ادامه تحصیل در خارج – سهل‌انگاری، کمبود اطلاعات و بی‌نظمی ادارات

نوشته شده توسط پویا در ۱۱:۳۶ ب.ظ – 11:36 ب.ظ - 1,527 views

بعد از دفاع از پایان‌نامه فوق‌لیسانسم در اسفند ۱۳۸۵، دو ماه را وقت گذاشتم تا برای آزمون دکترای دانشگاه تهران در رشته بیوانفورماتیک، درس بخوانم و در همان حال و احوال در فکر ادامه تحصیل در خارج از کشور هم بودم و این فکر وقتی در من قوت بیشتری گرفت که متوجه شدم، دانش من تاب آن رقابت سنگین را نیاورده و در آزمون دکترا قبول نشده‌ام.

در اوایل مرداد ماه بود و تنها یک ماه و نیم از فرجه شش ماهه من برای ارسال دفترچه نظام وظیفه باقی‌مانده بود که تازه به فکر اصلاحات نهائی در پایان‌نامه‌ام و صحافی آن افتادم، غافل از اینکه روند تسویه حساب در دانشگاه تهران که البته چیزی جز چند امضاء مختصر نیست، بیش از دو ماه زمان می‌برد و منجر به غیبت خوردن من در نظام وظیفه می‌شود. وقتی تو در این شرایط گرفتار می‌شوی که البته به علت سهل‌انگاری خودت و عدم اطلاع‌رسانی درست دانشگاه، پیش آمده است و در همان وضعیت، از خانمی که مدیریت اداره آموزش پردیس علوم را بر عهده دارد، با نرمش، تقاضای بخشش می‌کنی و او تو را چنان تهدید می‌کند که از ادامه حیات خود بیمناک می‌شوی و وقتی در مملکتی زندگی می‌کنی که نظم از پدیده‌های نادر در اداره‌هایش محسوب می‌شود و در عین حال، کارمندان همان اداره‌ها، ارباب‌رجویشان را توصیه به انضباط می‌کنند، در آن حال که از همه جا رانده و از همه جا مانده می‌شوی، به یاد این بیت حافظ می‌افتی که:

گفتم گره نگشوده‌ام زآن طره تا من بوده‌ام

گفتا منش فرموده‌ام تا با تو طراری کند*

خلاصه با توصیه دوستان، یک روز مانده به پایان فرجه‌ام، دفترچه نظام وظیفه را بدون نامه فارغ‌التحصیلی دانشگاه، ارسال کردم تا آنها گمان نکنند که من قصد فرار دارم که البته اگر هم چنین قصدی داشتم روا بود. اما از این غافل بودم که بر پرونده‌های ناقص، مهر عدم ارسال زده می‌شود و به سمت فرستنده، برگشت داده می‌شود، گو اینکه هیچ چیز ارسال نشده است. کمی بیشتر از یک ماه صبر کردم، اما نه خبری از نظام وظیفه شد و نه نامه فارغ‌التحصیلی‌ام به دستم رسید. تصمیم گرفتم به اداره کل آموزش دانشگاه تهران بروم تا شاید آنجا نامه‌ام را بیابم اما هیچ نمی‌دانستم که کارمندان این اداره، به غیر از خوردن و خوابیدن که فعالیت اصلیشان محسوب می‌شود، کمر به آزار و اذیت دانشجویان نیز بسته‌اند و با آنها همان برخوردی را می‌کنند که با اسیران جنگی می‌شود. البته به جز تعداد اندکی کارمند که استثنائاً با خوشرویی و خوشرفتاری کار می‌کنند و وجودشان در آن اداره غنیمتی است. سرانجام با چندین بار بالا و پائین کردن پله‌ها در چندین روز مختلف، موفق به دریافت همان نامه کذایی شدم و فردای آن روز، نامه به دست و با روحیه‌ای شاد به نظام وظیفه رفتم تا جویای وضعیت خودم شوم و این آغازی بود برای پنج ماه درگیری و رفت و برگشتهای متعدد به نظام وظیفه.

ادامه دارد…


* این بیت، از غزل زیر در دیوان حافظ می‌باشد:


فرستاده شده در ادامه تحصيل در خارج | ۱۳ نظر


۱۳ پاسخ برای “ادامه تحصیل در خارج – سهل‌انگاری، کمبود اطلاعات و بی‌نظمی ادارات”

  1. توسط محمد حیدرزاده در تیر ۱۹, ۱۳۸۷ | پاسخ

    حالا برو خدارو شکر کن که سربازی نرفتی اگه میرفتی که وبلاگت سریعا ERRORمیداد
    یه چیزی میخوام بگم که دو دلم ….. خب میگم راستش دلم میسوزه که بعد از پایان خدمت چطور میخوای بری سربازی فقط خدارحم کنه.
    ضمنا ما هم به آقا شهرام سلام و ارادت خودمونو ابراز می کنیم فقط کافیه که دستشو دراز کنه و ما رو بلند کنه تا مارو هم ببینه.

