گوشت حلال
نوشته شده توسط پویا در ۸:۴۴ ب.ظ – 8:44 ب.ظ - 622 viewsتا وقتی در ایران بودم، اصلاً به این فکر نمیکردم که گوشت حلال واقعاً چیست و چه تفاوتی با گوشت غیر حلال دارد. در واقع، انسان همینطور است. از میان هزاران هزار مسئلهای که، ذهن انسانهای مختلف را در دنیا به خود مشغول کرده است، تنها برخی از آنها برای ما اهمیت پیدا میکند و وجودشان را احساس میکنیم. در واقع با قرار گرفتن در محیطهای مختلف و تجربه کردن موقعیتهای گوناگون، تازه با مسائلی آشنا میشویم که خود تعجب میکنیم، چطور در گذشته به فکرمان خطور نکرده بود.
وقتی در کشوری غیر اسلامی زندگی میکنی و تعداد زیاد مسلمانهای مهاجری را میبینی که برای تهیه گوشت، به فروشگاههایی میروند که بر سر در آنها، نوشته شده است، حلال و تنها گوشتهای با علامت حلال را میخورند، کافی است قدری شکاک باشی تا این سوال گریبانت را بگیرد که مگر چه فرقی است بین گوشت حلال و گوشت حرام. آنچه که امروز، تمام مسلمانان دنیا به عنوان گوشت حلال میشناسند، قدری از آن، برگرفته از قرآن و باقیاش حاصل هزار و چهار صد سال عمری است که از اسلام گذشته است و در این مدت، چه در زمان پیامبر و چه پس از آن، چه توسط شخص پیامبر و چه توسط انسانهای دیگر، چه آگاهانه و چه به صورت غیر عمدی، تغییراتی در آن صورت گرفته است.
تا صد سال پیش، تمام مردم دنیا، با هر دین و هر فرهنگی، چه به صورت تشریفات مذهبی و چه بیتوجه به مذهبی خاص، حیوانات را شبیه به هم میکشتند، به همین شکل که امروز مسلمانان و یهودیان دنیا، حیوان را ذبح شرعی میکنند. اما آرام آرام، به علت یهودیستیزی و ترس از اسلام و از همه مهمتر، احترام گذاشتن به حقوق حیوانات، شیوه کشتن، تغییر کرد و امروزه شاید بیش از ۷۰% کشتارگاهها، به شیوههایی متفاوت عمل میکنند. در ایران مانند تمام کشورهای اسلامی دنیا، تمام کشتارگاهها، به شیوه اسلامی، حیوانات را میکشند. چندی پیش که در حلال بودن ۵% گوشت وارداتی کشور، بحثهایی مطرح شده بود، نمایندگانی از جانب رهبر ایران به کشورهای صادر کننده رفتند تا به عنوان ناظر شرعی، بر شیوه کشته شدن حیوانات نظارت کنند. گوشت حلال از نظر اقتصادی، بازار خوبی در دنیا ایجاد کرده است تا جائیکه کشوری مانند تایلند که هرساله درآمد بالایی از راه توریسم بدست میآورد و بسیاری از مردان و جوانان ایران را نیز برای خوشگذرانیهای غیرحلال به سوی خود جذب میکند، با وجودی که تنها ۵% از جمعیت کشورش مسلمان میباشند (در حدود ۰/۲% مسلمانان دنیا)، ۷% غذای حلال دنیا و ۴۰% گردش مالی غذای مسلمانان جهان را در اختیار گرفته است. در اروپا، آمریکا و کانادا، قیمت گوشت حلال از باقی گوشتها بالاتر است و تعداد زیادی شرکت، کشتارگاه، موسسات بهداشتی و تحقیقاتی در این کشورها، مشغول فعالیتهایی در این زمینه هستند. به عنوان مثال در انگلستان، تمامی گوشتهای حلالی که در فروشگاهها به فروش میرسند، توسط شرکتهایی کنترل میشوند تا از حلال بودن آنها مطمئن شوند. بسیاری از مدارس، موظف هستند تا در منوی غذایی خود، هم گوشت حلال داشته باشند و هم غیرحلال. حتی، چند ماه قبل، یکی از دبستانهای این کشور، بدون اطلاع دادن به