلود را آغاز میکند. مشهورترین برنامههای BitTorent Client که امروزه در دنیا استفاده میشوند، BitTorrent و Vuze میباشند که اولی توسط همان Bram Cohen و دومی هم توسط تیم Vuze در آمریکا طراحی شدهاند. همچنین مشهورترین سرور و وبسایتی که اطلاعات فایلهای تورنت در آن ذخیره شده است، وبسایت سوئدی The Pirate Bay است که جزء صد سایت پربیننده در آمریکا میباشد.
همیشه به خاطر نقض Copyright بحثهای بسیاری بر سر این سیستم و به خصوص درباره وبسایت The Pirate Bay بوده است. الان در برخی کشورها، استفاده از این سیستم ممنوع میباشد و در برخی دیگر، استفاده از آن در شرایطی خاص مجاز است. یکبار که در دانشگاه مشغول دانلود کردن یک فیلم بودم، ناگهان یکی از مسئولین شبکه دانشگاه وارد اتاقم شد و مرا از کار کردن با BitTorrent به جز در مواردی که به تحقیقاتم مربوط میشود، منع کرد. اخیراً دولت انگلیس قانونی را وضع کرده است که شرکتهای خدمات اینترنت (ISP) را مجاب میکند که به مشتریانی که از این سیستم استفاده میکنند اخطار دهد. اما The Pirate Bay که همچنان به فعالیت خود ادامه میدهد و هنوز دادگاهها نتوانستهاند با قوانینی که در اختیار دارند، مجرمیتش را اثبات کنند. شاید در دادگاهی که سال دیگر قرار است در کشور سوئد برگزار شود، این وبسایت محکوم گردد و به کارش خاتمه دهد. موسسین این وبسایت در هفته گذشته در کنفرانس HITBSecConf2008 که در کشور مالزی برگزار میشود شرکت کردند و یک ساعتی درباره این وبسایت، گذشته و آیندهاش صحبت کردهاند.
فرستاده شده در علوم کامپیوتر، هنر | بدون نظر
آرش
نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۰۸/۰۸ – 1:13 ب.ظ - 170 viewsچند وقت پیش که همسایههای لیتوانیایی، مطابق معمول فضای خانه را آکنده از موسیقی دلهرهآور کرده بودند، ناگهان در میان آن سر و صدا متوجه یکی از ترانههای آرش خواننده ایرانی شدم. وقتی از اتاقم بیرون رفتم و در مورد ایرانی بودن خواننده و فارسی بودن زبان اشعارش به آنها گفتم، اول متعجب شدند و بعد که چند بیت از آن را به انگلیسی برایشان ترجمه کردم، خندهشان گرفته بود که چند سال است این آهنگها را از تلوزیونهای مختلف اروپایی و مهمتر از همه MTV دیدهاند و چقدر با آهنگهای آرش رقصیدهاند، در حالی که اصلاً نمیدانستند او به چه زبانی میخواند. از آنها بیشتر من تعجب کردم، چرا که این روزها دوران گوشهگیری ایرانیهاست. کمتر آدم معروفی در دنیا پیدا میشود که ایرانی باشد. شاید اگر فیلمسازان مشهوری مثل کیارستمی و مخملباف نبودند و شاید اگر رئیسجمهوری مانند احمدینژاد نبود، نام ایران هیچگاه در رسانههای مشهور دنیا برده نمیشد. خدا را شکر که آرش، شهرتی دست و پا کرده است و ترانههایش را به زبان فارسی میخواند، هرچند که جز زبان اشعارش، هیچ نشانهای از نام و فرهنگ ایرانی در آن دیده نمیشود، البته حق هم دارد، من هم اگر از ده سالگی در سوئد زندگی میکردم، بیش از آنکه ایرانی بمانم، سوئدی میشدم. اما انصافاً بعضی از آهنگهایش به همراه ورجو وورجههایی* که در ویدئوهایش میکند، زیبا و انرژیزا هستند.
* ورجو وورجه، اصطلاحی است که در برخی مناطق ایران استفاده میشود و به معنای تکانهایی در بدن است که بیش از حدِ معمول میباشد و حتی گاهی باعث رنجش دیگران میشوند.
فرستاده شده در جامعه، هنر، يادداشتهاي دانمارك | ۳ نظر