  2. توسط Nashenas در آبان ۲۹, ۱۳۸۷ | پاسخ

    شعار علمی در دانمارک: امروز تحصیل، فردا کار

    *** ***‌ *** *** ***

    بله گویا این ملت خیلی به تحصیل اهمیت می‌دهند ولی به این هم توجه کن که اکثر دانشجوها، پولی از پدر و مادر نمی‌گیرن و مجبورن برای اجاره خونه و خوش‌گذرونیهاشون، یک جایی پاره‌وقت کار کنن. مثل ظرفشوری، تمیز کردن خونه‌ها یا پشت صندوق فروشگاهها نشستن.

    -پویا

  3. توسط اشکان در آذر ۳, ۱۳۸۷ | پاسخ

    با سلام
    خیلی خوشحالم بعد از زیر و رو کردن اینترنت سایت شما را پیدا کردم.من قصد مهاجرت به دانمارک دارم
    ۱ سال دیگه لیسانسم را در رشته دامپروری می گیرم
    راستش خیلی تحقیق کردم تا دانمارک را پیدا کردم
    ولی من هیچی از اونجا نمیدونم.من مثل یه بچه ام که می خواد به دنیا بیاد ولی نمی دونه دنیا چه شکلیه
    نمیدونم به من اقامت مدند؟ نمی دونم دانشگاه دانمارک به من پذیرش می ده؟نمدونم میتونم در حین تحصیل کار پیدا کنم؟
    ممنون میشم من را راهنمایی کنید
    با تشکر

    *** *** *** *** ***

    سلام اشکان،

    جواب رو ایمیل کردم.

    -پویا

  4. توسط رضا در آذر ۴, ۱۳۸۷ | پاسخ

    قالب جدید مبارک.
    عزیز دل برادر، تمام این کارا و کارای نظام وظیفه و وزارت علوم و بقیه همشون روی هم ۴-۳ هفته برای من بیشتر نکشید. تازه اون برف سنگینم همه جا رو یه هفته این وسطا تعطیل کرده بود. اما برای راه افتادن کارات یه سری شرایط لازمه:
    ۱- پاچه خواری در موراد خاص (و بصورت حرفه ای باید از کاهلی های شخص رقیب طرف بگی)
    ۲- پافشاری، همیشه (اگر بهت گفتن برو ۱ هفته دیگه بیا، برو فردا بیا)
    ۳- پارتی (ترجیحا وزیر کار)

    *** *** *** *** ***

    البته مشکلی که من داشتم، غیبت بود و همینکه حل شد و تونستم بیام، باید کلامو بندازم بالا، حالا می‌خواد ۲-۳ هفته‌ای حل شه، می‌خواد ۲-۳ ماهه. البته اونهم درسته، تو ایران آدمهایی که کارشون به خِنسی می‌خوره، اگه اهل پاچه‌خواری و آستین‌خواری و یقه‌خواری و … نباشند، کلاهشون پس معرکه‌ است. اما خداییش نظام‌وظیفه یه ذره از جاهای دیگه بهتره و من باید در همینجا از این فرصت استفاده کنم و تشکر ویژه خودم را نسبت به سرداران رشید اسلام به خصوص جناب صباغیان ابراز کنم. ما که پاچه‌خواری نکردیم،‌ از بند “پ” هم استفاده نکردیم، اما پافشاریه در پیدا کردن آقای صباغیان جواب داد. ولی بازم می‌گم، مشکل اول رو خودم با سهل‌انگاری، بوجود آوردم.

    بابت تبریک قالب هم ممنون رضا، ببینیمت…

    -پویا

  5. توسط sheida در آذر ۱۲, ۱۳۸۷ | پاسخ

    سلام شوهر من از یکی از دانشگاههای دانمارک در مقطع دکترا بورس گرفته نمیدونم وضعیت دادن ویزا چطوره ممنون میشم اگه اطلاعاتی در این مورد بدید.

    *** *** *** *** ***

    سلام،

    فکر نمی کنم مشکلی باشه. هم به شوهرتون و هم به شما ویزا می دن.