اولیای دانشآموزان، به حذف گوشت غیرحلال از منوی غذایی خود اقدام کرده بود و به عنوان دلیل هم، گفته بودند که برای غیر مسلمانها، فرقی نمیکند که چه نوع گوشتی بخورند. البته این عمل آنها با مخالفت شدید پدران و مادران مواجه شد و مجدداً سرویسهای غذاییشان به حالت اولیه بازگشت. در اورهوس، شنیدههای من حاکی از این است که ترکها، که بیشترین جمعیت مسلمانان اورهوس را شامل میشوند، تولید گوشتهای حلال را در دست گرفتهاند. گویا آنها در یک کشتارگاه دانمارکی که قصابان آن نیز دانمارکی هستند، هم بر شیوه کشتن حیوانات و هم بر پخش نواری که به طور مدام، نام خدا را میآورد، نظارت میکنند. خلاصه، اسلام در این کشورهای غیراسلامی، خوب جای خود را باز کرده است. ای کاش، مردمان مغرب زمین، به جز گوشت حلال، حجاب و نماز، از اخلاق اسلامی که به نظر من، مهمترین بخش فراموش شده این دین میباشد نیز چیزی میدانستند.
از زمانی که گردن زدن حیوانات بوسیله چاقو، جای خود را به روشهای مدرن کشتن حیوانات داده است، این روشهای مدرن در کشورهای غربی تغییرات زیادی کردهاند. هر چند وقت یکبار، محققین، روش جدیدی ابداع میکنند و با تحلیلهای علمی، توضیح میدهند که این روش بهتر از روشهای پیشین میباشد. ایرادی که آنها، بر مسلمانان و یهودیان میگیرند این است که روش آنها را، مصداق آزار رساندن به حیوانات میدانند. آنها میگویند، از هنگامی که چاقو بر گلوی حیوان گذاشته میشود تا لحظهای که وی، پس از تقلا کردنهای فراوان و غوطهخوردن در خون خود، جان میدهد، آنچنان درد و عذابی بر حیوان وارد میشود که هیچ انسان صاحب عاطفهای، نمیتواند این صحنه را ببیند و دلش نلرزد. این روزها در غرب، اگر نگوئیم حیوانات ارزشی بیش ازانسان دارند، میتوانیم بگوئیم ارزشی برابر دارند. حتی آنها، به مرور، صاحب برخی امتیازات اجتماعی میشوند. در تمام فروشگاهها، بخشی جداگانه برای لوازم مصرفی حیوانات وجود دارد، بیاحترامی کردن به حیوان (بیشتر از همه سگ)، توهین کردن به او، ناسزاگویی و پرخاش کردن، همگی جرم محسوب میشوند، چه رسد به کشتن وحشیانه حیوانات. اما در جواب، مسلمانان هم دلائل بسیاری میآورند. آخوندهایی که در کشورهای غربی، زندگی میکنند و اغلبشان هم سنی هستند، مطالعات بسیاری در این زمینه کردهاند و در برنامههای تلوزیونی مختلف، در کنفرانسها، سخنرانیها و کلاسهای درس خود، پیرامون این موضوع توضیحات فراوانی دادهاند. آنها میگویند، اسلام هم، برای حیوانات ارزش فراوانی قائل است و آیات بسیاری در قرآن و سنت پیامبر این مسئله را به خوبی نشان میدهند. البته خوشبختانه، در این مسئله، اختلاف فاحشی بین شیعه و سنی دیده نمیشود. آنها میگویند، کشتن حیوان در دین اسلام، جدا از آداب دینیاش، وقتی کاملاً صحیح محسوب میشود که حیوان، در محیطی مناسب، رشد کرده باشد، تغذیه خوبی داشته باشد، قبل از کشتنش، وی را سیراب کرده باشند و دور از چشم باقی حیوانات و در حالی که حیوان، ایستاده است، بوسیله چاقویی شدیداً تیز و برنده، رگهای اصلی گردن وی را با حرکت سریع چاقو، قطع کرده باشند. در این صورت نه تنها پیش از کشتن، با حیوان بدرفتاری نمیشود که در زمان کشتن وی نیز، آنقدر