تعجب معده

نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۰۲/۲۷ – 10:09 ق.ظ - 1,186 بازدید

در این مدت که اینجا هستم هنوز گوشت، زیاد نخورده‌ام، از نوع خورشتی هم که اصلاً نخوردم، آبگوشت هم که به جای خود. باید یواش یواش به جای عدس‌پلو و املت، چند تا خورشت هم درست کنم. اینجا اکثر آدمها، بیش از آنکه مواد گوشتی مصرف کنند، سبزیجات می‌خورند، حداقل ظهرها که در دانشگاه غذا می‌خورم و طبق عادت ایرانیها دائم به دیگران نگاه می‌کنم که چه می‌خورند، بشقاب‌هایی می‌بینم که یا خالی از گوشت است و یا مقدار گوشتش در برابر باقی چیزها اندک. خوب من هم در این یک هفته اخیر به همین شکل غذا خوردم نه تنها در نوع غذا بلکه بدون قاشق. من واقعاً نمی‌دانم اینها بدون قاشق راحتتر غذا می‌خورند و یا عقلشان نمی‌رسد که با قاشق هم می‌توان غذا خورد. وقتی به Gerth (استادم) گفتم که در غذاخوری فقط چاقو و چنگال گذاشته‌اند و قاشقی در کار نیست، تعجب کرد و گفت که باید باشد. خلاصه در این مدت، هم در نوع غذاهایی که خورده‌ام و هم در شیوه خوردنشان تفاوت بسیاری ایجاد شده است. معده من هم جند روزی است صداهای عجیب و غریب می‌دهد، ‌نمی‌دانم مشکلی دارد و یا او هم از این همه تفاوت تعجب کرده است.


فرستاده شده در يادداشتهاي دانمارك | یک نظر


یک پاسخ برای “تعجب معده”

  1. توسط پیمان داودی در اردیبهشت ۲۸, ۱۳۸۷ | پاسخ

    آقا کاش اینجا بودی می‌‌‌رفتیم یه کله می‌زدیم…..
    راستی«گوشتکوب» پیدا نکردی؟!!!

ارسال نظر

از دوستان عزيزي كه زحمت مي‌كشند و در وبلاگ، نظردهي مي‌كنند، خواهش مي‌كنم نام و نظرات خودتان را با حروف الفباي فارسي بنويسيد. من، پاسخهايم را به نظرات شما در ادامه هر يك از نظراتتان مي‌نويسم.