سلام به دوستان
نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۰۳/۲۰ – 11:42 ب.ظ - 574 بازدیدوقتی شبها از دانشگاه به خانه بر میگردم و وارد صفحه وبلاگ میشوم و یک پیغام زیبا را از یک دوست قدیمی یا یک رفیق جدید میبینم، گل از گلم میشکفد و چند دقیقهای در خاطرات شیرین روزهای گذشته فرو میروم.
از همین جا خدمت تمام دوستان دانشگاه تهرانی که هشت سال گذشته را هر یک به نحوی با هم گذراندیم، سلام گرم میفرستم. به خصوص هفتاد و هشتیها که البته از خیلی از آنها خبر ندارم و بیشک در این بیخبری، مقصر منم. امیدوارم بتوانم تمام آن دوستان قدیمی را بازیابم و این فاصله جغرافیایی زیاد، ارتباط مرا با دوستانم قطع نکند.
همچنین سلام دیگری میفرستم خدمت دانشجویان، اساتید و کارکنان عزیز دانشگاه علمی کاربردی واحد جهاد دانشگاهی صنعتی شریف که در طول سه سال تدریس پر خاطره من در آنجا، انسانهای پاک و نیکویی را در بینشان یافتم که همیشه برایشان آرزوی موفقیت و زندگی سعادتمندانه میکنم.
فرستاده شده در عمومي | ۶ نظر
توسط محمد حیدرزاده در خرداد ۲۳, ۱۳۸۷ | پاسخ
خاطرات برای مرور کردن خوبه نه برای زندگی کردن
بعضی فرصتها همیشه فرصت نیستند گاهی تهدیدند زودتر تکلیفتو اونجا مشخص کن برگرد اینجا بابا دلمون تنگه اگه نمی یایی لااقل شیرینی عروسی بفرست اونم دانمارکی اصل
توسط ر.ف.ع در خرداد ۲۳, ۱۳۸۷ | پاسخ
به نام مهربان ترین رفیق
سلامی به بوی خوش آشنایی…
استاد ، اِن قدر از این مصرع استفاده های به جا و نا به جا شده که به کلیشه ها پیوسته ولی هر چه فکر کردم
جز همین مصرع زیبا ؛ چیزی نیافتم که برای شما هدیه بفرستم…
یا حق
توسط المیرا در خرداد ۲۶, ۱۳۸۷ | پاسخ
اینجا هم سلام
اصلا فکر کنم اولش باید میومد اینجا سلام میدادم ، هر چی باشه بالاخره حضرت پویا اینجا یاد برو بچه های قدیمی و خاطرات خاک گرفته کردند
منهم از خیلی ها خبر ندارم اما از بعضی ها هم خبر دارم ، ادرس weblogtoono براشون بفرستین ، میفرستم! تا اینجا شاید دیدارها تازه بشن
توسط nt در تیر ۱۵, ۱۳۸۷ | پاسخ
سلام من حقیقتشو برات می نویسم من ۳۷ سال سن دارم و تازه این ترم درسم در یکی از مراکز پودمانی به پایان رسیده است.دربدر دنبال یک مطلب بودم که برای گزارش کارآموزی ارائه کنم.آخر من شاغل- متاهل(دارای یک دختروروجک به نام نگار۴ ساله)و مستاجر هستم که اتفاقی سایت شما رادیدم. مطالبت بد نبود فقط این را به عنوان یک برادر بزرگتر که ۴ تا پیراهن پاره کرده بهت می گم که یک وقت سعی نکن بخوای دوباره برگردی توی این خراب شده که حسابی پشیمان می شوی.وضع خیلی خرابتر از اون هست که فکر میکنی.خود من وقتی که از سربازی برگشتم می توانستم برم که به خاطر مادر خدا بیامرزم این کارو نکردم ، آقا راستشو بگم اشتباه کردم.حالا هم اگه واست ممکنه گزارش کارآموزی پریسا یزدی را واسم میل کن.
توسط محمد در تیر ۱۶, ۱۳۸۷ | پاسخ
سلام استاد . منو یادتون میاد؟
در دانشگاه علمی کاربردی ، یه روز کلاس پایگاه داده داشتید ، با اینکه دانشجوی شما نبودم ولی اجازه دادید بیام سر کلاستون . آخه همون موقع من واحد پایگاه داده داشتم ، چیزی هم بلد نبودم ، مجبور شدم بیام سر کلاستون . انصافا خیلی خوب درس دادید ، باعث شدید من برم پایگاه داده رو خوب یاد بگیرم ، الآن خیلی عالی مسلط شدم . خواستم ازتون تشکر کنم و آرزو می کنم هر کجا هستید سالم و سلامت باشید.
همچنین آرزوی موفقیت در درس و کارهاتون دارم .
توسط علی در مرداد ۲۴, ۱۳۸۷ | پاسخ
سلام اگر یادت باشد ، برای من جزوه کارآموزی را Mai l کردید.انرا با کمی تغییرات ارائه دادم و خوشبختانه پاس کردم. امروز به صورت اتفاقی دوباره وارد وبلاگ شما شدم. لطفا اینقدر در باره اسرائیل ننویس. اگر یک روزی بخوای برگردی ایران و کار کنی ۱۰۰۰ تا انگ بهت می چسبونن. مطالبت خوب و جذاب است به خصوص آنها که در مورد اوضاع اجتماعی انجاست. وقتی که ادم می خواند ومی بیند که در چه جهنمی زندگی می کند دچار یاءس و افسردگی می شود .مراقب خودت باش .