این عمل سریع انجام میگیرد که حیوان دردی را حس نمیکند. همانطور که معمولترین روش انسانها برای خودکشی کردن، قطع کردن رگ دست و خروج خون از بدن تا دم مرگ میباشد، برای حیوانات نیز، همین روش، مناسبترین است. غربیها میگویند، برای کمتر آزار دیدن حیوان، بهتر است، پیش از آنکه چاقویی بر بدنش وارد شود، بیهوش گردد. در این صورت، به هنگام قطع کردن اندام حیوان، نه او به چشم خود، رفتن جان از بدن خویش را میبیند و نه قصاب، از تقلا کردن حیوان، خاطرش آزرده میشود. آنها برای بیهوش کردن حیوان، یا با تفنگهایی مخصوص، به سوی سر او شلیک میکنند، یا حیوان را در اتاق گاز قرار میدهند، تا خفه شود و یا از بدنش، جریان الکتریسیته عبور میدهند. پس از انجام این مرحله، نوبت به چاقوکشی میرسد. آنقدر بررسیهای تجربی و دقیق بر روی این روشها انجام دادهاند تا آنها را به بهترین شکل ممکن درآورند. اما همچنان، اگر فشار شلیک گلوله، اندک درجهای بالا رود و یا برق عبور یافته از بدن حیوان، چند آمپر بیشتر از حد مجاز شود، نه تنها باعث مرگ حیوان، که حتی در برخی مواقع، موجب آسیب دیدن مغز، پخته شدن گوشت و مرگ تعداد زیادی از سلولهای بدنش میشود. مسلمانها میگویند، آزاری که در این روشها به حیوانات میرسد، بسی بیشتر از برش سریع یک چاقوی تیز بر بدن است.
مهمترین مسئلهای که توسط مسلمانان مطرح میشود و اغلب دانشمندان نیز با آنها موافقند، وجود خون در درون گوشت است. از نظر مذهبی خوردن خون، حرام محسوب میشود و از نظر پزشکی نیز، هرچهقدر از میزان خون موجود در گوشت کاسته شود، بر میزان سلامت آن، افزوده میگردد. تا وقتی که حیوان، جان در بدن دارد و قلبش میتپد، خون با فشار قلب، در رگها جریان دارد و هرگاه، رگهای گردن حیوان بریده شوند و حیوان به حال خود رها شود، تا قبل از آنکه قلب و حرکت خون در رگهایش متوقف شوند، بخش بسیاری از خون وی از بدنش تخلیه میگردد. اما اگر پیش از چاقو زدن بر بدن حیوان، وی مرده باشد یا فشار خون در رگهایش، کم شده باشد، دیگر پس از چاقو زدن، خون زیادی از بدنش خارج نمیشود. اما اگر حیوان، تنها بیهوش شده باشد و همچنان زنده و در کمال سلامت به سر برد، پس از چاقو خوردن، خون زیادی از او دفع خواهد شد و تفاوتی با چاقو زدن بر حیوان بیدار ندارد. حال، در این کشتارگاههایی که در هر دقیقه دهها حیوان را میکشند و با این علم امروز بشر، کدامین روش بیهوش کردن، هم پاسخ سرعت بالای کشتار را میدهد و هم موجب آلودگی گوشت حیوان نمیشود، خدا میداند. اینکه از نظر میزان سلامتی، این شیوهها چه قدر با هم تفاوت دارند و میزان خونی که در بدن حیوان باقی میماند، در روشهای مختلف چه قدر است، من نمیدانم، اما این را میدانم، که در کشورهای غربی، بر سر میزان سلامتی گوشت، دقتهای فراوانی میشود. به عنوان مثال، چندی پیش، پس از آزمایشاتی که بر روی برخی گوشتهای صادراتی هلند انجام شده بود، مشخص شد که میزان خون در گوشت، بیش از حد معمول است و در نتیجه، تمام گوشتها برگشت داده شدند و دانشمندان به دنبال علت حادثه گشتند. این موضوع، عنوان بسیاری از پایاننامههای دکتری دانشجویان را تشکیل میدهد و جزء مسائل تحقیقاتی روز دنیاست.
