اولین شب یکشنبه
نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۰۲/۱۵ – 1:33 ق.ظ - 513 بازدیدآدم تا در کشورهای مرفهی مثل دانمارک نباشد، هر چه قدر هم که بهش بگویند اونها خیلی خوش هستند، شکل و شمایل این خوشی رو متوجه نمیشود. گویا در اینجا همیشه شنبهها و یکشنبهها روزهایی هستند که آدمها باید به شکلی خود را تخلیه کنند. البته این اولین شنبهای بود که من در خارج از ایران بودم اما از آنجا که زندگی غربی آمیخته به یکنواختی محض است (این را از خیلیها تا به حال شنیدهام) میتوان حدس زد که این داستان هر هفته جوانهای شهر آرهوس است که یا با موتور سیکلتهای هزار خود در خیابانها گاز بدهند، یا به بار بروند و یا شب یکشنبه را مثل همسایههای من با دوستانشان ۷-۸ نفری پارتی بگیرند و با صدای بلند موزیکشان و جیغ زدنهای مهیبشان نگذارند همسایه تازه واردشان دو خط وبلاگ بنویسه (یوآن چند دقیقه پیش وقتی مشغول درست کردن املت بودم بهم گفت امشب پارتی نمیآی. منم خیلی مختصر و مفید بهش گفتم No !!!). میتوانید برای اینکه قدری بیشتر حال و هوای این پارتی رو درک کنید به صدایی که از آن ضبط کردم گوش بدهید (موزیک به همراه صدای گپ زدن و گاهاً صدای توپی که به طرف دیوار اتاق من شوت میشود): اولین شب یکشنبه
فرستاده شده در يادداشتهاي دانمارك | ۳ نظر
توسط رضا فقیه عبدالهی در اردیبهشت ۱۶, ۱۳۸۷ | پاسخ
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام استاد…
خدا بهتون صبر بده…
یا علی
توسط پیام در اردیبهشت ۱۹, ۱۳۸۷ | پاسخ
salam fekr mikonam hanoz barae deltangi zode chon hanoz shab haye tolani danmark baghi mande vato hanoz dar aval rahi vahanoz saret be etefaghat dor varet mashghole ama1mah dige javabeto migiri ama omid daram ke in tori nashe
توسط اردوان در اردیبهشت ۱۹, ۱۳۸۷ | پاسخ
اشتباه کردی دیگه! اگه رفته بودی الان کلی داستان واسه نوشتن داشتی. آقا این اخلاقتو عوض کن. یه دو تا پارتی بری اونجا، چشم و گوشت باز میشه خوبه واست به خدا. حرف گوش بده