    -پویا

  6. توسط کتایون در دی ۶, ۱۳۸۷ | پاسخ

    سلام.من یک پزشک هستم و میخواهم بدونم بهترین راه برای ادامه تحصیل درخارج کدومه.منظورم پی اچ دی است.وایا بعدازگرفتن ان ازلحاظ مالی وضع چطوره.با تشکر.

    *** *** *** *** ***

    سلام کتایون،

    والا من یک راه بیشتر برای ادامه تحصیل نمی شناسم و اون هم، گرفتن پذیرش از یک دانشگاهه.
    اینکه بعد از گرفتن مدرک دکترا، وضع مالی چطور می شه، هم بستگی به رشته داره، هم بستگی به کشوری که کار می کنی داره و هم بستگی به محلی که در آن کار می کنی. ولی من از یک چیز مطمئنم: اگه در زمینه کاری خودت متخصص باشی و واقعا با سواد باشی، بالاخره کار، گیرت میاد. اگه می خوای از وضع مالی خودت تا آخر عمر مطمئن باشی، بهتره تو یکی از کشورهای سوسیالیستی مثل دانمارک زندگی کنی. اما اگه دنبال ثروتمند شدن هستی، باید بری به کشورهای سرمایه داری مثل آمریکا، انگلیس و ایران و در اون صورت باید استرسها و نگرانیهای اون رو هم بپذیری.

    -پویا

  7. توسط شبنم در دی ۸, ۱۳۸۷ | پاسخ

    سلام
    من پزشکی هستم که ویزای gr1 دریافت نمودهام.
    خواهشمندم بفرمایید اگر در ژانویه بیایم. ۱ بهتر است چی با خودم از ایران آورم.برا خانمها در کپنهاگ کجا مناسب است اقامت کنند (قیمت در ۶ ماه ) تا آموزش زبان ببینند.کدام کلاس زبان.
    و هر گونه راهنمایی دیگری که لطف بفرمایید.
    ضمنا از زمان اشتغال چقدر طول میکشد همسر و فرزندم را آورم

    *** *** *** *** ***

    سلام شبنم،

    ۱- اگه منظورت آموزش زبان دانمارکیه، که اینجا یه موسسه هست که ۱۰۰ هزار تومان برای هر ترم می گیره و خیلی هم کیفیت آموزشش بالاست. مثل ایران نیست که تو هر خیابون، یک موسسه آموزش زبان راه انداخته باشن.
    ۲- در مورد اقامت، هم میشه در هتل اقامت کرد و هم میشه آپارتمان اجاره کرد. دانشجوها هم می رن خوابگاه یه اتاق اجاره می کنند. اجاره یه آپارتمان ۵۰ متری به طور متوسط ماهی یک میلیون تومانه و البته پول دو ماه اجاره رو هم قبلش می گیرن.
    ۳- اگه اینجا کار کنی و حقوق از دانمارکیها بگیری، پولی که می دن اونقدر هست که هم کفاف زندگی رو می ده و هم میشه بخش زیادیش رو پس انداز کرد. همه چیز هم اینجا تو فروشگاهها گیر میاد و میشه خرید. بد نیست یه نگاهی به قسمت مقایسه قیمتها و یادداشتهای دانمارک که تو بلاگ گذاشتم بندازی.
    ۴- در مورد اینکه چه قدر طول می کشه تا به خانوادتون ویزا می دن، من اطلاعی ندارم. اما New To Denmark رو چک کن، فکر می کنم اطلاعات خوبی توش باشه.

    -پویا

  8. توسط شیدا در بهمن ۶, ۱۳۸۷ | پاسخ

    سلام ممنون از جوابتون. ما دی تقاضای ویزا دادیم به نظرتون چقدر طول میکشه جواب بدن.راستی امکانش هست که به هر دومون با هم ویزا داده بشه. منتظر راهناییهای بیشتر از طرف شما هستم. راستی شوهرم با بورسش میتونه منو هم ساپورت کنه ( مطابق با قوانینی که تو سایت سفارت نوشته شده).

    *** *** *** *** ***

    سلام،

    من از قوانینی که اینجا وجود داره اطلاعی ندارم، اما ویزای من که حدودا یک ماه و نیم طول کشید. من فکر کنم به هر دوی شما ویزا بدن و از نظر مخارج هم شاید یه مقدار سخت باشه اما جای نگرانی نداره.

