Summer School

نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۰۵/۳۰ – 11:20 ب.ظ - 762 بازدید

از ۱۸ تا ۲۱ آگوست، MADALGO، میزبان تعدادی از دانشجویان و محققینی است که بر روی الگوریتمهای Cache Oblivious کار می‌کنند و یا قصد دارند که در این زمینه، تحقیق کنند. تا قبل از اینکه به اینجا بیایم، نمی‌دانستم که در دانشگاههای خوب دنیا، رسم است که تابستانها، به مدت چهار روز و یا قدری بیشتر، گروههایی که در کار خود قوی هستند و ارتباطات خوبی با دنیا دارند، چیزی با عنوان Summer School، برگزار می‌کنند و در آن، علاوه بر برگزاری چندین کلاس درس، دور هم جمع می‌شوند، صحبت می‌کنند، با محققینی که در زمینه‌ای مشترک فعالیت می‌کنند، آشنا می‌شوند، به تفریح می‌روند و برای دانشگاه خود هم تبلیغ می‌کنند. برخی از این مدارس تابستانی، مجانی هستند و برخی دیگر، هزینه‌ای ناچیز را از شرکت‌کنندگان می‌گیرند.

صبحها که کلاسها شروع می‌شوند، شرکت‌کنندگان از هتلهایشان که خودشان هزینه‌اش را می‌پردازند، به دانشگاه می‌آیند. در زمان استراحت بین کلاسها، مقدار زیادی میوه و نوشیدنی رایگان بر روی میزها قرار می‌گیرد. همگی، نهار را میهمان MADALGO هستند تا پس از آن دوباره به سر کلاس بروند. دیروز بعدازظهر، تمام شرکت‌کنندگان با یک اتوبوس به سالنی برده شدند به نام Racing Hall. در آنجا، هر کداممان پشت فرمان ماشینهایی نشستیم که حداکثر سرعتشان ۸۰ کیلومتر در ساعت بود. اما وقتی در یک پیست، با پانزده ماشین دیگر مسابقه می‌دهی و از مسیر پر پیچ و خم آن عبور می‌کنی، آن سرعت هم، برای مبتدیانی چون ما، زیاد است.

اینگونه مراسمها، حتی اگر هیچ بازدهی علمی نداشته باشند، که دارند، باعث آشنایی آدم با دیگر همکارانش در دنیا می‌شوند. این بسیار مهم است که فردی مانند Eric Demaine، استاد ۲۷ ساله دانشگاه MIT که به طور متوسط، هر دو هفته یکبار، یک مقاله علمی منتشر می‌کند را از نزدیک ببینی، در کلاس درسش بنشینی، با او صحبت کنی و حتی او را با کلاه مخصوص رانندگان ماشینهای مسابقه‌ای نظاره کنی.


فرستاده شده در درس خواندن،علوم کامپیوتر،يادداشتهاي دانمارك | بدون نظر

مدرک دانشگاهی وزرای دولت در دانمارک

نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۰۵/۲۶ – 1:57 ق.ظ - 2,071 بازدید

دولتی که هم‌اکنون در دانمارک،‌ بر سر کار است، بیش از یک سال از عمرش نمی‌گذرد، اما نخست‌وزیر این کشور که تقریبا همان نقش رئیس‌جمهور را در ایران دارد، در حدود هفت سال است که بر مسند قدرت است. وقتی در ایران جار و جنجالهایی بر سر کاغذ‌پاره بودن مدارک دانشگاهی برپا شد، علاقه‌مند شدم تا بدانم که تحصیلات دانشگاهی وزرای دولت دانمارک در چه حدی است. هرچند که در مورد برخی از آنها اطلاعات کافی بدست نیاوردم، اما لااقل دانستم، که هیچکدامشان مدرک دکترا ندارند، اما تمامشان تحصیلات دانشگاهی دارند و از آن جالب‌تر اینکه، هیچیک از آنها در رشته‌های علوم پایه یا فنی مهندسی، درس نخوانده‌اند و در سه رشته اقتصاد، علوم سیاسی و حقوق و آن هم، تنها در دانشگاه‌های خود دانمارک و نه آمریکا، تحصیل کرده‌اند. البته، هر کدامشان، تعداد زیادی از دوره‌های تخصصی کوتاه‌مدت که در شرکتها و سازمانهای مختلف برگزار می‌شوند را گذرانده‌اند و جوایز، افتخارات و انتشاراتی در سوابق خود دارند.

