همگروهیهای دانمارکی
نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۰۷/۱۳ – 11:53 ق.ظ - 504 بازدیدپروژه اولی که Gerth برای درس هندسه محاسباتی داده است تا انجام بدهیم، تشخیص نقاط تقاطع، بین تمام پارهخطهای وارد شده در ورودی میباشد. البته خطها در فضای دو بعدی هستند و پس از پیدا کردن تمام تقاطعها، باید شکل حاصل را به صورت ساختار یک گراف (در واقع یک Subdivision) که هر یک از faceهای آن نیز مشخص شدهاند ذخیره کرد. به جز من و یک نیوزلندی که در کلاس است، بقیه دانشجویان که تعدادشان بیشتر از بیست نفر است، همگی دانمارکی هستند و به تازگی لیسانس خود را گرفتهاند. وقتی قرار بر این شد که به گروههای حداکثر سه نفره تقسیم بشویم، دوستان من در کلاس، به قول خودشان اشتباهی کردند و پیش از آنکه به من بگویند، تشکیل گروه دادند و سر من بی کلاه ماند. البته خیلی هم از این بابت نگران نبودم که شاید خوشحال هم بودم، چون همیشه، در زمانی که تنها هستم، میتوانم بهتر فکر کنم و بر روی مسئلهای متمرکز شوم. وقتی این قضیه را به Gerth گفتم، تصمیم را به خود من سپرد، اما گفت که ترجیح میدهد، من در یک گروه کار کنم و وقت کمتری برای پروژه بگذارم و بیشتر وقتم را به کار تحقیقیمان اختصاص دهم. من هم از خدا خواسته و بدون فوت وقت و از آنجا که دانشجویان کلاس را نمیشناختم، یافتن همگروهی را به او سپردم. بعد از یک هفته، قرار بر این شد که من به پنج دانمارکی که با هم دوست هستند، ملحق شوم تا شش نفری، به دو گروه تقسیم شویم. Mikkel و Anders شدند همگروهیهای من. آنها نه تنها در برنامهنویسی خیلی قوی هستند که قوه خلاقیت بالایی هم دارند. تمام طول هفته گذشته را مشغول به کُدزنی (برنامهنویسی) بودیم و در این هفته باید، گزارشی از این پروژه تهیه کنیم. دیشب که تا ساعت دوازده، در اتاق آنها مشغول به کار بودیم، در وبسایت Just-Eat، شش پیتزا برای شام سفارش دادیم و در حین خوردن آنها، دوستداشتنیترین فیلم سینمایی آنها و یکی از فیلمهای شدیداً مورد علاقه من، یعنی Terminator 2 را نگاه کردیم. آنقدر به این فیلم علاقه دارند که وقتی تلوزیون اتاقشان را روشن میکنی، به طور اتوماتیک، این فیلم را از روی دستگاه ویدئو، پخش میکند و پیش از هر یک از صحنههای زیبای فیلم، صدای آن را و حرفهای موجود در آن را، یادآوری میکنند. خلاصه، دیدن اتاق همیشه شلوغ آنها، تماشای ربات مسیریابشان*، خواندن لیست مخارج و خریدهایشان بر روی تخته که دائماً هم آن را به روز میکنند، شنیدن صدای رادیویشان که لحظهای هم آن را خاموش نمیکنند و از همه مهمتر، هزاران قطعه خانهسازی متنوع که من را به یاد دوران کودکی و بازی با همین نوع اسباببازیها میاندازد و برای آنها حکم یک اسباببازی وطنی را دارد، همگی چیزهایی هستند که نه تنها تجربهشان برایم مفید است که شاید ضروری هم باشد. امیدوارم بعد از این چهارشنبه که پروژه را تحویل دادیم و بعد از انجام دو پروژه دیگر از همین درس، این دوستیمان پابرجا بماند. شاید تا آن موقع، من هم، اونقدر دانمارکی یاد بگیرم تا دیگر لازم نباشد، آنها را اسیر دو زبانه حرف زدن بکنم، خوب طبیعی است دیگر، هر کسی، به زبان مادری خودش بیشتر علاقه دارد.
* البته این فیلم، ربات دیگری را نشان میدهد. آن را در اینترنت پیدا کردم. ربات آنها به این خوبی حرکت نمیکند. بر روی خط که راه میرود، مانند فردی میماند که مست کرده است و تلوتلو میخورد.
فرستاده شده در درس خواندن، علوم کامپیوتر، يادداشتهاي دانمارك | ۲ نظر

توسط محسن در مهر ۱۶, ۱۳۸۷ | پاسخ
من به شما علاقهمند شدم ها منم رشتم کامبیوتر دوست دارم تا اخر ادامه بدم. اگه یه اهیمیل برام بفرستی وای که چی میشه ها تشکر.محسن…
*** *** *** *** ***
سلام محسن،
من هم خوشحالم که به من علاقهمند شدی. البته امیدوارم که این علاقهمندی سرمنشاء خیر باشه. ولی بهتر بود میگفتی که دقیقاً از چه چیزی خوشت اومده. من اعتقاد دارم که آدمها وقتی به چیزی علاقهمند میشن، در واقع به مجموعه صفاتی که او موجود داره، علاقهمند میشن و اگه این صفات رو در موجود دیگهای ببینن به اون هم علاقهمند میشن و اگه روزی اون صفات، در اون موجود دیگه دیده نشه، علاقهمندیه هم از بین میره. ولی در کل، یکی از اهداف من در زندگی و البته تنها یکی از آنها، اینه که طوری زندگی کنم که آدمها از من خوششون بیاد.
ایمیل هم برات فرستادم.
پویا
توسط محمدعلی فضایلی در مهر ۲۰, ۱۳۸۷ | پاسخ
سلام من از شاگردهای قدیم شما هستم
ما الان در دانشگاه علمی کابردی تیم رباتیک داریم ودر حال ساخت بک روبات فوتبالیست هستیم سخت افزارش داره تموم میشه در نرم افزارش مشکل پردازش تصویر نداریم اما در بخش هدایت روبات با نرم افزارورفتارهای روبات مشکل داریم میخواهیم با c++ براش یه نرم افزار نسبتا هوش مند بنویسیم اگه ممکنه راهنمایی کنید (الگوریتم-تابع-کتاب)
من همیشه مطالبتون رو میخونم خیلی جالبند
با آرزوی سلامتی وموفقیت
*** *** *** *** ***
سلام آقای فضایلی،
همونطور که میدونی من در زمینه روباتیک تقریبا هیچ چیز نمیدونم. اما به نظرم بد نیست یه نگاهی وبسایت یکی از درسها در Daimi که به صورت خیلی کاربردی، توش ساخت روبات رو آموزش میدن و در آخر هم یک مسابقه بین روباتها میزارن، بکنی. هم کتابها، هم مقاله ها و هم نوع پروژههایی که تعریف میکنند خیلی جالبه. یکی از چیزهایی که من اینجا یاد گرفتم اینه که پروژهها خیلی آموزندهاند. یعنی دانشجوها بیشتر چیزهایی رو که بلدند توی پروژهها یاد میگیرند. هم موضوع پروژهها خوبند و هم شرحی که استاد برای پروژه مینویسه و راهی که دانشجو رو توش هدایت میکنه خیلی آموزنده است.
http://www.legolab.daimi.au.dk/DigitalControl.dir/
پویا داودی