سلام
نوشته شده توسط پویا در ۱۳۸۷/۰۲/۱۴ – 1:30 ق.ظ - 485 بازدیدسلام،
الان که این مطلب را می نویسم، در حدود ۶۰ ساعت از بودنم در دانمارک میگذرد. برای من که بار اوله از کشور خودم خارج می شوم و تا به حال شاید بیشتر از دو یا سه روز از پدر مادر خودم جدا نبودهام، تجربه جالبی است و جالبتر این است که اصلا و ابدا ذرهای دلتنگی در من بوجود نیامده است. نه استرسی، نه نگرانی و نه هیچگونه نشانی از تومخی (به قول پدر). نمیدانم این همه احساس رضایت از وضعیت موجود عجیب است و باید به خاطرش نگران شد و یا هنوز برای دلتنگ شدن برای خانواده، آشنایان، دوستان و وطن زود است. البته این هم یک نمونه از تناقضاتی است که معمولا بشر به آنها گرفتار است که شخصی به این دلیل که هیچ نگرانی و اظطرابی ندارد، نگران میشود و خود را ملزَم به پاسخگویی به این سوال میداند که چرا اصلاً نگران نمیشود و چون پاسخی برای این سوال خود نمیباید، بر نگرانیاش افزوده میشود و …
فرستاده شده در يادداشتهاي دانمارك | ۲ نظر
توسط ز.قبادی در اردیبهشت ۱۵, ۱۳۸۷ | پاسخ
تبریک بابت راه اندازی سایت و وبلاگ.
موفق باشید.
توسط رضا فقیه عبدالهی در اردیبهشت ۱۶, ۱۳۸۷ | پاسخ
سلام
استاد ، امیدوارم همیشه و در هرکجا موفق و بهروز باشید
به امید دیدار دوباره