نخست وزیر: فوق لیسانس اقتصاد، دانشگاه اورهوس

وزیر امور خارجه: فوق لیسانس ادبیات تطبیقی، دانشگاه کپنهاگ؛ دکترای افتخاری

وزیر دارائی: فوق لیسانس حقوق، دانشگاه کپنهاگ

وزیر دادگستری: فوق لیسانس اقتصاد ، دانشگاه اورهوس

وزیر دفاع: فوق لیسانس اقتصاد، دانشگاه اورهوس

وزیر فرهنگ: فوق لیسانس علوم سیاسی

وزیر مالیات: لیسانس اقتصاد

معاون اول نخست وزیر و وزیر اقتصاد و بازرگانی: لیسانس اقتصاد و حسابداری

وزیر آموزش و پرورش و وزیر همکاریهای شمال اروپا: فوق لیسانس علوم سیاسی، دانشگاه اورهوس

وزیر غذا، کشاورزی و شیلات: لیسانس علوم سیاسی، دانشگاه کپنهاگ

وزیر کار (اشتغال): فوق لیسانس حقوق

وزیر علوم، فن‌آوری و توسعه: دیپلم

وزیر امور کلیساها: فوق لیسانس حقوق، دانشگاه کپنهاگ

وزیر همکاریهای مربوط به توسعه (Development Cooperation): چندین لیسانس از جمله لیسانس اقتصاد از دانشگاه کپنهاگ

وزیر رفاه (و تامین اجتماعی) و وزیر حقوق برابر: فوق لیسانس تاریخ و باستان‌شناسی، دانشگاه کپنهاگ

وزیر آب و هوا و انرژی: فوق لیسانس تاریخ و تاریخ ادبیات تطبیقی، دانشگاه کپنهاگ

وزیر حمل و نقل: فوق لیسانس مدیریت تجاری، دانشگاه دانمارک جنوبی

وزیر بهداشت و پیشگیری: فوق لیسانس حقوق، دانشگاه اورهوس

وزیر مهاجران و پناهندگان: فوق لیسانس حقوق، دانشگاه کپنهاگ

وزیر محیط زیست: لیسانس

منبع: FOLKETINGET


فرستاده شده در سياست،يادداشتهاي دانمارك | یک نظر

I Look I See

نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۰۵/۲۰ – 10:19 ب.ظ - 639 بازدید

ترانه “I Look I See” از آلبومی با همین نام، ساخته Yusuf Islam، موزیسین ۶۰ ساله انگلیسی، بسیار آرامش‌بخش است. یوسف اسلام که در سن ۲۹ سالگی، مسلمان شده است، پیش از آن نیز به عنوان خواننده، ترانه‌سرا و آهنگ‌ساز شهرت داشته است، اما بعد از مسلمان شدن، ۱۷ سال این کار را کنار می‌گذارد و بعد از آن در سال ۱۹۹۵، مجدداً کار آهنگ‌سازی را از سر می‌گیرد. وی علاوه بر این کار، معلم نیز هست و برخی فعالیتهای بشر دوستانه نیز انجام می‌دهد.

شاید ریتم ساده و آرامش‌بخش این آهنگ، به این دلیل شکل گرفته باشد که یوسف اسلام، آن را برای کودکان ساخته است. همیشه اعتقاد داشته‌ام، کارهای با ارزش، مفید و موثر، آنهایی هستند که نه تنها با زبانی ساده و بی‌آلایش بیان می‌شوند بلکه برای ذهنهایی ساده و بی‌آلایش نیز، قابل درک هستند.

