شیعه و سنی
نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۰۵/۳۱ – 12:58 ق.ظ - 831 بازدیدوقتی در ایران بودم، در بین کانالهای ماهوارهای ایرانی که تقریباً برنامه اصلی تمامشان، موزیک میباشد، کانالی با نام “تلوزیون سلام” همیشه برایم سوالبرانگیز بود. این تلوزیون اسلامی که برنامههایی از قبیل سخنرانی، نوحهخوانی و پرسش و پاسخ دارد، توسط آخوندی به نام آقای هدایتی در لوسآنجلس گردانده میشود. یادم میآید که از بعضی برنامههای آن که درباره اثبات وجود خدا، یا حقانیت دین اسلام بود خوشم میآمد. این تلوزیون هم، به رسم دیگر تلوزیونهای لوسآنجلسی، افرادی را دعوت میکند تا در جلوی دوربین قرار بگیرند و برای مردم صحبت کنند و پس از آن به تلفنهایی که زده میشود، پاسخ گویند.
مؤسسه تحقیقاتى حضرت ولى عصر که در سال ۱۳۷۰ توسط آقای خزعلی معروف در قم تاسیس شده است، فعالیت اصلیاش، تحقیق در زمینه احادیث و روایات میباشد. مدیر این مؤسسه آقای سید محمد حسینى قزوینى، میباشد که حقیقتاً آخوندی است محقق. چندین بار که در تلوزیون سلام، به صحبتهایش که از طریق تلفن با لوسآنجلس تماس گرفته بود، گوش دادم و به بحثهایش که پیرامون اهلبیت، امام زمان و اختلافات شیعه و سنی بود، دقت کردم، او را انسانی یافتم که گویا تمام عمر خود را در راه تحقیق درباره احادیث و روایات صرف کرده است. وی تسلط عجیبی بر بسیاری از کتب روایی شیعه و سنی دارد و در مقایسه با آخوندهای دیگر، بسیار علمیتر و منطقیتر صحبت میکند.
در ادامه بحثهایی که آقای قزوینی، در تلوزیون سلام و چند جای دیگر داشته است و در آنها مسئله دشمنی ابوبکر با فاطمه، دختر پیامبر را مطرح کرده بوده است و اعتراضاتی از جانب برخی سنیمذهبها بلند شده بوده است، دو هفته پیش در تلوزیون سلام، مناظرهای بین آقای قزوینی و آقای مولوی عبدالمجید مرادزهی، از علمای سنی حوزه علمیه زاهدان، انجام شد که دیدنش برایم جالب بود. برای من که به احادیث و روایات اسلامی اعتقادی ندارم، تاریخ اسلام را پر از خدعه، قدرتطلبی و دروغگویی میبینم و مسائلی از قبیل چگونگی مرگ دختر پیامبر را، از مسائل فرعی و عرضی دین میبینم و بحث کردن درباره آنها را اتلاف وقت میدانم، دیدن چنین مناظرهای، نتیجهاش این بود که فهمیدم، در کتب روایی معتبری که بسیاری از آداب دینی مسلمانان برگرفته از آنهاست، چه تناقضاتی که وجود ندارد. شاید بیدلیل نیست که قشر مذهبیون هر جامعهای خود را در درون حصاری زندانی میکنند و ارتباطشان را با مردمان عادی که هدفشان از زندگی، زندگی کردن است و نه دیندار بودن، کم میکنند. شاید دلیلش این است، که هزاران پرسش بیجواب را نمیتوانند پاسخ گفت. شاید دلیلش این است، که از آشکار شدن تناقضات ذهنیشان بیم دارند و شاید دلیلش این است که تا به حال، حصاری که بر دور خود کشیدهاند را نشکستهاند و از بیرون خود خبری نگرفتهاند. شاید به همین دلیل است که در دنیایی که صدها مکتب فلسفی جدید، با تعاریف جدیدی از جهان و خدا ظهور کردهاند، علمای ما همچنان در پی میخ درب خانه فاطمه هستند.
متن، فیلم و صوت مناظره در وبسایت مؤسسه حضرت ولیعصر قابل دانلود کردن است.
