استادیوم فوتبال
نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۰۶/۱۹ – 12:00 ق.ظ - 815 بازدیدهرچند که تماشا کردن فوتبال باشگاههای دانمارک، کسالتبارتر از دیدن بازیهای باشگاههای ایران است، اما وقتی به همراه یک پروفسور و یک دانشجوی دکترا که اولی طرفدار سرسخت باشگاه شهر اورهوس و دومی حامی تیم شهر آلبورگ میباشد، به استادیوم میروی و هیجان آنها که هیچ، هیاهوی عجیب تماشاچیان را میبینی، دیگر خمیازه کشیدن از یادت میرود. البته این ابراز احساسات که گاه با وحشیبازی هم همراه میشود و این سرود خواندنها که گاه با کلمات رکیک دانمارکی همراه میشوند، لختشدن پسرها در کنار دوستدخترهایشان، لیوانهای پلاستیکی آبجویی که پس از گل زدن یک تیم، به هوا پرتاب میشوند و تو را خیس خالی میکنند، کاغذهای رنگی، دودهای رنگارنگ، تمام اینها در صورتی دیده میشوند که تیم میزبان، بازی خوبی را از خودش نشان دهد. ایکاش بار اول که به استادیوم رفته بودم، دوربین به همراهم بود تا از تماشاچیان آن بازی هیجاندار، چند عکس میگرفتم. خلاصه، هرچند که بازی دوم، اصلاً دلچسب نبود، هرچند که دیگر آن فوتبالدوستی دوران نوجوانی در من نیست و هرچند که باید بیستهزار تومان برای بلیط استادیوم بپردازم، اما دلم نمیآید که دعوت Lars را رد کنم و کرکریهای او و Thomas را نشنوم.
فرستاده شده در يادداشتهاي دانمارك | ۲ نظر



توسط پیمان داودی در شهریور ۲۱, ۱۳۸۷ | پاسخ
اونجا هم مثل ایران بعد از بازی (چه ببرند چه ببازند) میزنند اتوبوسها را داغون کنند؟؟!!
*** *** *** *** ***
اینجا، برای تماشاچیها، اتوبوس مخصوصی در نظر نمیگیرند. شاید به خاطر کم بودن جمعیت باشد، چون که این استادیوم گنجایش بیستهزار نفر را بیشتر ندارد. نه، گویا اینها در اوج هیجان هم چیزی را خراب نمیکنند. البته بعضی اوقات با تماشاچیان حریف دست به یقه میشوند. پاشا که طرفدار یکی از تیمهای استکهلم است، میگفت بعضی وقتها، بعضی تماشاچیها، به اواخر بازی که نزدیک میشوند، به موبایلهای همدیگر زنگ میزنند و آمادگی خود را برای بزنبزن اعلام میکنند.
توسط احمد(حسن) داودی در شهریور ۲۲, ۱۳۸۷ | پاسخ
جالب است اگر در ایران واستادیم آزادی( بخصوص بازی استقلال وپرسپولیس) اجازه بدهند دخترها و مادر بزرگ ها ودکتر ومهندس ها هم بیایندچه می شود !!!