I Look I See, Yusuf Islam

در YouTube


فرستاده شده در دين،هنر | بدون نظر

مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی

نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۰۵/۱۹ – 12:20 ب.ظ - 429 بازدید

وقتی تصمیم می‌گیری برای یک مدت نسبتاً طولانی از ایران خارج شوی، یکی از چیزهایی که ذهنت را مشغول می‌کند، این است که همراه خودت، چه وسایلی را ببری که هم، چیزهای مفیدی باشند و هم، در فرودگاه، به خاطر وزن زیاد، برگشت داده نشوند. کسانی که درس طراحی الگوریتمها* را در رشته علوم کامپیوتر، گذرانده‌اند، می‌دانند که این، همان مسئله مهم کوله‌پشتی (Knapsack) می‌باشد که تا به حال الگوریتمهای مختلفی در مدلهای مختلف برای آن ارائه شده است. اما من، بدون توجه، به همه این مسائل، تمام سی‌دی‌های نرم‌افزار، فیلم و ترانه را که در خانه داشتم به علاوه چند سی‌دی درباره قرآن، مثنوی، شاهنامه، نهج‌البلاغه و فلسفه را که یک هفته قبل از پرواز، آنها را خریده بودم، با خود آوردم. وقتی به Else، شمه‌ای از نرم‌افزارهایی که با خودم آورده‌ام را گفتم، ناگهان برآشفت و نهبی زد که در این کشور نباید از نرم‌افزارهای کپی شده استفاده کنی و هر چه می‌خواهی بگو تا برایت تهیه کنیم. واقعیت آن است که این کپی کردنهای ما که نرم‌افزارهای صدهزار تومانی را به هزار تومان تبدیل می‌کند، کاری انسانی نیست، بگذریم که برخی مذهبیون ما، فتوا داده‌اند که اگر، نرم‌افزاری را یک فرد یا یک شرکت غیر مسلمان، تولید کرده باشد، فعلهای کپی کردن، تغییر محتوا دادن و حتی به نام خود ثبت کردن آن، همگی بر آن نرم‌افزار قابل جاری شدن هستند.

ولی از این حرفها گذشته، سی‌دی‌هایی که من از مؤسسه خدمات کامپیوتری نور، وابسته به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی خریداری کردم، انصافاً، نرم‌افزارهایی سودمند هستند که کار تحقیقاتی بزرگی برای تولید هر کدامشان صورت گرفته است. این مرکز که گویا به هیچ نهادی وابستگی مالی ندارد، تمام نرم‌افزارهای خود که تعدادشان به پنجاه عدد می‌رسد را با ۸۰% تخفیف به دانشجویان می‌فروشد. کافی است دانشجویی به همراه کارت دانشجویی خود به یکی از شعب تهران یا قم، برود و هر تعداد نرم‌افزار که می‌خواهد را با یک پنجم قیمت خریداری کند. به قول حسین، دستشان درد نکند.


* در دانشگاه اورهوس، نام این درس، ساختمان داده‌ها و الگوریتم (۲) می‌باشد که به دانشجویانی که ساختمان داده‌ها و الگوریتم (۱) را گذرانده باشند، ارائه می‌شود.

عکس از: http://www.nist.gov


فرستاده شده در دين،علوم کامپیوتر،يادداشتهاي دانمارك | بدون نظر

Xming-PuTTY

نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۰۵/۱۷ – 9:58 ب.ظ - 454 بازدید

اتاقهایی که در Daimi در اختیار اساتید و دانشجویان قرار گرفته است و به صورت یک، دو یا سه نفره از آنها استفاده می‌شود، شامل میز، کامپیوتر، قفسه کتاب و چند چیز دیگر می‌باشند. سیستم عاملی که بر روی کامپیوترهایشان نصب شده است، Red Hat Enterprise Linux می‌باشد که از شرکت redhat خریداری شده است. البته کسانی که تمایل داشته باشند از سیستم عامل ویندوز استفاده کنند که البته تعدادشان هم کم نیست، برایشان Windows XP را نصب می‌کنند. البته اغلب افراد به جز کامپیوتر رومیزی که در اتاق خود دارند، از یک لپ‌تاپ هم استفاده می‌کنند که معمولا Windows XP بر روی آن نصب شده است و تعدادی از افراد هم MacBookهای شرکت Apple را برای کارهای شخصی خود بکار می‌برند.