من که پس از هفته اول حضورم در دانمارک، خوردن گوشت غیرحلال را آغاز کردم. شاید این کار را بیشتر به دلیل پرهیز از سختتر شدن زندگی انجام دادم. زندگی کردن در جهانی که پر است از آلودگیهای فیزیکی، شیمیایی، بیولوژیکی و حتی فرهنگی که بسیاری از آنها شدهاند لازمه زندگی پیچیده امروزی، موجب شده است، سختگیری کردن بر آلودگیهایی کوچک، نشانه وسواس آدمها شود. اما با این وجود، گویا روز به روز بر اهمیت غذای حلال افزوده میشود. قرار است در اسفند ماه امسال، اولین نمایشگاه بینالمللی غذای حلال در ایران برگزار شود و هر ساله تعداد زیادی قراردادهای اقتصادی مابین کشورها، برای تولید غذای حلال منعقد میشود. از کجا معلوم، شاید تا چند سال دیگر تمام مردم کره زمین، حلالخوار شدند.

فرستاده شده در دين، يادداشتهاي دانمارك |
توسط پیمان داودی در شهریور ۱۵, ۱۳۸۷ | پاسخ
منم مطمئنم یه روزی میفهمند که گوشت حلال بهتر از حرامش هست
توسط علیرضا داودی در شهریور ۱۷, ۱۳۸۷ | پاسخ
دکتر جان از اینکه میبینم سعی میکنی خودت را با محیط وفق بدی خوشحالم چون وسواس روی بعضی موارد شاید زیاد درست نباشه و نگذاره تا محیط را آنطور که باید است درک کنی، در مورد گوشت گاو با ذبح غیر اسلامی کاری که من میکردم این بود که موقع سرخ کردن “بسم الله” میگفتم !!! اگر چه این کار از بیرون زدن و سفت شدن خون در اطرف گوشت ، هنگام سرخ کردن، جلوگیری نمیکرد ولی یه جورهایی خودم رو قانع میکردم که “حلال” شد !!! مگه نه اینکه میگن خمس و ذکاتش رو بده حلاله.
****** ****** ****** ****** ******
سلام عمو،
والا این وفق دادن خود با محیط هم حکایت جالبی است. هرچند که ایرانیها نسبت به بقیه مهاجرین ساکن در اروپا، در این کار خبرهتر هستند، اما سوال مهم این است که وفق دادن خود با محیط و کنار گذاشتن آداب و رفتار قبلی و جایگزین کردن آنها با دستهای از رفتارهای جدید که در بعضی مواقع هم، غلط بودنشان برایت آشکار است، تا چه حدی درست است. به غیر از پاسخ دادن به این سوال، کار مهمتر، یافتن یک راهکار عملی برای وفق دادن خود با محیط است به طوریکه آدم، هم خود را وفق داده باشد و هم عقایدش را به زیر پا نگذاشته باشد.