فرستاده شده در دين | ۳ نظر
توسط محمد حیدرزاده در آبان ۳۰, ۱۳۸۷ | پاسخ
دکتر ببینم تو دانمارک قورمه سبزی زیاد میپزن آخه نوشته هات بوی قورمه سبزی میده داداش ببین یا قبول کن میخ بوده یا …
ااینجوری نمیشه که تمام مشکلات ما اینه که میخواهیم میخو پیدا کنیم بقیش حله
*** *** *** *** ***
سلام محمد،
من از وقتی اومدم اینجا، حسابی ماهیخور شدم، فکر کنم اینا از شما ها هم بیشتر ماهی میخورن!. البته طوری که اینا ماهی رو میپزن، هر کی دیگه هم جای من بود، میخورد. البته سبزیجات و سالادهای منتوعی هم اینجا میخوریم اما خبری از قورمهسبزی نیست. اما فکر کنم بدونم اون بو از کجا میاد. افکار آدم برعکس تَن آدمه. تن آدم وقتی بمیره و بمونه، بو میگیره، اما افکار آدم هر چه قدر بمونن و رنگ کهنگی بگیرن، هیچ کس متوجهشون نمیشه، اما به محضی که نو بشن، بو شو همه میفهمن و عکسالعمل نشون میدن. حالا میخواد این افکار راجع به میخ باشن یا راجع به “فناوریهای نوین در پرداخت، پردازش و بهینهسازی ترکیبات مختلف از اجسام و پدیدههای معدوم در جهت درک بهتری از ماورای تفکرات حیوانی که موجب زوال و نابودی نسلهای سوخته میشوند!”
-پویا
توسط محمد حیدرزاده در آذر ۱۶, ۱۳۸۷ | پاسخ
ما که اینجا ماهی نمیخوریم عزیزم کله ماهی میخوریم ماهی خوردن خوبه اماسعی کن کله ماهی خور نشی بعدشم منظورم این بود که آدم هر حرفی رو داد نمی زنه بعدشم اگه واقعا کسی اعتقادی داره و بر اساس اون اعتقاد کاری میکنه به نظر من قابل احترامه بحث اینکه درست میگه یا نه یه مقوله دیگست
اما انسانهای که از روی عشق و اعتقاد حرف بزنن نیاید تمسخر بشن وروی اون نقاطی که حساسن مانور داد بنابراین بهتره حساسیت ها رو درک کرد بهش احترام گذاشت و توی یه فضای سالم اختلافات رو حل کرد یا از این وضعیت در آورد حرفم این بود دکتر. فعلا
*** *** *** *** ***
سلام محمد،
با اینکه آدم به افکار دیگران احترام بگذاره، کاملاً موافقم. من هم بی احترامی نکردم. اما چون خودم همیشه دنبال اینم که چه حرفی درسته و چه حرفی غلط و با سوالات و مسائلی که تو زمینه دینداری و فلسفه دین مطرحه، تقریباً آشنام، وقتی می بینم کسانی که هزار ادعا دارن و در مسند دفاع از دین نشستند (چه شیعه و چه سنی)، تو پاسخ به ساده ترین سوالات می مونن و نمی تونن خیلی از تناقضات رو رفع کنن، نمی تونم چیزی بهشون نگم. بازم می گم، نباید بی احترامی کرد ولی در برابر یک جاهلِ علم فروش هم نباید ساکت بود. اگه کسی به هزار چیز هم اعتقاد داشته باشه، ولی این اعتقاداتش رو جایی فریاد نزنه و دنبال حریف نگرده، کسی هم به تناقضات فکریش ایراد وارد نمی کنه. اما کسی که می شه صاحب اداعا، دیگه نباید انتظار داشته باشه، کسی نقدش نکنه.
-پویا
توسط sama در آبان ۱۹, ۱۳۸۸ | پاسخ
ببخشید میخواستم بدونم ابوبکر در زمان پیامبر برای انتشار اسلام چکار کرد؟
ممنون
*** *** *** *** ***
سلام سما،
والا من نمی دونم ابوبکر، عمر یا علی هر کدوم برای اسلام چه کاری کردند و کدوم یک از کارهایی که می گن اینا کردن، واقعیت داره. اما اینو می دونم که دونستن این چیزها، دونستن اینکه علی آدم خوبی بوده یا ابوبکر، نه به درد دنیا و نه به درد آخرت من و شما می خوره.
-پویا