کسانی که بر روی کامپیوترهای خود از ویندوز استفاده می‌کنند، در مواقعی که باید برنامه‌نویسی کنند و یا به Emacs و LaTeX برای نوشتن مقاله‌های خود، نیاز دارند، بهترین راه را استفاده از لینوکس می‌دانند و برای این کار از برنامه‌های PuTTY و Xming برای متصل شدن به سرور Daimi استفاده می‌کنند و لینوکسی که بر روی آن کامپیوتر نصب شده است را بکار می‌برند.

PuTTY برنامه مشهوری است که توسط Simon Tatham به صورت Open Source و در اصل، برای سیستم عامل ویندوز طراحی شده است. بویسله این برنامه، می‌توان از چند طریق مختلف مانند SSH و Telnet، به یک کامپیوتر دیگر متصل شد و بوسیله ترمینالی (Command line interface) که در اختیار کاربر قرار می‌دهد، دستورات لازم را بر روی کامپیوتر مقصد اجرا کرد. هنگامی که برنامه PuTTY، بر روی کامپیوتر اجرا می‌شود، در ابتدا، آدرس کامپیوتر مقصد و نوع اتصال را از کاربر سوال می‌کند و در مرحله بعد، یک ترمینال را که از ترمینالی که بر روی کامپیوتر مقصد قرار دارد، شبیه‌سازی شده است، نمایش می‌دهد. از این به بعد، کاربر می‌تواند با وارد کردن دستورات دلخواه، از کامپیوتر مقصد استفاده کند.

Xming، در حقیقت، یک X Window Server” است که می‌تواند محیط گرافیکی یک سیستم عامل را در اختیار سیستم عامل ویندوز قرار دهد. ساده‌ترین راه برای استفاده از این برنامه، این است که دقیقاً پیش از آنکه برنامه PuTTY بر روی کامپیوتر اجرا گردد، Xming راه‌اندازی شود. در این صورت، ترمینالی که برنامه PuTTY به کاربر نشان می‌دهد، ترمینالی گرافیکی خواهد بود و از طریق آن می‌توان، هز یک از برنامه‌های موجود بر روی کامپیوتر مقصد (مانند Firefox) را اجرا کرد و از آنها استفاده کرد. همانکاری که من، بیش از یک ماه است، انجام می‌دهم.


فرستاده شده در علوم کامپیوتر،يادداشتهاي دانمارك | بدون نظر

Wii

نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۰۵/۱۵ – 11:25 ب.ظ - 568 بازدید

دستگاه بازی ۲۵۰ دلاری Wii ساخت شرکت ژاپنی Nintendo از نسل هفتم بازی‌های ویدئویی که در سال ۲۰۰۶ به بازار عرضه شده است، دستگاه دیگری است که MADALGO، به همراه PLAYSTATION 3، آن را برای اوقات فراغت دانشجویانش خریداری کرده است. شاید همه، با بازی‌های PLAYSTATION 3 آشنا باشند، زیرا از نظر شیوه بازی کردن، تفاوت چندانی با بازی‌هایی که در دستگاههای قدیمی‌تر و یا کامپیوترها وجود دارند، ندارد. اما Wii چیز دیگری است. درست است که بازی‌هایی که در این دستگاه وجود دارند، مانند تنیس و بوکس، نه تنها از لحاظ گرافیکی و جزئیاتی که در بازی لحاظ شده‌اند، در حد PLAYSTATION 3 نمی‌باشند و بلکه آدم را به یاد دوران نوجوانی و بازی با دستگاههایی مثل MICROGENIUS و SEGA می‌اندازد. اما با این وجود، این دستگاه قابلیتی دارد که وقتی من برای اولین‌بار آن را مشاهده کردم، بسیار متعجب شدم. یادم می‌آید که در تلوزیون ایران، یکبار دیده بودم که دستگاههایی ساخته شده‌اند که با حرکات بدن انسان کنترل می‌شوند و چیزهایی درباره آنها شنیده بودم، اما دیدن از نزدیک و بازی کردن با آن، درک واقعی‌تری از آن بدست می‌دهد. این دستگاه، چهار دسته کنترلی (Wii Remote) دارد که هر یک، از طریق سیستم بی‌سیمی Bluetooth به کنسول مرکزی متصل می‌شوند و از طریق سیستم بی‌سیمی Infrared، موقعیت سه‌بعدی خود را در فضا تشخیص می‌دهند. به هر یک از این دسته‌ها، دسته دیگری به نام نان‌چیکو (Nunchuk)، از طریق کابل متصل می‌شود که تنها در بعضی بازی‌ها قابل استفاده است. وقتی تنیس بازی می‌کنی و در تلوزیون، می‌بینی که توپ، در حال نزدیک شدن به بازیکنی است که کنترلش در دست تو است، همان دستت را که دسته بازی را در آن نگهداشته‌ای و آن را با یک طناب به دست خود بسته‌ای تا ناگهان پرتاب نشود، در همان جهتی که باید به توپ ضربه بزنی، تکان می‌دهی و توپ را به زمین حریف می‌اندازی. نیم ساعت بازی کردن همانا و درد گرفتن دست در اثر تکانهای شدیدی که به آن وارد می‌شود، همان. یکی از دستورات ایمنی که در هنگام شروع بازی، بر روی صفحه نوشته می‌شود این است که، در نقطه‌ای بایستید و بازی را آغاز کنید که هیچ چیز در اطرافتان نباشد تا خدای نکرده از فرط هیجان، به خودتان یا به اطرافیانتان، صدمه‌ای وارد نکنید.