پویا داودی
توسط احمد(حسن) داودی در شهریور ۲۲, ۱۳۸۷ | پاسخ
نه به روزه گرفتن نه به خوردن گوشت حرام که قرآن کریم صراحت دارد به آن:
حرام خدا در کشورهای غیراسلامی (دانمارک) حلال نمی شود واین از محکمات قرآن کریم است (آیه ۷ آل عمران)
درست است که به فرموده قرآن کریم اگر در سختی قرار گرفتی ودر صورت نیاز مبرم می توانی از حرام استفاده کنی (آیه ۱۷۳ بقره و آیه ۳ مائده)
توسط نگار در مهر ۲, ۱۳۸۷ | پاسخ
سلام!
من مطلب شمارو خوندم و خیلی برام جالب بود. چون که ما درسمان در سوئد در مورد دین یهودیان و اسلام است و در مورد اینکه ما چه عقیده ای راجبه این موضوع داریم. واسه همین جوستجو کردم تا ببینم که واسه چی و چه جوری حیوانات و می کشند در ایران.
من خودم از روی بی حوصلگی و کنجکاوی توی مدرسه شروع به خوردن گوشت خوک که حرام است کردم. ولی حالا بعد از چند سال هم تحقیق هم اینکه می بینم واقعا چه طور بعضی از مسلمانان با صراحت و قاطعیت توضیح می دهند و می گویند چرا این گوشت خوب نیست من هم یک جورائی موافقت کردم و خوشحالم که خودم با تحقیق خودم و با خواسته خودم از خوردن این گوشت پرهیز کردم.
ولی زیاد راجبه گوشت حلال نمی دونم؟ یعنی نمی دانستم که با هم فرقی داره. ولی بازم به قول گفته های شما این کشورهای اروپایی خیلی به سلامت مردمش اهمیت می دهد. پس مطمئنن تحقیق می کنند که اگر این گوشت ها سالم هستند.
مرسی از مطالب. بسیار آموزنده بود.
*** *** *** *** ***
سلام نگار،
خوشحالم که نه اونقدر ضدمذهبی هستی که تا اسم حلال و حرام مییاد، شروع به خندیدن و مسخره کردن کنی و نه اونقدر مقلد هستی که همه سنتهای دینی رو، بدون تفکر بپذیری (بقره-۱۴۳). امیدوارم در سوئد که به نظر من یکی از بهترین کشورهای دنیا برای زندگیه، دوران ارزشمندی را بگذرونی. من هم به احتمال زیاد، ۲-۳ هفته دیگه، برای یه سفر یه هفتهای مییام سوئد.
پویا
توسط محمد در دی ۲۴, ۱۳۸۷ | پاسخ
توجه به حلال وحرام در خوردنیها توجه به سلامتی شخص است.د مورد این موضوع مقالات زیادی است.
چیزی که بعضی وقت ها مردم را کلافه می کند نظرات متفاوت مذاهب است ،مثلا چرا ماهی مرده نزد اهل سنت حلال ونزد اهل تشیع حرام است (البته ما بدون توجه به این موضوع نوش جان می کنیم)وچرا وچراهای دیگر اگر کسی به همین چرای من پاسخ دهد خیلی از او متشکرم
*** *** *** *** ***
تا آنجا که من اطلاع دارم، در مورد دستورات و قوانین ادیان الهی، دو نظر موجود است. ۱- دسته اول معتقدند، قوانین دینی، تنها راه نجات بشریت هستند و عمل به هر قانونی غیر از آنها، مایه بدبختی است. این دسته افراد معتقدند که اگر اختلافی بین ادیان و مذاهب مختلف وجود دارد، تنها یکی از آنها میتواند درست باشد و دنبالهروی از بقیه ادیان، دور شدن از راه صحیح است، چرا که ادیان دیگر مورد تحریف بدکاران واقع شدهاند و میگویند رمز اختلاف بین ادیان در همین تحریفهاست. چرا که قوانین دینی، همگی از طرف خداوند وضع میشوند و از ازل تا ابد، بدون تغییرند و مایه سعادت بشر. ۲ - اما دسته دوم معتقدند که هر دینی، در طول سالیان مختلف و با رخ دادن حوادث گوناگون، دچار تغییراتی میشود. در واقع، این افراد معتقدند که قوانین دینی، چه آنهایی که از طرف خداوند و پیامبران او وضع شدهاند و چه آنهایی که توسط روحانیون دینی بوجود آمدهاند، همگی بر اساس شرایط زمانی و مکانی همان روزگار وضع شدهاند و فرهنگ و سطح دانش مردمان آن زمان در چگونگی آن قوانین، تاثیر داشته است. این دسته افراد، وجود اختلاف در بین ادیان را، نه فقط به خاطر تحریفها، که بیش از آن به خاطر وجود اختلاف در جوامع مختلف و در فرهنگها و طرز تفکر مردمان مختلف میدانند.