    -پویا

  9. توسط رضا در بهمن ۷, ۱۳۸۷ | پاسخ

    بابا ملت فکر می کنن شما مامور سفارت ایران تو دانمارکی! بی خیال این پویا هم یکی مثل من و شماست. :-)

    *** *** *** *** ***

    آره والا. مشکل اونجاست که در مملکت ما، اطلاع رسانی‌ها درست نیست و به همین خاطر ماها عادت کرده‌ایم که اطلاعات رو از زبان مردم بشنویم، چون نه به منابع موثق اطمینانی داریم و نه یاد گرفته‌ایم که چگونه به دنبال اطلاعات بگردیم.

    -پویا

  10. توسط شیدا در بهمن ۹, ۱۳۸۷ | پاسخ

    سلام باز هم ممنون من فقط می خواستم با راهنماییهای شما استرسی که دارم یکم کمتر بشه وگرنه از سفارت همه اطلاعات لازمو گرفتیم.

  11. توسط علی رضا در اسفند ۵, ۱۳۸۷ | پاسخ

    بعد از سلام میخواستم تشکر صمیمانه تشکر از تنها وبلاگ ارزشمند موجود درباره ی دانمارک که با صبر و تلاش شما ایجاد شده. وبلاگت بجای کفش ی منو بپذیری کهنه پوتین آکبند تو بیابان خشک و بی انتهای اینترنته.من یه پزشک هستم از تهران. ظاهرا دانمارک اخیرا با کمبود شدید پزشک روبرو شده اینه که حاضر شده پزشکای ایرانی برای کار بگیره.راستش غرض من از مزاحمت اینه که اگر بتونی یه زحمتی بکشی ببینی حقوق متوسط یه پزشک عمومی شاغل در بیمارستان چقدره و دیگه اینکه با توجه به هزینه های زندگی در دانمارک و هزینه های مادی و معنوی که ما باید بپردازیم(هزینه آزادسازی مدرک و شرکت اعزام کننده حدودا ۱۰ ملیون تومان+یادگیری اجباری زبان دانمارکی که فکر کنم حدود ۱ سال طول بکشه(نظر شما در این مورد چیه؟)+جلای وطن و دوری از خانوادهو….)اصلا ارزش این ریسکو داره؟ خلاصه اگه این بزرگو به من بکنی کلی دعات میکنم.ضمنا ببخشید اگه خواسته هام خیلی زیاد شد منتظرم.

    *** *** *** *** ***

    سلام علی رضا،

    نیاز دانمارک به پزشک، خبر جالبی بود. در مورد حقوق پزشکان من چیزی نمی‌دونم، اما اگه بخوام حدس بزنم باید چیزی بین ۲۰۰۰۰ تا ۳۰۰۰۰ کرون باشه. اینکه اومدن به دانمارک با تمام هزینه های مادی و معنوی که داره، می ارزه یا نه، بستگی به خودت و اهدافت تو زندگی داره. برای من به شخصه، نه تنها می ارزه بلکه بیش از این هم حاضرم هزینه کنم. فوقش بعد از چند سال اگه خوشت نیومد می تونی برگردی. لذتها، تجربه ها و تغییر نگاهی که بعد از زندگی در یه کشور دیگه بدست می آری، بعلاوه راحتی و آسایشی که زندگیت داره، می ارزه به اینکه چند سالی خانواده و وطن رو رها کنی. اما باز هم می گم، این بستگی به اهداف خودت تو زندگی داره. بودند کسانی که این تجربه رو انجام بدن و خوششون نیومده و برگشتن.
    زبان دانمارکی هم درسته که سخته اما، یکساله می شه در حدی یاد گرفت که بشه با دیگران حرف زد.

    -پویا

  12. توسط رامین در شهریور ۲۸, ۱۳۸۸ | پاسخ

    سلام عزیزان

    من دانشجوی دکترا هستم و دارم واسه فرصت مطالعاتی میرم دانمارک
    همه چی خوبه و بلیطم گرفتم
    استاد راهنمامم تو دانمارک دنبال یه اتاق خوب و ارزون واسم میگرده
    ولی اطلاعاتم راجب اونجا و هزینه خورد و خوراک و تفریح و … کمه
    میشه کمکم کنید؟

  13. توسط امین در آذر ۲۱, ۱۳۸۸ | پاسخ

    سلامږ ممنون از وبلاګ خوبتون
    در مورد رشته معماری(ارشد) و کار در دانمارک میتونید توضیحی به من بدین؟متشکرم

ارسال نظر

از دوستان عزيزي كه زحمت مي‌كشند و در وبلاگ، نظردهي مي‌كنند، خواهش مي‌كنم نام و نظرات خودتان را با حروف الفباي فارسي بنويسيد. من، پاسخهايم را به نظرات شما در ادامه هر يك از نظراتتان مي‌نويسم.