فرستاده شده در علوم کامپیوتر،عمومي | یک نظر

گوگوش

نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۰۵/۰۴ – 11:48 ب.ظ - 3,165 بازدید

چند روز پیش فیلمی مستند دیدم با عنوان “گوگوش، دختر ایران“، ساخته فرهاد زمانی در سال ۲۰۰۰ . این فیلم که نگاهی مختصر به بیوگرافی گوگوش به عنوان ستاره هنرمندان زن پیش از انقلاب دارد و هنرمندی و استعداد او را از سن کودکی تا جوانی با کنار هم گذاشتن تکه‌هایی از فیلمهای او به نمایش می‌گذارد، نیز نقدی است بر وضعیت سیاسی، اجتماعی ایران پیش از انقلاب و البته ابتدای انقلاب. تصاویری از محمدرضا شاه پهلوی به همراه کوروش-کوروش گفتنهای وی که در لابه‌لای تکه‌هایی از فیلمهای گوگوش قرار گرفته‌اند و صحنه‌هایی از شکوه جشنهای پهلوی در کنار تظاهراتهای انقلابی، که بخشهایی کوتاه از فیلم را تشکیل می‌دهند، نشانه نقد تندی هستند که به رژیم پهلوی می‌رود. بیشترین زمان فیلم به مصاحبه‌هایی می‌گذرد که با تعدادی از متخصصین در زمینه‌های موسیقی، شعر، جامعه‌شناسی، روزنامه‌نگاری و دین انجام گرفته است. گوگوش، بر خلاف دیگر همکارانش که ایران را در ماههای ابتدای انقلاب رفته رفته ترک می‌کردند، سه ماه پس از پیروزی انقلاب، از آمریکا به ایران بازگشت و تمام هنر، استعداد، شهرت، ثروت، آسایش و زندگی خویش را به ماندن در وطن فروخت و عاقبت بیست و یک سال بعد، ایران را ترک کرد. جدا از این شجاعت، آنچه از این فیلم برای من جالب است، منطبق کردن زندگی گوگوش بر زندگی زنان ایران و شاید تمام ملت ایران و دادن نشانه‌هایی از این شباهتها است.

پس از آنکه از محدودیت ایجاد شده برای زنان در دوران کشف حجاب رضا شاه و ادامه روند آن در زمان محمدرضا شاه می‌گوید و به اجباری شدن حجاب و ممنوعیت خوانندگی زنان در پس از انقلاب می‌رسد، این ترانه گوگوش را پخش می‌کند که می‌گوید:

من همونم که یه روز، می‌خواستم دریا بشم —– می‌خواستم، بزرگترین دریای دنیا بشم

آنجا که از انقلاب مردم ایران و از آرزوهایی بزرگ برای ساختن کشوری آباد می‌گوید، این ترانه را پخش می‌کند:

خدایا، خدایا، کویرم کویرم —– بگو ابر بباره می‌خوام جون بگیرم

و آنجا که از نظام مردسالاری و پدرسالاری و اسطوره پسر کُش رستم در فرهنگ ملت ایران می‌گوید، گوگوش می‌خواند:

ما باید اسیر بمونیم —– زنده هستیم تا اسیریم —– واسه ما رهایی مرگه

و همه این سخنان و این آوازها، با تکه‌های بسیاری از فیلمهای گوگوش، ارتباط داده شده‌اند و دیدن آن را جذاب کرده‌اند. هرچند که من، هیچگاه از فیلمهای عشقی پیش از انقلاب و البته پس از انقلاب، خوشم نمی‌آمده است.

قسمتهایی از فیلم “گوگوش، دختر ایران” (۵MB)


فرستاده شده در هنر | ۱۶ نظر

تعطیلات

نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۰۵/۰۴ – 2:36 ب.ظ - 662 بازدید

با آنکه هر دانمارکی، چهل ساعت در هفته بیشتر کار نمی‌کند، با آنکه شنبه‌ها و یکشنبه‌های هر هفته را تعطیل می‌باشند و به خوش‌گذرانی می‌پردازند، با آنکه ۱۳ روز از سال را رسماً تعطیل می‌باشند*، با آنکه محیط کارشان، آنقدر دلچسب، راحت و نشاط‌آور است که خستگی را از تنشان به در می‌کند به جای آنکه خسته‌شان کند و با آنکه شیوه کار کردنشان نیز به شکلی نیست که شبها نیاز به استراحت داشته باشند، اما با این حال، یک ماه از سال را به مسافرت می‌روند تا هم از مرخصی خویش استفاده کرده باشند، هم دنیا را دیده باشند و هم استراحتی مجدد کرده باشند. در ابتدای ماه جولای که بر همه چیز مهر حراج می‌خورد، بازار خریدهای تابستانی داغ است. از پوشاک و لوازم خانگی و قطعات الکترونیکی گرفته تا بلیط هواپیما و رزرو هتل و تورهای سیاحتی. گویی همه می‌خواهند به نحوی خود را از وضعیتی که دارند خلاص کنند و مدتی را دور از کار و زندگی روزمره، یا در کنار ساحل آفتاب بگیرند و یا از دیدن مناطق تاریخی و دیدنی دنیا لذت ببرند. ماه جولای که از نیمه می‌گذرد و حراجیهای فصل تابستان که به پایان می‌رسند، شهر به حالت نیمه تعطیل در می‌آید، تعداد کارمندان اداره‌ها به نصف کاهش می‌یابد، همه فعالیتها به کندی انجام می‌گیرد و این وضعیت تا نیمه‌های آگوست ادامه می‌یابد. در ساعت شش عصر که در خیابانهای فرعی شهر اورهوس، با آن سکوت گاهاً دلهره‌آورش قدم می‌زنم، احساس می‌کنم که هیچ انسانی در شهر نیست. خدا را شکر که من با سکوت و خلوت و آرامش، میانه خوبی دارم.


* تعطیلات رسمی معمولا به دو دسته ملی و مذهبی تقسیم می‌شوند و بر اساس تاریخ سیاسی، اجتماعی هر کشوری و بر اساس نوع مذهب و درصد معتقدین به آن مذهب در آن کشور و نیز بر اساس فصول سال و نو شدن آن، روزهایی را به عنوان تعطیلات رسمی در هر کشور اعلام می‌کنند. برخی از این روزها، جای خود را به روزهای دیگر می‌دهند، برخی دیگر، هر سال، چند روزی را جابجا می‌شوند و برخی دیگر نیز تنها در مناطقی از یک کشور، تعطیل به حساب می‌آیند. در اکثر کشورها، تعداد این تعطیلیها، در حدود ۱۵ روز در سال می‌باشد، اما در برخی از آنها مانند آمریکا و انگلستان، تعدادشان کمتر از ۱۰ روز است و در برخی نیز مانند ایران تعدادشان به ۲۵ روز نیز می‌رسد.

منابع:
۱-
Q++Studio

2- Wikipedia


فرستاده شده در يادداشتهاي دانمارك | ۳ نظر