حال شما به هر کدام از این دو دسته، تعلق داشته باشید، پاسخ متفاوتی را به سوال خود خواهید داد. اگر جزء دسته اول باشید، خواهید گفت که از بین دو قانونی که شیعیان و اهل سنت برای حلال یا حرام بودن ماهی مرده وضع کردهاند، یکی از آنها درست است و غلط بودن دیگری در اثر دخالتهای عدهای خلافکار در دین بوده است. اگر از افراد دسته دوم باشید، خواهید گفت که در زمانی که برای اولین بار این قانون وضع شده است، حادثهای رخ داده بوده است که در اثر آن حادثه، این قانون بوجود آمده است و علت اختلاف در شیعه و سنی، به خاطر این است که آن حادثه، تنها برای قانونگذار شیعه و یا قانونگذار سنی رخ داده بوده است.
-پویا
توسط فرزانه در خرداد ۵, ۱۳۸۸ | پاسخ
پویا جان از بحث خوبی که مطرح کردی ممنون. راستش من که بعد از چند روز فکر کردن به مسئله غذای حلال و حرام دیگه هیچ اعتمادی به هیچ گوشتی -چه در ایران تولید شده باشد یا خارج از آن- ندارم. انگار عقاید بنیادگرانه ای در من بیدار شده و فقط گوشتی را قبول دارم که جلو چشم خودم به حیوان آب بدهند و رو به قبله اش کنند و بسم الله بگویند و آنگاه جانش را بگیرند. به هر حال آیات قرآن صریحا راجع به ذبح حلال گفته اند و نمی شود براحتی از آن صرف نظر کرد. شما چطور با این مسئله کنار آمدی؟
*** *** *** *** ***
سلام فرزانه،
والا اینکه قرآن در مورد برخی مسائل و از جمله حرام بودن گوشت خوک صراحت دارد، شکی نیست. اما اختلاف بر سر چیستی قرآن و چگونگی نگاه ما به آن است. همانطور که می دانید، از صدر اسلام تا کنون اختلافات زیادی بر سر فهم قرآن بوده است و در چند ماهه اخیر هم بین برخی روشنفکران ایرانی بحثهایی در این زمینه در گرفته است. آنچه که من معتقدم به طور خلاصه این است که احکام قرآن، تنها نجاتبخش انسانهایی بوده است که در زمان پیامبر زندگی می کرده اند. در زمان فعلی، ما انسانها با بررسی تمام منابع علمی، دینی، تاریخی و عرفانی می بایست راه درست را خودمان پیدا کنیم. در واقع نه تنها خداوند احکام قرآنی را برای تمام زمانها نفرستاده است بلکه نمی تواند دست به چنین کاری بزند. چرا که در شرایط مختلف و برای انسانهایی با وضعیت فکری و جسمی مختلف، راههایی که بشر را به سعادت می رسانند نیز مختلف هستند. اگر در آینده مجالی بود، نظر خودم رو با توضیحات بیشتر می نویسم.
-پویا